برای آرمان
یکسال گذشت.
شام وفات بی بی جانم حضرت فاطمه معصومه (س) بود که سیدحسین به من گفت:
شیخ، جلسه حضرت معصومه (س) را به نام شما نوشتیم.
از آن روز، یک سال قمری به انتظار ماندم تا شبی دیگر فرا رسد و عشقم را به بی بی دو عالم نشان دهم با این تفاوت که این بار نام رفیقم در کنار من بود.
این بار برای آرمان جلسه ابراز عشق به عمه سادات را گرفتیم و او مامور ابلاغ سلام ما و عرض ارادت ما به عوالم بالا گشت.
ای آنکه آرمان را زدی، بدان!
هرآنکس که تو در این تصویر میبینی آرمان هایی هستند که فردای این انقلاب را بهتر از پیش خواهند ساخت.
پس بچرخ تا بچرخیم.
والعاقبة للمتقین.
✍مجتبی میرزایی
#آرمان
#هیئت
#شهید
@roozneveshthayeman
از فریدون به مهدی
آقا معلم بازنشسته اهل محله جوادیه تهران بود که چند سالی بود اومده بودن قم.
تعریف میکرد در اوائل دهه شصت دبیرستانی بود و با معلم پرورشی مدرسشون اومدن جمکران.
یه همکلاسی داشتن اسمش فریدون میرزایی بود. کفتر باز بود. میگفت اهل خلافای دیگه هم بود.
تو مسیر رفت خیلی شر و شیطونی میکرد.
ولی نمیدونم تو جمکران چه بر سرش اومد که تو مسیر برگشت یه آدم دیگه شده بود و مدام تو فکر بود.
چند وقت بعدش که برگشتیم محله به هم محلیها گفته بود به من بگید مهدی.
اسمش رو از فریدون تغییر نام داد به مهدی.
بچه یتیم بود. کس و کاری نداشت. همه خلافها رو کنار گذاشت.
چند وقت رفت جبهه و شهید شد.
#اعتکاف
#جمکران
#شهید
https://eitaa.com/roozneveshthayeman