📋 #طعن_نابینا_مزن...
نابینائی در شب تاریک چراغی در دست و سبوئی بر دوش در راهی می رفت. فضولی به وی رسید و گفت : ای نادان! روز و شب پیش تو یکسانست و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟ نابینا بخندید و گفت: این چراغ نه از بهر خود است، از برای چون تو کوردلان بی خرد است، تا به من پهلو نزنند و سبوی مرا نشکنند. حال نادان را به از دانا نمی داند کسی ، گرچه در دانش فزون از بوعلی سینا بوَد. طعن نابینا مزن! ای دم ز بینائی زده ، زآنکه نابینا به کار خویشتن بینا بود