eitaa logo
روزنه
6.5هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
2.9هزار ویدیو
315 فایل
دریچه ای به تاریخ، سیاست و اندیشه دینی معاصر ارتباط با ادمین @M_shahidani
مشاهده در ایتا
دانلود
❄️وقتی برای دستگیری گریه گرد! خاطراتی کمتر شنیده شده از دستگیری امام خمینی در خرداد ۴۲ 💥اختصاصی 💥پست ویژه @rozaneebefarda 🔻🔻🔻 🔻مرحوم نقل می کند؛ حدود ساعت 10 صبح روز 17 محرم در کویت خوابیده بودم که تلفن زنگ زد. از خواب برخاستم و گوشی را برداشتم یکی از دوستان کویتی از آن طرف گفت: آقا!از ایران خبر دارید؟ گفتم: نه. گفت: رادیو را باز کنید، علم نخست وزیر دارد صحبت می کند. آیت الله خمینی را بازداشت کرده اند، آقای فلسفی و تمام وعاظ را زندانی نموده اند، گوش دهید ببینید چه می گوید.  فورا وحشت زده رادیو ترانزیستوری را از زیر تخت خواب برداشته و موج ایران را گرفتم، علم می گفت:....اینها مانند موش در دست ما گرفتارند،دادگاه صحرائی تشکیل می دهیم و آنها را محاکمه می کنیم....  تا آخر لاطائلاتی که گفت. فورا تلفن کردم به رفقا.  چند سال بود که من و دیگر رفقای اهل فضل هر کدام به حسینیه ای در کویت برای وعظ و تبلیغ دعوت بودیم، و ایام محرم و صفر و ماه مبارک رمضان را در آنجا برای انجام وظیفه دینی اشتغال داشتیم.  آیت الله آقای حاج که امروز از مدرسین بزرگ درس خارج قم هستند، و از گویندگان طراز اول ایران به شمار می رفتند، و از اوائل نهضت به نجف اشرف رفته و سکونت اختیار کرده بودند، از نجف آمده بودند. آقای حاج شیخ ابوالقاسم ، و مرحوم سید محمد رضا و نویسنده از قم و آقای شیخ محمد نصراللهی از مشهد به کویت رفته بودیم، و آقای سید مرتضی قزوینی که از کربلا آمده بودند، و هر کدام در حسینیه خود به سر می بردیم.  به همه آقایان تلفن زدم، معلوم شد هیچ کدام اطلاع ندارند. پس از نقل اجمالی ماجرا گفتم چون حسینیه ما در وسط شهر (محله شرق) واقع است، بهتر است آقایان تشریف بیاورند حسینیه ما تا درباره روی داد ایران مذاکره کنیم ببینیم تکلیف ما در اینجا چیست؟  طولی نکشید آقایان نامبرده که حسینیه شان در نقاط دور و نزدیک کویت واقع بود، وارد شدند. نخست از این پیشامد غیر قابل پیش بینی و شده بود، ، به خصوص که گذشته از شخصیت بزرگ علمی و معنوی معظم له، غیر از آقای وحیدی و قزوینی، هر چهار نفر افتخار شاگردی ایشان را داشتیم. به خصوص آقای خزعلی و مرحوم سعیدی که از شاگردان مخصوص معظم له بودند و رابطه بیشتری داشتند.  پس از مذاکرات مفصل به این نتیجه رسیدیم که برای جلوگیری از اعدام آیت الله خمینی، از وکلای شیعه کویت بخواهیم که آنها به نمایندگی شیعیان کویت و به تقاضای ما اهل منبر که مهمان ملت کویت بودیم، از شیخ عبدالله السالم الصباح که در دنیای عرب از اعتبار خاصی برخوردار بود، و شاه هم روی او حساب می کرد، که از شاه بخواهد از محاکمه صحرائی و اعدام احتمالی مرجع عالیقدر شیعه صرفنظر شود.  نمایندگان شیعه کویت گفتند: چون موضوع یک مسئله داخلی است، و مربوط به یک مرجع شیعه است، شیخ کویت دخالت نخواهد کرد و باید فکر دیگری نمود. پس از یأس از این اقدام بنا شد هر کدام ما جداگانه نامه ای به آقایان مراجع نجف اشرف بنویسیم تا هر چه زودتر پیش از آن که کار به جای باریکی بکشد و خطری متوجه امام شود دست به کار شوند و هر کاری از دستشان بر می آید انجام دهند. چون می گفتند شاید پستخانه را به دست مراجع نرساند، ناچار نامه ای نوشتم و به وسیله آقای سید مرتضی قزوینی از وعاظ معروف کربلا که او هم در کویت بود، برای مرحوم آیت الله خوئی فرستادم. روز بعد نیز طاقت نیاورده چون مسافر دیگری به نجف می رفت، دومین نامه را هم نوشتم و برای آن مرحوم فرستادم.  افسوس که آن موقع زیاد معمول نبود فتوکپی نامه ها را بگیرند و نگاه دارند، و امروز با این که حافظه ام بحمدالله قوی است، درست نمی دانم چه مطالبی را در آن دو نامه نوشته بودم. همچنین از آنجا که سخت پریشان بودیم تاریخ نامه را هم فراموشم کردم.  آنچه به یاد دارم این است که نوشته بودم، از موقع قیام آقایان مراجع قم و بیش از همه آیت الله خمینی بر ضد دستگاه جبار، آقایان مراجع نجف آن طور که انتظار می رفت اقدامی نکردند، و به مخابره چند تلگراف و نامه به تهران برای شاه و دولت اکتفا نمودند. کار به اینجا رسیده که باید آیت الله خمینی را دستگیر کنند و در تهران زندانی نمایند، حتی بیم اعدام ایشان هم است. شما آقایان نجف هم دست روی هم گذاشته اید تا بعد از این که خدای نکرده ایشان را اعدام کردند، بگوئید: انالله و انا الیه راجعون! سپس کارهایی را که به نظرم می رسید خوب باشد آقایان مراجع نجف انجام دهند طی چند مطلب با شماره بعنوان پیشنهاد بر آن افزودم، و معذرت خواستم که اگر جسارت رفته است پدرانه مرا ببخشند که فکر مشوش و دل نگران است.  (منبع؛ امام خمینی در آینه خاطره ها، صص ۵۲و۵۳) ▫️دعوت به روزنه👇 https://eitaa.com/joinchat/2032861191C0a0a43a053
هدایت شده از KHAMENEI.IR
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 | رهبر انقلاب، روز گذشته: 👈🏻 هر چه گویم عشق را شرح و بیان چون به عشق آیم خجل باشم از آن 🔺 بسیاری از ابعاد شخصیّت همچنان ناشناخته است. 📲 مشاهده فیلم کامل سخنرانی👇 Farsi.khamenei.ir/live
هدایت شده از KHAMENEI.IR
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 | رهبر انقلاب، روز گذشته:نسل کنونی انقلاب، بخصوص نسل جوان ما، امام عزیز را بدرستی نمی‌شناسند، درک نمیکنند، عظمت امام را نمیدانند؛ امام را با امثال این حقیر مقایسه میکنند؛ در حالی که فاصله بسیار زیاد است، فاصله نجومی است. امام شخصیّت استثنائی بود به معنای واقعی کلمه. ۱۴۰۱/۳/۱۴ 📲 مشاهده فیلم کامل سخنرانی👇 Farsi.khamenei.ir/live
هدایت شده از KHAMENEI.IR
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ببینید | سخنانی از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در یک محفل خصوصی، از دیدار محرمانه با حضرت امام خمینی در سال آخر عمر امام؛ جایی که امام برای اولین بار در حضور سران قوا به ایشان میگویند «شما رهبر بشوید». 📥 سایر کیفیتها👇 https://khl.ink/f/45829
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🏴 پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت جناب حجت‌الاسلام سید محمود دعائی ▪️ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی درگذشت مبارز قدیمی و یار دیرین امام بزرگوار حجت‌الاسلام سیدمحمود دعائی را تسلیت گفتند. 🔻متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است: بسم الله الرّحمن الرّحیم درگذشت مبارز قدیمی و یار دیرین امام بزرگوار جناب حجت‌الاسلام آقای سیدمحمود دعائی رحمةالله‌علیه را به خاندان گرامی بویژه همسر و فرزندان مکرّم و نیز مجموعه‌ی بزرگ دوستداران و همکاران ایشان تسلیت عرض میکنم. ایشان برخوردار از صفات نیک و پسندیده‌ئی بودند: صفا و سلامت نفس، فروتنی و ساده‌زیستی، پاکدستی و قناعت، ارادت عمیق و راسخ به امام بزرگوار و انقلاب و پایداری و وفا در دوستی و رفاقت. گذشته‌ی ایشان در عراق و ایران در دوران مبارزات هم فصل مُشبِع دیگری است که موجب رحمت و مغفرت الهی است ان‌شاءالله. از خداوند متعال تفضلاتش را برای آن مرحوم مسألت میکنم. سیّدعلی خامنه‌ای ۱۶ خرداد ۱۴۰۱ 💻 @Khamenei_ir
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴🎥 شعر پرطنین و حماسی احمد بابایی در پاسخ به هتاکان مواجب‌بگیر اهانت‌گر به ساحت امام رضا(ع) @rozaneebefarda
دعوت به حضور و مشارکت در برنامه فرهنگی تربیتی تابستانه دوره تابستانه 👨‍🎓دانش آموزان ششم، هفتم و هشتم 📈ریاضی مکمل🕋آداب قرآنی🚀موشک نیتروژنی💠معرق⚽️ورزش و تفریح 🔻به همت قم 🔹اطلاعات تکمیلی: 🌐 https://eitaa.com/rooyesh_pishrun 📞 ۰۹۰۳۴۵۳۰۳۸۳ 🔘روزنه؛ دریچه‌ای به تاریخ، سیاست و اندیشه دینی معاصر: https://eitaa.com/joinchat/2032861191C0a0a43a053
هدایت شده از KHAMENEI.IR
♻️ در مقابل تحریف حقایق و محکمات اسلام و انقلاب، وظیفه تبیین داریم 🔻 رهبر انقلاب: انسانها تابع بینش و دید خودشان هستند. اگر کسی بتواند حقایق را در چشم مردم تحریف کند، یعنی در واقع عمل و بازو و اراده مردم را به سمت گمراهی کشانده است. امروز همه افراد مسؤولند و اگر دیدند حقایق و محکمات اسلام و انقلاب مورد تحریف قرار میگیرد، وظیفه دارند کنند؛ نباید سکوت کنند. ۱۳۸۰/۰۳/۱۴ 🌷 بازخوانی روزانه‌ی توصیه‌ها و تدابیر رهبر انقلاب در موضوعات مختلف | 💻 @Khamenei_ir
الف لام و داستان‌سرایی در خصوص شب ۱۵خرداد۴۲ [صفحه ۱ از ۲] || الف‌لام تحریف؛ پرونده ویژه روزنه در نقد / یادداشت ۷ @rozaneebefarda 🔻🔻🔻 🔹تمایل نویسنده الف لام خمینی به برخی داستان‌سرایی‌ها و خیال‌پردازی‌ها و تلاش برای تبدیل آن به متن تاریخی، موجب شده پیرامون بازداشت امام در شب ۱۵ خرداد ۴۲ نیز به داستانی ساختگی استناد کند! مع‌الاسف در روزگار حاکمیت روحانیت و نظام جمهوری اسلامی، برخی جریان‌هایی که به ظاهر مأموریت‌شان ثبت حقایق تاریخی است دانسته یا ندانسته در تحریف‌گری مشارکت دارند و در تولید پاره‌ای متون خیال‌انگیز و غیرواقعی به نام تاریخ شفاهی، زمینه تحریف‌گری عده‌ای دیگر را فراهم می‌آورند و در نتیجه، مشتی خیال‌پردازی و افسانه‌سرایی با تاریخ خلط می‌شود! بخشی از داستان ساختگی مندرج در الف‌لام‌خمینی را که متأسفانه از زبان بانوی امام و به عنوان خاطرات آن بانوی بزرگوار منتشر کرده‌اند، در پی می‌آوریم: ... آقای خمینی بیدار بود؛ مثل هر شب؛ برای خواندن نماز شب. صدای هیاهو را شنید. بر بالین همسرش نشست و آهسته صدا زد: «خانم!» ساعت 2:30 بامداد 15 خرداد 1342 بود. «... آمده‌اند مرا بگیرند. ناراحت نشو؛ هیچ صدایی درنیاید. بقیه را بیدار کن و به آنها سفارش کن که آرام آرام باشند...» اینها را گفت و برخاست. رفت که لباس بپوشد... ناگهان صدای کوبیده شدن لگدی به در ورودی خانه بلند شد. هیاهو بالا گرفت... فریاد آقای خمینی سکوت اهل خانه را شکست: «چه خبر است؟ چرا اینقدر سر و صدا می‌کنید؟ همسایه‌ها خوابند؛ مزاحم همسایه‌ها نشوید!» در ورودی با آخرین لگد شکست و نیروهای ویژه وارد خانه شدند. فرمانده‌شان پرسید: خمینی کجاست؟ «[خمینی] دست روی سینه‌اش (گذاشت)[؟!!] و با پوزخند گفت: اینجاست... من خمینی هستم. من روح‌‌الله خمینی هستم. به کسی کاری نداشته باشید.»... فرمانده پرسید: خودت هستی؟ «او گفت: بله، خودم هستم. این وقت شب چه کار دارید؟ دو، سه نفر با دست‌پاچگی گفتند بفرمایید برویم.»...(الف لام خمینی، صص318-317) 🔹از نویسنده الف لام خمینی که ادعای بی‌طرفی در گردآوری وقایع تاریخی دارد و قاعدتا باید تمام ماخذهای متقدم و معتبر را لحاظ قرار دهد، جای سؤال است که چگونه در بازخوانی وقایع دستگیری امام ناگهان تمام منابع و اسناد متقن را به کناری وانهاده و صرفا از روی یک منبع متأخر (که به نام خاطرات بانوی امام بیرون داده‌اند) بدون وارسی، بررسی و راست‌آزمایی دوباره‌نویسی کرده است! لیکن آنچه که در کتاب نهضت امام آمده و از زیر نظر امام گذشته را نادیده انگاشته است؛ در صورتی که آنچه در کتاب نهضت امام آمده تنها ده سال پس از فاجعه دردناک خرداد خونین بوده است و آنچه از زبان بانوی امام آورده شده است- فرضاً که از زبان آن بانوی بزرگوار باشد- پس از گذشت نزدیک نیم قرن از آن روز سیاه بوده است و بی‌تردید انسان هر چند از حافظه قوی برخوردار باشد، خواه ناخواه پس از گذشت پنجاه سال، چه بسا دچار نسيان یا خطا شود و جزئیات رویدادها را به هم خلط کند. اینجا ارزش کار محقق تاریخ مشخص می‌شود که تا چه اندازه قدرت تجزیه و تحلیل منابع و تشخیص سره از ناسره دارد. در کتاب نهضت امام درباره رویداد شب 15خرداد چنین آمده است: ... سر و صدای ناهنجار و غیر عادی، او را متوجه یورش دژخیمان شاه کرد. فوراً از جا برخاست و حاج سید مصطفی را که در حیاط در کنارش خوابیده بود بیدار کرد: مصطفی! بلند شو، مثل اینکه آمدند؟ سید مصطفی چشم باز کرد و در جای خود نشست. ساعت 4 پس از نیمه شب را نشان می‌داد. پدر را دید که به سرعت لباس می‌پوشد، زمزمه گنگ و مبهمی ‌از خارج به گوش می‌رسید. نتوانست باور کند که این مزدوران شاه هستند که هجوم کرده‌اند. از جای برخاست و خود را به پشت‌بام رسانید. دید سراسر کوچه و اطراف منزل پر از سرباز مسلح و کماندو است که برق اسلحه‌های گرم و سرد در دست آنان منظره وحشتناکی پدید آورده بود. امام به پشت در آمده و گوش فرا داد. یقین کرد که ارتش شاه برای دستگیری او یورش آورده است... صدای ضجه و ناله آن چند نفر که تحت شکنجه دژخیمان، سرسختانه مقاومت می‌کردند به گوشش رسید... سخت خمینی را برآشفت و خشمناک ساخت به طوری که دیگر نتوانست تحمل کند... امام از خانه بیرون آمد و با صدای رسا اظهار کرد: «روح‌الله خمینی منم! چرا اینها را می‌زنید؟»... حاج سید مصطفی که از بالای بام ناظر جریان بود به شدت تحت احساسات قرار گرفت و خواست خود را از ارتفاع پنج متری به داخل کوچه بیفکند و تا آنجا که ممکن است از دستگیری پدر ممانعت به عمل آورد! امام که از داخل ماشین متوجه تصمیم خطرناک او شده بود با حرکت دست او را از این کار منع کرد... حاج سید مصطفی روی نهی و منع پدر از پایین پریدن منصرف شد، لیکن با تمام نیرو فریاد سر داد که: «... مردم خمینی را گرفتند»...(نهضت امام خمینی، ج1، صص511-509) @rozaneebefarda
الف لام و داستان‌سرایی در خصوص شب ۱۵خرداد۴۲ [صفحه ۲ از ۲] از نویسندگان کتاب خاطراتی که به نام بانوی امام منتشر شده، نمی‌توان خرده گرفت. چه بسا خلط و جهل یا علل دیگری درمیان بوده لیکن می‌گویند «شنونده باید عاقل باشد»! کسانی که ادعای تاریخ‌نگاری دارند و تمام جوایز معتبر داخلی را به خاطر تولید اثر فاخر درو کرده‌اند(!) نباید تحقیق کنند؟! اکنون بایسته است به متن الف‌لام پیرامون چگونگی بازداشت امام در شب ۱۵خرداد۴۲ - که در بالا ذکر شد- نظر کنیم تا روشن شود که نوشتار بهبودی تا چه اندازه با معیارهای متن متقن تاریخی فاصله دارد: وی آورده است که: «... آقای خمینی بیدار بود، مثل هر شب، برای خواندن نماز شب، هیاهو را شنید ساعت 2:30 بامداد بود و...»! اولاً روشن نیست که امام در آن ساعتی که مأموران برای بازداشت او هجوم آوردند بیدار بوده باشد و چه بسا نماز شب را نیز به جا آورده بود. دوم، ساعت هجوم مأموران برای بازداشت امام از ساعت 3:30 گذشته بود و بازداشت امام حدود ساعت 4 روی داد. نویسنده الف لام خمینی که گزارش‌های ساواک و شهربانی را «وحی منزل» می‌داند و پیوسته به آن استناد می‌کند، چگونه گزارش بلند بالای رئیس شهربانی قم را ندیده یا دیده و از روی آن دید محققانه! سطر نخست گزارش را خوانده و از همان سطر دریافته است که بازداشت امام ساعت 2:30 بوده است؟! متن گزارش سرهنگ پرتو، رئیس شهربانی قم چنین است: ...ساعت 2:30 صبح (پس از نیمه شب) روز 42/3/15 سرکار سرهنگ بدیعی رئیس ساواک قم تلفناً به اینجانب اطلاع داد که برای مذاکراتی فوراً به ساواک بروم. پس از رفتن به ساواک مشاهده شد سرکار سرهنگ مولوی با عده‌ای از مأمورین ساواک تهران در آنجا هستند. موضوع دستگیری خمینی مطرح گردید... ساعت3:30 صبح، عده‌ای مأمور ساواک تهران به طور متفرقه به اتفاق راهنمایان ساواک قم و شهربانی به منزل خمینی و دو منزل دیگر مورد نظر اعزام گردیدند و خمینی را که در منزل دامادش بود دستگیر نموده... در جریان دستگیری فقط یک نفر در منزل خمینی قدری مجروح و یک نفر که قصد داد و فریاد داشته دستگیر و از داد و فریاد او جلوگیری و پس از دستگیری خمینی آزاد شد و پیش‌بینی می‌شد که در منزل خمینی عده‌ای مستحفظ وی باشند، لیکن در موقع دستگیری غیر از دو نفر مزبور در منزل وی کسی نبود... ضمناً خمینی در آن موقع بیدار و لباس پوشیده، حاضر و خود را معرفی نمود که روح‌الله خمینی من هستم به دیگران کاری نداشته باشید... (نهضت امام خمینی، ج1، ص513-512) سوم، مأموران رژیم شاه که برای بازداشت امام بیت او را در میان گرفته بودند سخت تلاش داشتند که سر و صدایی ایجاد نشود و همسایه‌ها و دیگر مردمان در هنگام بازداشت امام، خبردار نشوند و آشوبی روی ندهد. از این رو بنا به گزارش رئیس شهربانی که در بالا آمد یکی از ساکنان بیت «که قصد داد و فریاد داشت دستگیر و از داد و فریاد او جلوگیری شد». بنابراین چگونه پذیرفتنی است که مأموران برای ورود به منزل سیدمصطفی لگد به در بزنند نه یک بار، بلکه بنا به متن مندرج در خاطرات بانوی امام، چند لگد به در بزنند؟! که بی‌تردید هر لگدی صدای مهیبی را طنین‌انداز می‌کرد! آیا می‌توان گفت این لگد‌پرانی‌ها! هیچ واکنشی هم در آن محل و منطقه پدید نیاورد و آب از آب تکان نخورد؟! کماندوها و چتربازانی که به بیت امام یورش بردند، نه در زدند و نه به در کار داشتند بلکه از دیوار و بام به درون حیاط پریدند. اگر بنا بود که به منزل سید مصطفی یورش کنند بی‌تردید به شکستن در نیازی نبود و از همان راه وارد می‌شدند که به بیت امام ورود کردند! چهارم، یک انسان اندیشمند و آزاده که از عقل سلیم برخوردار باشد آن گاه که می‌داند برای بازداشت او آمده‌اند و شخصاً نیز قصد فرار ندارد هیچ‌گاه نمی‌نشیند و انتظار نمی‌کشد تا مأموران به منزل او یورش برند و همسر و فرزندان او را بلرزانند و در برابر خانواده او را دستگیر کنند! پنجم، امام از غیرت و شرافت فوق‌العاده‌ای برخوردار بود. بی‌تردید هیچگاه وجدان او نمی‌پذیرفت که اجازه دهد دژخیمان بی‌پروا و بی‌حیای رژیم شاه به حریم زندگی او گام بگذارند و به منزلی که خانواده محترم او در آن زیست می‌کنند تعرض کنند. از این رو- همان‌طور که پیش‌تر آورده شد- امام به محض دریافت اینکه برای بازداشت او آمده‌اند بی‌درنگ از منزل فرزندش بیرون آمد و حتی درنگ نکرد که عبای خود را دوش کند. بگذریم از پرسش‌های دیگری که از پنداربافی‌ها و خیال‌پردازی‌های بالا مطرح می‌شود که امام چه اصرار داشتند که همگی اهل منزل را هنگام بازداشت او از خواب بیدار کنند و چه برآیندی بر آن بار بود و بگذریم از اینکه در آن شب، جز خانم امام و خانم سید مصطفی خمینی و دو کودک خردسال او- حسین و مریم- کسی در آنجا حضور نداشت! 🔘 روزنه؛ دریچه‌ای به تاریخ، سیاست و اندیشه دینی معاصر: https://eitaa.com/joinchat/2032861191C0a0a43a053
20.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | تحلیل وضعیت تولید علم در ایران پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی ⁉️ چرا را به ثروت تبدیل و وارد صنعت نمی‌کنیم؟ ⁉️ آیا مقالات ایرانی ندارند؟ ⁉️ چند درصد از مقالات داغ جهان، سهم ایران است؟ ⁉️ افزایش مقالات و چه گرهی از مشکلات مردم باز می‌کند؟ ⁉️ وضعیت در زمان رضاشاه و محمدرضا پهلوی چگونه بوده است؟ ⁉️ آیا این میزان رشد در طول ۴۰سال طبیعی بوده است؟ در ایران مدیر اندیشکده راهبردی سعداء و نویسنده کتاب 🔘روزنه؛ دریچه‌ای به تاریخ، سیاست و اندیشه دینی معاصر: https://eitaa.com/joinchat/2032861191C0a0a43a053