#یاران_عاشورا
#آینه_داران_آفتاب
سربلند و رفیع
✨
🌹 رافع بن عبدالله ازدی شنوئه مولا(غلام) مسلم بن کثیر
🕊 رَسته از هرچه هست، سرمست از جام ولای دوست، دستافشان و پایکوبان میآیم. میآیم با تنپوشی از تقوا، زرهی از زهد، پایافرازی از ارادت و عشق و شمشیری صیقلیافته از معرفت، سیراب از بصیرت و ادراک، تا جان در هوای تو پرواز دهم.
🕊 رافع همراه مسلم بن کثیر، مولایش، از کوفه بیرون آمده بود. آخرین روز ذیالحجّه هوا اندکی دم کرده بود و عرق پیاپی میهمان پیشانی بود. سرود میخواند و مسلم با او دم میگرفت: رَسته از هرچه هست، سرمست از جام ولای دوست، دستافشان و پایکوبان میآیم…
🕊 راه از گزند گزمگان تهی نبود. هر شبحی از دور پیامآور مرگ و هراس بود. امّا عشق هراسناشناس قلب عبدالله و ایمان شورآمیز مسلم راه را پرشتاب میپیمود.
🕊 نخستین روز محرّم از میانه گذشته بود و امام منزلگاه قصر بنیمقاتل را به سمت نینوا ترک میگفت که دو سوار، دو رهسپار فداکار، دو خاکسار کوی محبوب به مولا و مقتدایشان رسیدند
📎ادامه متن در:
http://www.roozedahom.com/?p=32790
#چهره_ها_در_کربلا
#یاران
🔆 کانال تخصصی عاشورایی #روز_دهم 👇🏻
http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36
#چهره_ها_در_کربلا
#یاران
در منای حسین
✨
🌹 سلمان بن مضارب بن قیس بَجَلی
لبّیک اللّهم لبّیک، لبّیک لاشریک لک لبّیک …
✨میچرخد و لبّیک میگوید و در طواف خانهی محبوب، از او، «او» میطلبد. چهل سالگیاش را به منای عشق آورده تا با ذبح هرچه جز دوست، زیستن دوباره را آغاز کند. مراسم حج پایان یافته است. کاروانها سر برگشتن دارند تا بوی منتشر خدا در جان را به دیار و سرزمین خویش برسانند.
✨ سلمان همسفر پسرعمویش زهیر بن قین است و زهیر خوب میداند که اباعبدالله هشتم ذیالحجّه مکّه را به سمت کوفه رها کرده است. زهیر سر پیوستن به کاروان حسین(علیه السلام) ندارد. امّا در منزل زرود جاذبهی شگفت امام و تشویق و ترغیب همسرش، دلهم بنت عمرو، او را به قافلهی ایمان و ایثار و عشق گره میزند.
✨ اینک زهیر است و روحی آتشناک و جانی شعلهزده که همسفر حسین شده است. سلمان نیز در جاذبهی رفتار امام ذرّهسان به خورشید پیوسته است.
✨ زهیر! ما راه کعبه را گم کرده بودیم...
♻️ ادامه متن در لینک زیر:
http://www.roozedahom.com/?p=32194
🏴کانال تخصصی عاشورایی روز دهم👇
ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36fc
واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/Llc5alwzi0T7TZMdJ4MITT
#چهره_ها_در_کربلا
#یاران
غروب تردید، طلوع یقین
✨
🌹 #زهیر_بن_قین_بن_قیس_انماری_بَجَلی
آشوب و طوفان درون را به نفع حق مصادره کردن هنر بزرگی است. پُل از تردید و تذبذب به روشنای یقینی بزرگ بستن معرفت میخواهد و هدایت؛ و زهیر چنین بود.
از خویش کوچید و به خدا رسید و با سفر از تزلزل و ابهام به کربلا پیوست و در سماع عاشقانهی شهادت با لبخند امام تا بهشت بدرقه شد.
روزی که از مدینه بیرون آمد، سر همراهی حسین (علیه السلام) نداشت. میگفت: هیچ چیز برای من ناگوارتر از دیدن و بودن با حسین نیست! امّا کنجکاوی و جستوجوگری و میل دیدن فرجام و سرانجام کاروان حسین دمی او را رها نمیکرد.
کاروان #زهیر با اسبان تیزتگ، شمشیرهای بُرّان، نیزههای درخشان و در هیئت پادشاهان در حرکت بود...
♻️ ادامه در لینک زیر:
http://www.roozedahom.com/?p=32191
🏴 کانال تخصصی عاشورایی روز دهم 👇
ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36fc
واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/Llc5alwzi0T7TZMdJ4MITT
✨#معرفی_کوتاه_یاران_ابا_عبدالله_الحسین(ع)
🔵 شهیدان نبرد نخستین
🔴 #سیف_بن_مالک(عبدالله) عبدی بصری
صبح #عاشورا هیمنه ی خدا بر دشت خیمه زد.
خون، بی قرار جوشیدن از رگ ها بود و روح بی تابِ سرکشیدن از روزن تن و پریدن در فراخنای #بهشت.
جان ها زودتر از #شمشیرها از نیام جسم سرِ بیرون آمدن داشت.
#سیف، مقتل خویش را دید و رکعتان عشق را در کنار مقتل خویش برپا کرد.
هیچ گاه این همه خود را سبکبال و رها نیافته بود.
#سیف، شمشیر کشید.
بی هراس از #تیر ها پیش تاخت.
هرگام تیری بود و جوشش چشمه ای خون.
طنین رجز او دل ها را می لرزاند و #فرشتگان خدا، چرخش شمشیر بر دستان #سیف را ستایش و #سپاس می گفتتد.
ساعتی بعد #تیرباران پایان یافته بود و #سیف_بن_مالک عبدی در کنار پنجاه تن یاران و دوستان #شهید بر خاک افتاده بود.
#امام از میان #یاران #شهید گذشت. با زمزمه ای که آه و اندوه از آن می تراوید همگان را سپاس و وداع گفت.
کنار #سیف رسید و او را #دعا کرد. یاری که از #بصره تا #کربلا، جز به #عشق #حسین، گام نزده بود.
#امام_موعود سلامش می دهد و می گوید:
#السلام_علی_سیف_بن_مالک
📚 منبع: آیینه داران آفتاب، ص۴۶۴
#دکتر_محمدرضا_سنگری
✅ کانال #خیمه_عاشورایی_روز_دهم در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید:
@roozedahom10