هدایت شده از عمار زمان
─┅═༅𖣔﷽𖣔༅═┅─
🇮🇷در شام شـوم خواص #کور
نور بصیرت #عمارم آرزوست
🇮🇷#عماریون_رهبریم
🗒تاریخ:99/11/01
🕚ساعت::20/00
🔍☆◁#گفتمان
📖☆◁#انقلاب اسلامی #بالنده و#مقتدر،چون #کوه_استوار
📖☆◁#قسمت_دوم
👤ارائه:جناب حجه الاسلام #بابایی
📮 گفتمان #اتحاد ملی #عماریون
🆔http://eitaa.com/joinchat/1402798098Ca9059909e5
🆔https://eitaa.com/bisimchee110/5375
🆔 @ammareyon
─┅═༅𖣔🌺𖣔༅═┅─
🇮🇷#اتحادیه_عماریون
هدایت شده از عمار زمان
✅ بخشی از وصیتنامه شهید قاسم سلیمانی
#قسمت_دوم
خواهران و برادران مجاهدم در این عالم، ای کسانی که سرهای خود را برای خداوند عاریه داده اید و جانها را بر کف دست گرفته و در بازار عشق بازی به سوق فروش آمده اید، عنایت کنید: جمهوری اسلامی، مرکز اسلام و تشیّع است.
امروز قرارگاه حسین بن علی، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرمها میمانند. اگر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمیماند، نه حرم ابراهیمی و نه حرم محمّدی (ص).
برادران و خواهرانم! جهان اسلام پیوسته نیازمند رهبری است؛ رهبری متصل و منصوب شرعی و فقهی به معصوم. خوب میدانید منزّه ترین عالِم دین که جهان را تکان داد و اسلام را احیا کرد، یعنی خمینی بزرگ و پاک ما، ولایت فقیه را تنها نسخه نجات بخش این امت قرار داد؛ لذا چه شما که به عنوان شیعه به آن اعتقاد دینی دارید و چه شما که به عنوان سنّی اعتقاد عقلی دارید، بدانید [باید] به دور از هرگونه اختلاف، برای نجات اسلام خیمه ولایت را رها نکنید. خیمه، خیمهی رسول الله است. اساس دشمنی جهان با جمهوری اسلامی، آتش زدن و ویران کردن این خیمه است. دور آن بچرخید. والله والله والله این خیمه اگر آسیب دید، بیت الله الحرام و مدینه حرم رسول الله و نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و مشهد باقی نمیماند؛ قرآن آسیب میبیند.
برادران و خواهران عزیز ایرانی من، مردم پر افتخار و سربلند که جان من و امثال من، هزاران بار فدای شما باد، کما اینکه شما صدها هزار جان را فدای اسلام و ایران کردید؛ از اصول مراقبت کنید. اصول یعنی ولیّ فقیه، خصوصاً این حکیم، مظلوم، وارسته در دین، فقه، عرفان، معرفت؛ خامنهای عزیز را عزیزِ جان خود بدانید. حرمت او را حرمتِ مقدسات بدانید.
جمهوری اسلامی، امروز سربلندترین دوره خود را طی میکند. بدانید مهم نیست که دشمن چه نگاهی به شما دارد. دشمن به پیامبر شما چه نگاهی داشت و [دشمنان] چگونه با پیامبر خدا و اولادش عمل کردند، چه اتهاماتی به او زدند، چگونه با فرزندان مطهر او عمل کردند؟ مذمت دشمنان و شماتت آنها و فشار آنها، شما را دچار تفرقه نکند.
بدانید که میدانید مهمترین هنر خمینی عزیز این بود که اوّل اسلام را به پشتوانه ایران آورد و سپس ایران را در خدمت اسلام قرار داد. اگر اسلام نبود و اگر روح اسلامی بر این ملت حاکم نبود، صدام چون گرگ درنده ای این کشور را میدرید؛ آمریکا چون سگ هاری همین عمل را میکرد، اما هنر امام این بود که اسلام را به پشتوانه آورد؛ عاشورا و محرّم، صفر و فاطمیه را به پشتوانه این ملت آورد. انقلابهایی در انقلاب ایجاد کرد. به این دلیل در هر دوره هزاران فداکار جان خود را سپر شما و ملت ایران و خاک ایران و اسلام نموده اند و بزرگترین قدرتهای مادی را ذلیل خود نموده اند. عزیزانم، در اصول اختلاف نکنید.
شهدا، محور عزّت و کرامت همه ما هستند؛ نه برای امروز، بلکه همیشه اینها به دریای واسعه خداوند سبحان اتصال یافته اند. آنها را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید. به فرزندان شهدا که یتیمان همه شما هستند، به چشم ادب و احترام بنگرید. به همسران و پدران و مادران آنان احترام کنید، همانگونه که از فرزندان خود با اغماض میگذرید، آنها را در نبود پدران، مادران، همسران و فرزندان خود توجه خاص کنید.
#پرورش_یافته_مکتب_اسلام_و_امام_خمینی
#دختریکههردونامزدششهیدشدند💔
✨دختر مقاومت✨
#قسمت_دوم
آیا پیش از شهادت، از ماهیت کار عباس و خطراتی که او را تهدید میکرد مطلع بودی؟
بله، البته از آنجا که عباس تک پسر خانواده بود محل کارش در خطوط مقدم درگیریها نبود اما به طبیعت کارش نبودنهایش طولانی بود.
همین ماهیت کارش باعث نگرانی شما نبود؟ بگذارید راحت بپرسم به احتمال امکان شهادتش فکر میکردید؟
خیلی نگرانش بودم و هربار که مجروح میشد به این فکر میکردم که بالاخره تنهایم خواهد گذاشت. در حقیقت از همان زمان که با او آشنا شدم فکر به شهادت رسیدنش با من بود. حتی با هم درباره شهادت و درد جدایی بعد از آن با هم حرف میزدیم.
از روز شهادتش برایمان بگویید. #شهیدعباس_علامه چطور به شهادت رسید و شما چطور از این مسأله با خبر شدید؟
شب شهادتش با وجودی که نمیدانستم عباس را از دست خواهم داد و او را به عنوان شهید تقدیم حضرت زهرا خواهم کرد، حوالی ساعت ۲ صبح با نگرانی از خواب پریدم. به تلفن همراهم و آخرین پیامی که عباس ساعت ۱۰ و سه دقیقه برایم فرستاده بود، بدون اینکه بدانم آخرین باری است که با من صحبت میکند نگاه کردم. بعد از آن تا زمان اذان صبح خوابیدم. ساعت چهار صبح بود و در حالی که هنوز آن نگرانی همراهم بود خودم را برای نماز آماده کردم. در پایان نماز به سجده رفتم و گفتم: "دخیلک یا زهرا، اگر عباس زخمی شده است نشانهای برایم بفرستید و اگر نه دعا کنید که با من حرف بزند". بعد همانطور که روی تختم قرار میگرفتم برایش پیامی فرستادم و گفتم: "عزیزم کجایی؟ به خدا نمیتونم بخوابم…". نمیدانستم عباس در آن زمان به شهادت رسیده است اما در نظرم تابوت عباس کنار دیوار مقابل تختم تجسم شد. سرم را به طرف پنجره که سمت راستم بود برگردانم و باز توی آن صورت عباس را که با همان پیراهنی که خودم برایش خریده بودم به من میخندید. از خودم بازخواست میکردم چرا دنبال عباس میگردم؟ حتماً این فکرها از سر نگرانی سراغم آمده است. بعد از آن چند بار خوابیدم و باز از خواب پریدم تا زمانی که برای رفتن به مؤسسه بیدار شدم و خودم را آنجا رساندم و یک ساعت بعد سختترین خبر ممکن، خبر شهادت عباس آمد.
مواجهه دختری جوان به سن و سال شما با این ضربه عاطفی غافلگیر کننده چطور بود؟ در واقع سوالم این است که چطور بعد از این اتفاق زمام زندگی را به دست گرفتید؟
بازگشت به زندگی عادی به هیچ وجه کار آسانی نبود. رنج بسیاری بردم و روی اندوهم سرپوش گذاشتم تا یک بار دیگر و با ورود عیسی به زندگیام زمام امور را به دست گرفتم.
#شهید_عیسی_برجی، با ایشان کی و کجا آشنا شدید و چه زمان عقد کردید؟
تقریباً دو سال بعد از شهادت عباس و در مهر ماه سال ۹۷ با عیسی آشنا شدم. شروع یک رابطه جدید برایم خیلی سخت بود اما هم حکمت خدا اینچنین بود و هم عباس به من سفارش میکرد که در صورت شهادتش زندگیام را ادامه دهم. آشناییام با عیسی از طریق دوستیاش با برادرم اتفاق افتاد. از برادرم خواسته بود تا نزد خانوادهام بیاید و با من آشنا شود. هفت ماه بعد و با موافقت من در تاریخ ۲۴ خرداد ۹۸ عقد✨💍✨کردیم.
از ماهیت شغل عیسی هم مطلع بودید؟
البته که بودم
بدون شک این احتمال وجود داشت که عیسی هم همانند عباس به شهادت برسد. سوال این جاست که بعد از آن تجربه، چگونه یک بار دیگر با یک نفر در همان موقعیت و شرایط کاری عقد زناشویی بستید؟صراحتاً این مسأله از مهم ترینها در نزد من است و نمیتوانم فردی که در این مسیر و خط نباشد را بپذیرم.
لطفاً از شهید عیسی برایمان بگویید.
عیسی جوانی خوش خلق، مؤمن، محبوب، صاحب لبخندی زیبا، پاک، راستگو و با نشاط بود و مانند همه جوانانی که در این مسیر گام بر میدارند آرزوی شهادت داشت و تمام تلاشش را برای رسیدن به آن میکرد. همان طور که سعی زیادی در خدمت به مردم داشت. درباره مسائل دینی هم همیشه بعد از نماز دعای فرج و زیارت عاشورا میخواند. هر وقت خسته میشد هم زیارت عاشورا میخواند. ارادت عجیبی به حضرت زهرا سلام الله علیها داشت و میخواست اسم دخترمان را زهرا بگذاریم. آخرین بار که با هم بودیم از من خواست تا به قرائت قرآن اهتمام جدی داشته باشم و من در این باره به او قول دادم. این را هم همیشه میگفت که هر وقت خسته شدی زیارت عاشورا بخوان که باعث راحتی و آرامشت میشود.
#ادامهدارد✨🦋