دشمن اگه هزار دویست
نمره ی همه صفر و بیست
بازار اگه خراب وچول
مردودیا همش قبول
یادم میا چوب و فلک
آدم بی دوز و کلک
روغن قوطی پنج تومان
امان امان و الامان
برنج مغازه ی فلان
حراج کیلو ده تومان
یادم میاد اون روزیا
دوستی و کینه توزیا
یادم میاد هوار هوار
حقوق روزی پنج هزار
موشک و بمب بارون نبود
غزه ایقد داغون نبود
وقتی که میکردند فرار
شامحرضا و بختیار
توساکاشون دلار نبود
هیچ کسی انتظار نبود
وقتی که میشدند جدا
نه ترکیه نه آمریکا
جایی برایشون نداشت
گماشته ای که میگماشت
یادم میاد از انقلاب
با صد سوال بی جواب
هشت ساله جنگ را داشتیم
شهر فرنگ را داشتیم
آلمان و روس و انگلیس
فرانسه و هرچه پلیس
سواره بر براق بود
سواریشون عراق بود
شلمچه مجنون ومیگم
فرات و کارون و میگم
بسیجیای بی ریا
بنام کشور و خدا
نه کفش و جوراب و لباس
نه رانت و دزدی اختلاس
معبر مین یادم میاد
خون جبین یادم میاد
لاله ی سرخ پر پر و
سربند و نام حیدرو
یادم میاد خون و زمین
تفنگ و سنگر کمین
یاد گل شکفته را
لاله ی سرخ خفته را
با گریه تازه میکنم
تشیع جنازه میکنم
#اکبر_قاسمی_کللی
✅ @roshanaie_momenie