خیانتکاران پارسی_انگلیسی و گذری بر کارنامه سیاسی اردشیر جی ریپورتر
به بهانه اظهارات تحریفآمیز خسرو معتضد در شبکه افق
[صفحه ۵ از ۵]
#اختصاصیروزنه
@rozaneebefarda
🔻🔻🔻
آنگاه که مرگ ریپورتر فرارسید، خلاصهای از #خدمات و نیکوکاریهای او چنین برشمردند:
«... اردشیرجی مدت چهل سال تا پایان زندگی مصدر خدمات بسیار مهمی در ایران... بود. دورهی زندگی فرزانه اردشیرجی در ایران... دورهی انقلاب و تجدد و مشروطهخواهی بود و رویهی خدمت و فعالیت نیز مختلف. نسل جوان جویای ترقی و نام و شهرت و هرچیز، مغربزمین را نمونهی پیشرفت میدانستند. بنابراین در بیدار کردن احساسات ایرانیپرستی و آزادی و احیای سنن و شعائر ملی و تذکر مفاخر باستانی بین نسل جوان و رجال متجدد مساعی جمیله ابراز میداشت و یکی از اعضای انجمن آزادیخواهان ایران بود. ... فرزانه اردشیرجی نهتنها بین رجال و درباریان و خاندان سلطنتی ایران طرف توجه و صاحب نفوذ بود، بلکه رجال سیاسی دولت انگلستان مقیم تهران نیز با نظر احترام به او مینگریستند و در امور خاورمیانه بهویژه ایران جویای نظرات و خیالات او میبودند. رجال معروف انگلیس مانند سر پرسی کاکس، سر دنیس راس، لرد لینگتن و غیره از دوستان صمیمی او بودند. کابینهی انگلستان او را به سِمت مشاور مخصوص سفارت خود در تهران منصوب و گذرنامهی خصوصی برایش صادر ساخت. فرزانه اردشیرجی با خانوادههای رجال بزرگ ایران آمدوشد داشت و مخصوصاً در بیدار کردن گروه زنان ایرانی و آشنا ساختن آنان به حقوق خود... کوشش خستگیناپذیر به عمل میآورد... خدمت اجتماعی او در پس پرده انجام میگرفت.
جویای نام و شهرت نبود. هر چند سال یکبار سفری به هند مینمود و پارسیان را از نتایج حاصله و روش کار خود باخبر میساخت و طرح فعالیتهای آینده را میریخت... فرزانه اردشیرجی با سران ایل بختیاری روابط صمیمانه داشت و آنها را به اعادهی مجد و جلال و فرّ و شکوه ایران باستان تهییج مینمود. کلیهی سفارتخانههای خارجه در تهران با نظر احترام به او مینگریستند.
رجال معتبر دولت ایران در امور سیاسی نیز فرزانه اردشیرجی را مشاور خود قرار میدادند، و بسیاری تربیت فرزندان خود را به سرپرستی او واگذار مینمودند و زمانی هم در مدرسهی علوم سیاسی تهران سِمت استادی را داشت. روزنامهی تایمس لندن او را به سِمت خبرنگار خود در ایران و خاورمیانه برگزیده بود. فرزانه اردشیرجی زبانهای کردی و لُری را نیز میدانست و بین آن ایلات صاحب نفوذ بود و طرف توجه و احترام همهی ایشان. دانشگاه السنهی آسیایی پتروگراد از او برای تدریس زبانهای آسیایی دعوت به عمل آورده بود ولی چون صاحب گذرنامهی خصوصی بود از پذیرفتن دعوت خودداری نمود. ...»(ظهور و سقوط پهلوی، ج۲، صص ۱۳۷_۱۳۸)
در پایان، سؤال این است: آیا با اینهمه، میتوان اردشیر را به عنوان یک #نیکوکار معرفی کرد؟ و آیا اگر چنین گفتاری در سیمای جمهوری اسلامی بیان شود، چگونه است؟ و به راستی #ملاک_خدمت_و_خیانت در ارزیابی رفتار یک شخصیت تاریخی چیست؟
[در نگارش این متن، از برخی نوشتجات آقایان شهبازی و حقانی استفادهی فراوانی شده و در موارد متعدد، عین عبارات نقل شده است.]
بعد التحریر
پرداختن به مقولات تاریخی در قالب مستند یا برنامههای ترکیبی و...، از نقاط مثبت در کارنامه شبکه انقلابی افق است که تا کنون گرههای ذهنی فراوانی را در ذهن مخاطب ایرانی باز کرده است و حتما آن خدمات در جای خود قابل تقدیر است اما تسامحگری در عرصه تاریخ، نتیجهاش مخدوش کردن حافظه تاریخی و مشارکت در پدیده شوم تحریف تاریخ و تطهیر پهلویهاست.
حتما و قطعا در مجموعههای انقلابی ارادهای برای ضریب دادن به تطهیر و تحریف وجود ندارد اما گاه از روی بیاطلاعی و گاه عملگرایی یا احیانا انفعال و روشنفکرمآبی، ممکن است در بدنه تصمیمگیران میانی یا تولیدکنندگان برنامههای تاریخی، خط تحریف و تطهیر در برخی برنامهها مشاهده شود که البته هرگز پذیرفتنی و قابل توجیه نیست و اگر (ولو یک مورد) اتفاق بیفتد حتما باید تدارک شود. چرا که رسانه ملی به عنوان متولی تولید ابر روایت مورد تایید جمهوری اسلامی، شناخته میشود و این جایگاه بیبدیل اقتضای احتیاط و دقت حداکثری دارد.
فراموش نکنیم که امثال ریپورترها از ایرانی بودن تنها نام و نژاد را واجد بودند و در حقیقت همه هویت و ماهیتشان در وابستگی و خدمت به دشمنان و بیگانگان تعریف میشد. او گرچه در ظاهر در زمره پارسیان هند و مدعی پیروی از آئين زردشتی بود اما به دین و آئین و وطن و نژادش را در قمار سرسپردگی به انگلیس باخته بود و صد البته فعالیت این سلسله منحوس از سرسپردگان و خیانتکاران پارسی_انگلیسی(!) از عصر پهلوی تاکنون در عرصه سیاست ایران هرگز متوقف نشده است؛ خطر #تقیزادههایجدید جدی است!
#روزنه؛ خانه فضلا و فرهیختگان؛
https://eitaa.com/joinchat/2032861191C0a0a43a053