امروز بعد مدت ها بهت فکر کردم
حالا نکه بگم قبلا بهت فکر نمیکردم ها نههه
ولی خب امروز یه جور عجیبی رفتم تو فکرت
نگاهم که به آسمون افتاد یادت انگار از نو تو دلم زنده شد ؛ آخه یادمه عاشقققق آسمون بودی.
یادته؟ گوشیت پر بود از عکس آسمون و ابر و خورشید در نما های مختلف .
غریبه که نیستی یادت نه من دلم برات تنگ شد ...
راستش رو بخوای دلم این روزا خیلی بهونه گیر شده سرکش شده با هرچیزی یاد تو میوفته یاد تویی که ....
هوفففف بگذریم
محو آسمون میشم
صدات تو گوشم میپیچه داری میگی حیف نیست خدایی آسمون به این خوشگلی رو ول کنیم و بریم تو کافه بشینیم بیا بیا مگه این نیمکت های پارک دل ندارن بیا اینجا بشینیم .
حواسم نیست
اشکام میریزه
حواسم نیست
دستم میلرزه
حواسم نیست
انگار...
انگار جلو چشمامی
حواسم نیست
حواسم نیست که دیگه ندارمت
که نیستی
برمیگردم میخوام بهت بگم ببین آسمون امروز برات داره دلبری میکنه
ولی نبودت انگار زهر میشه و میشینه به جون قلبم
کجایی؟
کجایی آروم جونم؟
یعنی تو هم داری به دلبری ابر ها نگاه میکنی....؟
✍🏻 هانیل
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_ 💆🏻♀واکنش من وقتی همسایه بالایی امیرالمؤمنین رو قبول نداره ...
هدایت شده از شوقِ وصال
زمان:
حجم:
1.4M
شعرخوانی شعر طنز در مورد دانشجو
توسط شاعر طنزپرداز مشهدی..
#مصطفی_صاحبی
ما تو مشهد نمیگیم وقت نمیشه یا وقت کمه یا ارزش نداره ما مِگم کِرای نُمُکُنه 😂🤌😌
یکسری اگه گریبان گیرم شده و داره آزارم میده
اگه قبول نشی...؟
اگه اشتباه کرده باشی...؟
اگه نتونی...؟
اگه آدم این کار نباشی...؟
اگه اشتباه بگی...؟
اگه اشتباه بری...؟
اگه دوست نداشته باشه...؟
اگه راهت غلط باشه...؟
اگه مسیرت اشتباه باشه...؟
اگه از پسش برنیای...؟
اگه...
اگه...
اگه...
من موندم وسط یه حجم عظیمی از اگه ...🚶♀
گاهی تو باور میکنی
اما زمان بهت ثابت میکنه که خیلی از باور هات اشتباه بوده و قلبت و باور هاش زیر یه خروار خاطره دفن میشن ...
آدمایی که میگرن دارن رو اذیتت نکنین
شما نمیدونین با کوچیک ترین اتفاقی اونا چه سردرد های عظیمی رو مجبورن تحمل کنن ...