eitaa logo
خیمه عاشورایی "روز دهم"
656 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.2هزار ویدیو
15 فایل
پرسش ها و یا نظرات خود را به نام کاربری زیر ارسال کنید : @Rooze10hom
مشاهده در ایتا
دانلود
سربلند و رفیع ✨ 🌹 رافع بن عبدالله ازدی شنوئه مولا(غلام) مسلم بن کثیر 🕊 رَسته از هرچه هست، سرمست از جام ولای دوست، دست‌افشان و پایکوبان می‌آیم. می‌آیم با تن‌پوشی از تقوا، زرهی از زهد، پای‌افرازی از ارادت و عشق و شمشیری صیقل‌یافته از معرفت، سیراب از بصیرت و ادراک، تا جان در هوای تو پرواز دهم. 🕊 رافع همراه مسلم بن کثیر، مولایش، از کوفه بیرون آمده بود. آخرین روز ذی‌الحجّه هوا اندکی دم کرده بود و عرق پیاپی میهمان پیشانی بود. سرود می‌خواند و مسلم با او دم می‌گرفت: رَسته از هرچه هست، سرمست از جام ولای دوست، دست‌افشان و پایکوبان می‌آیم… 🕊 راه از گزند گزمگان تهی نبود. هر شبحی از دور پیام‌آور مرگ و هراس بود. امّا عشق هراس‌ناشناس قلب عبدالله و ایمان شورآمیز مسلم راه را پرشتاب می‌پیمود. 🕊 نخستین روز محرّم از میانه گذشته بود و امام منزل‌گاه قصر بنی‌مقاتل را به سمت نینوا ترک می‌گفت که دو سوار، دو رهسپار فداکار، دو خاکسار کوی محبوب به مولا و مقتدایشان رسیدند 📎ادامه متن در: http://www.roozedahom.com/?p=32790 🔆 کانال تخصصی عاشورایی 👇🏻 http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36
#چهره_ها_در_کربلا #یاران در منای حسین ✨ 🌹 سلمان بن مضارب بن قیس بَجَلی لبّیک اللّهم لبّیک، لبّیک لاشریک لک لبّیک … ✨می‌چرخد و لبّیک می‌گوید و در طواف خانه‌ی محبوب، از او، «او» می‌طلبد. چهل سالگی‌اش را به منای عشق آورده تا با ذبح هرچه جز دوست، زیستن دوباره را آغاز کند. مراسم حج پایان یافته است. کاروان‌ها سر برگشتن دارند تا بوی منتشر خدا در جان را به دیار و سرزمین خویش برسانند. ✨ سلمان همسفر پسرعمویش زهیر بن قین است و زهیر خوب می‌داند که اباعبدالله هشتم ذی‌الحجّه مکّه را به سمت کوفه رها کرده است. زهیر سر پیوستن به کاروان حسین(علیه السلام) ندارد. امّا در منزل زرود جاذبه‌ی شگفت امام و تشویق و ترغیب همسرش، دلهم بنت عمرو، او را به قافله‌ی ایمان و ایثار و عشق گره می‌زند. ✨ اینک زهیر است و روحی آتشناک و جانی شعله‌زده که همسفر حسین شده است. سلمان نیز در جاذبه‌ی رفتار امام ذرّه‌سان به خورشید پیوسته است. ✨ زهیر! ما راه کعبه را گم کرده بودیم... ♻️ ادامه متن در لینک زیر: http://www.roozedahom.com/?p=32194 🏴کانال تخصصی عاشورایی روز دهم👇 ایتا http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36fc واتساپ: https://chat.whatsapp.com/Llc5alwzi0T7TZMdJ4MITT
#چهره_ها_در_کربلا #یاران غروب تردید، طلوع یقین ✨ 🌹 #زهیر_بن_قین_بن_قیس_انماری_بَجَلی آشوب و طوفان درون را به نفع حق مصادره کردن هنر بزرگی است. پُل از تردید و تذبذب به روشنای یقینی بزرگ بستن معرفت می‌خواهد و هدایت؛ و زهیر چنین بود. از خویش کوچید و به خدا رسید و با سفر از تزلزل و ابهام به کربلا پیوست و در سماع عاشقانه‌ی شهادت با لبخند امام تا بهشت بدرقه شد. روزی که از مدینه بیرون آمد، سر همراهی حسین (علیه السلام) نداشت. می‌گفت: هیچ چیز برای من ناگوارتر از دیدن و بودن با حسین نیست! امّا کنجکاوی و جست‌وجوگری و میل دیدن فرجام و سرانجام کاروان حسین دمی او را رها نمی‌کرد. کاروان #زهیر با اسبان تیزتگ، شمشیرهای بُرّان، نیزه‌های درخشان و در هیئت پادشاهان در حرکت بود... ♻️ ادامه در لینک زیر: http://www.roozedahom.com/?p=32191 🏴 کانال تخصصی عاشورایی روز دهم 👇 ایتا http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36fc واتساپ: https://chat.whatsapp.com/Llc5alwzi0T7TZMdJ4MITT
(ع) 🔵 شهیدان نبرد نخستین 🔴 (عبدالله) عبدی بصری صبح هیمنه ی خدا بر دشت خیمه زد. خون، بی قرار جوشیدن از رگ ها بود و روح بی تابِ سرکشیدن از روزن تن و پریدن در فراخنای . جان ها زودتر از از نیام جسم سرِ بیرون آمدن داشت. ، مقتل خویش را دید و رکعتان عشق را در کنار مقتل خویش برپا کرد. هیچ گاه این همه خود را سبکبال و رها نیافته بود. ، شمشیر کشید. بی هراس از ها پیش تاخت. هرگام تیری بود و جوشش چشمه ای خون. طنین رجز او دل ها را می لرزاند و خدا، چرخش شمشیر بر دستان را ستایش و می گفتتد. ساعتی بعد پایان یافته بود و عبدی در کنار پنجاه تن یاران و دوستان بر خاک افتاده بود. از میان گذشت. با زمزمه ای که آه و اندوه از آن می تراوید همگان را سپاس و وداع گفت. کنار رسید و او را کرد. یاری که از تا ، جز به ، گام نزده بود. سلامش می دهد و می گوید: 📚 منبع: آیینه داران آفتاب، ص۴۶۴ ✅ کانال در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید: @roozedahom10