eitaa logo
روضه حاج عباس طهماسب پور
480 دنبال‌کننده
386 عکس
670 ویدیو
13 فایل
کانال تخصصی روضه همراه با متن با نوای دلنشین #حاج_عباس_طهماسب_پور هیئت محبان الزهرا سلام الله علیها #بابل 📲ارتباط با خادم کانال @youssof_62
مشاهده در ایتا
دانلود
💔 به یاد لبت یک شبم خواب راحت نداشتم ⬅️تو گودال رفتی دیگه... ها؟ کنار تن بی سرت کاسه ی آب گذاشتم چشم سرتو ببند یه چند لحظه خودتو تو گودال قتلگاه ببین تو بودی و گودال و ریگ و تنت زیر نیزه خداحافظی کردی با زینبت زیر نیزه صدا میزدم مادرت رو یا مظلـــوم نشون میدادم حنجرت رو یا مظلـــوم صدا میزدم مادرت رو ای بی کس به دامن بگیره سرت رو یا مظلوم یا مظلوم 💔 به صحرا سپردم که با خاک بپوشونه داداش تنت رو بمیرم که بردن جلو چشم من، پیرهنت رو تا حالا از این خونواده زنی رو نبردن اسارت الهی میمردم نمیدیدم اونقدر جسارت 😭😭😭 به آتیش کشیدن حرم رو،یا مظلوم نبودی شکستن سرم رو یا مظلوم ندیدی چشای ترم رو،با غیرت شلوغیه دور و ورم رو،... 💔 زینب و کوچه و بازار،کجا زینب و مجلس اغیار،کجا 😭😭😭 🔻 🔺 🆔 http://eitaa.com/rozehajabbas
🔹خاک مسیر کریم سرمه ی چشم گداست 🔹هرکه در این جاده نیست فارغ ازین ماجراست 🔸پرچم مشکی زدیم، هیئت ما شد حرم 🔸تا همه روشن شوند، روضه حسابش جداست 🔹بزم محبت بیار تا بشناسد تو را 🔹فاطمه با تک تک سینه زنان آشناست 🔸هرکه خدایی شده لطف حسین است و بس 🔸رونق هر مسجدی  لطف حسینیه هاست 🔹خانه ی قبرش بهشت! اهل دلی خوب گفت 🔹این همه بزم عزا، باعث دفع بلاست 🔸طب و مطب جای خود دلخوش اینها نشو 🔸دور خودت هی نگرد، تربت آقا دواست 🔹بسته شده راه حج،غصه چرا میخوری؟! 🔹حاجی شش گوشه شو، کعبه ما کربلاست 🔸کرببلا خواستی، هیچ نشو ناامید 🔸زود به مشهد برو، کار بدست رضاست 🔰پنجره فولاد رضا 🔰برات کربلا میده 🔰هرکسی کربلا میره 🔰از حرم رضا میره ❤️ ❤️ 🔹عرش خلاصه است در،صحن شریف حسین 🔹ما که کسی نیستیم،زائر قبرش خداست ✅روایت داریم یجایی از عرش، شبای جمعه خانم فاطمه زهرا به کربلا نظر میکنه ⬅️برا غریبش حسین، گریه میکنه ❇️گریه کن،ندیم میخواد همدم میخواد ❇️اینی که همه جای عالم مثل شما هستن و گریه میکنن مادرش فاطمه داره میبینه 🌱میگه دم معرفتتون گرم 🌱همدم من شدین 🌱کمک کار منه فاطمه شدین 😔دارید برا پسر غریبم حسین،گریه میکنید 😭 😭 😭 🔻 🔺 🆔 http://eitaa.com/rozehajabbas
زنی مویه کُنان،موی کَنان...خسته پریشان،پریشان و پریشان، شکسته نشسته ،،، سر تربت سالار شهیدان شده مرثیه خوان غم جانان 🔰همان حضرت عطشان 🔰همان کعبه ایمان 🔰همان قاری قرآن 🍁سر نیزه خونبار همان یار 🍁همان کشته اَعدا 🍁کاروان میرسد از راه،ولی آه ♻️نه صبری نه شکیبی ♻️نه مرهم نه طبیبی ♻️عجب حال غریبی ✔️ندارند به جز ماتم و اندوه،حبیبی ✔️ندارند به جز خاطر مجروح،نصیبی ✔️ز داغ غم این دشتِ بلاپوش ✔️به دل هاست، لَهیبی 💠و هر سوی که رفتند نه قبری نه نشانی 💠فقط میوزد از تربت محبوب،همان نَفحه ی سیبی 🌐که کشاندست دل اهل حرم را 🌐کاروان میرسد از راه 💢و هرکس به کناری 💢پر از شیون و زاری 💢کنار غم یاری 💢سر قبر و مزاری ✅یکی با تب و دلواپسی و زمزمه رفته ✅به دنبال مزار پسر فاطمه رفته ✅یکی با دل مجروح و کوهی پر از اندوه ✅به دنبال مه علقمه رفته ⬅️یکی کرببلا،پیش نگاهش سراب است ⬅️دلش در تب و تاب است ⬅️و این خاک پر از خاطره هاییست که یک یک همگی، عین عذاب است ⬅️و این بانوی دل خسته ی خسته، است 😭😭😭😭😭 🔸که با دیده خونبار و عزاپوش 🔸خدایا به گمانش که رفتست گُلش 🔸تا در آغوش و با مویه و لالاییه خود میرود از هوش 🔹گلم تاب ندارد 🔹حرم آب ندارد 🔹علی خواب ندارد 🟤همه صحنه ها دوباره اومد جلو چشم رباب 🟤که این طفل شیرخواره چجوری زل زده بود تو چشای مادر 🟤از فرط تشنگی،جون تو بدنش نبود 🟤لبا ترک خورده بود. 🟤با نگاش به مادر میگفت تشنمه 😭😭😭 🔺یکی بی پر و بی بال، دل افسرده و بیحال 🔺که انگار گذشتست بر او 40روز مثل چهل سال 🔺و بودست پناه همه اطفال 🔺پس از اینهمه غربت،رسیدست به گودال 🔳همانجا که عزیزش 🔳همانجا که امیدش 🔳همانجا که جوانان رشیدش 🔳همانجا که شهیدش 🟡در امواج پریشان نی و دشنه و شمشیر 🟡در آن غربت دلگیر 🟡شده مُصحف پرپر و رفتست سرش بر سر نیزه و تنِ بی کفنِ او سه شب در دل صحرا، رها مانده خدایا 🟢چهل روز شکستند 🟢چهل روز بریدند 🟢چهل روز پی ناقه،دویدند 🟢چهل روز فقط طعنه و دشنام شنیدند 💭چه بگویم چه بگویم چه بگویم؟؟؟؟ 🔻چهل روز اسارت 🔻چهل روز جسارت 🔻چهل روز غم و غربت و غارت 🔻چهل روز پریشانی و حسرت 🔻چهل روز مصیبت 〰چه بگویم؟؟ 👌چهل روز نه صبری نه قراری 👌نه یک محرم و یاری 👌ز دیاری به دیاری 👌عجب ناقه سواری فقط بود سرت بر سر نی قاری زینب چه بگویم ✳️چهل روز تب و شیون و ناله ✳️ز خاکستر و دشنام،ز هر بام،حواله و از شدت اندوه و با خاطر مجروح جگر گوشه ی تو،کنج خرابه همان آیینه فاطمه جا ماند سه ساله چه بگویم؟؟ 🛑چهل روز فقط شیون و داغو 🛑غم و درد ِ فراقو چه بگویم؟؟ ⭕️بگویم کدامین گِلِه هارا ⭕️غم فاصله هارا ⭕️ تبِ آبله هارا ⭕️و یا زخم گلو گیرترین سلسله هارا ⭕️و یا طعنه بی رحم ترین هلهله هارا ⭕️و یا مرحمت دم به دم حرمله هارا ⚠️چهل روز صبوری و صبوری ⚠️غم و ماتم دوری و صبوری ⚠️و تا صبح، سَری کنج تنوری و صبوری ❎نه سلامی نه درودی، کبودی و کبودی ❎عجب آتش و خاکستر و دودی و کبودی ❎به آن شهر، پر از کینه و ماتم چه ورودی و کبودی 🔆در آن بارش خون رنگ، سر نیزه تو بودی و کبودی 🔆گذر از وسط کوچه ی سنگیه یهودی و کبودی 🔅و در تشت طلا گرم شُهودی و چه ناگاه چه دلتنگ غروبی 🔅چه چوبی...عجب اوج و فرودی و کبودی 😭😭 😭😭 🔻 🔺 🆔http://eitaa.com/rozehajabbas
🔻یه گودال و اینهمه نیزه 🔺اینهمه شمشیر، اینهمه غارت 🔰یه پیراهن، اینهمه دعوا 🔰اینهمه غوغا، آه از این غربت 🟤سر پیراهن تو جنگیدن، بهت خندیدن 🟤العطش های تورا نشنیدن،بهت خندیدن 🟤روی زخم تو نمک پاشیدن، بهت خندیدن 😭😭😭😭😭 ♥️… آه ♥️… آه ♥️… آه 🔹یه آقا و اینهمه مرکب 🔹روبرو زینب،شد تنش پامال 🔸یه نامرد و خنجر کهنه 🔸روبرو مادر، اومده گودال 😭😭😭 ⬅️نانجیب میزد تورو با کینه نشست رو سینه ⬅️نمیگه خواهر تو میبینه نشست رو سینه ⬅️سینه ی تو چقدر سنگینه نشست رو سینه… ♥️… آه ♥️… آه ♥️… آه 😭😭😭😭 🟪یه خواهر که وسط گودال 🟪بین اون جنجال شده آواره ◀️یه خواهر که جلوی چشماش ◀️رو تن داداش، نیزه میباره ❇️زینبت میون نامحرم هاست کجایی عباس?? ❇️پیکر حسین، رو خاک صحراست کجایی عباس?? ♥️… ✔️تا حالا از این خونواده زنی رو نبردن اسارت 😭😭😭😭😭 🔻 🔺 🆔 http://eitaa.com/rozehajabbas
🍃کسی چه میدونه چه حالی داره 🍃رقیه ی یتیمِ دل شکسته 🍃با اتفاقایی که واسم افتاد 🍃حق بده که نمازام شده نشسته 👈میدونی چرابابا 🍂 اول اینکه خیلی رو خارا دویدم 🍂دوم اینکه طعم کتک رو چشیدم 🍂سوم اینکه تا افتادم از رو ناقه 🍂مثل مادرت خمیدم 😭بشمارم بازم یا نه 😭بسه دیگه بابا… نه?? 😭رد بشیم از این حرفا، میریم مدینه یا نه?? 🍃خدا کنه هیچ دختری تو دنیا 🍃نشینه رو ناقه با دست بسته 🍃با اتفاقایی که واسم افتاد 🍃غرور من مث سرت شکسته 👈میدونی چرا بابا 🍂اول اینکه خیلی سرم داد کشیدن 🍂دوم اینکه گوشوارمو پس نمیدن 🍂سوم اینکه خندیدن به اشک چشمام 🍂وقتی لباسامو دیدن 😭بشمارم بازم یا نه 😭اینه رسم دنیا… نه?? 😭خون شده دلم بابا، میریم مدینه یا نه?? 🍃علم اشکُ روی دوش گرفتم 🍃با عمه زینب ما علمدارتیم 🍃رو سرمه سایه ی تو همیشه 🍃حق نداره به من بگه بچه یتیم 👈میدونی چرا بابا 🍂اول اینکه خون علی تو رگامه 🍂دوم اینکه راه تو میدم ادامه 🍂سوم اینکه مهمون منی بابایی 🍂الان سرت رو پاهامه 😭میمونم تا فردا... نه 😭دلخورم به ولله… نه 😭ظلمُ زیر و رو کردم 😭منم مث زهرا… نه 🔻 🔺 🆔 http://eitaa.com/rozehajabbas
10.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😭 ماجرای تکان‌ دهنده نبش قبر حضرت رقیه سلام‌ الله‌ علیها پ.ن: در نقل دیگر این ماجرا ،فرد مذکور بجای سید هاشم خراسانی ،سید ابراهیم دمشقی خادم حرم حضرت رقیه(سلام الله علیها) عنوان شده است 🔻 🔺 🆔 http://eitaa.com/rozehajabbas
همیشه بوسه نشان خوشیست،ایندفعه از اتفاق بدی میدهد خبر،بوسه از اتفاق بدی مثل ظهر،در گودال از اتفاق بدی مثل تیغ،سر، بوسه از اتفاق بد خیزران، لب و دندان که داده اند بین تشت زهر، بوسه ببین که سنگ،بسوی تو میزنند نبی گرفته است مگر ز پیشانیت،بوسه?? به کربلاست که رویانده از لب شمشیر به شانه های ابالفضل، بال و پر ، بوسه به کربلاست که حتی در اوج جنگ و گریز گرفته است پدر، از لب پدر، بوسه ♥️… 😭😭 به کربلاست که تیر سه شعبه ثابت کرد همیشه فاجعه ای هست،پشت هر بوسه ♥ به کربلاست که تیر سه شعبه ثابت کرد همیشه فاجعه ای هست،پشت هر بوسه به کربلاست که تیغِ وضو گرفته به خون تمام جسم تورا غرق کرد در بوسه ✔️روایت میگه 1950 زخم،خورده بود حضرت سیدالشهدا توو روز عاشورا 😭😭😭 ☑️اما شیخ جعفر شوشتری میگه به تعداد آیه های قرآن ، بدن امام حسین زخم داشت خودت تجسم کن… 😭😭 🔸کربلا، به هرکسی که به این خاک پا گذاشته است 🔸میاورد به تبرک، از این سفر… بوسه 🔘روضه بخونم دیگه... ها؟! بزا برم به بالای تل خاک غم دوباره ای برادر،برات بگیرم دم ☑️رفتی تو گودال،همه حرفایی که زد از گودال بود از غمی که دیدم،پیکرم چقد شد خم... مگه یادم میره،اون لحظه ی عجیب مقتل مگه یادم میرم دیدم شدی،غریب مقتل مگه یادم میره خوردی زمین،تو شیب مقتل 😭😭 مگه یادم میره شَرّی که شمر،اینجا بپا کرد مگه یادم میره باچکمه هاش، رو سینه جا کرد مگه یادم میره چند ضربه زد،سرُ جدا کرد 💔 💔 مگه یادم میره مُردم سَرِ کوچه و بازار مگه یادم میره نامحرما میدادن آزار مگه یادم میره خون بود جلو چِشِ علمدار مگه یادم میره روی سرش،جای کبودی مگه یادم میره سنگش زد اون،زن یهودی مگه یادم میره بزم شراب، خودت که بودی 💔 💔 🔻 🔺 🆔http://eitaa.com/rozehajabbas
من محو در تجلی این بی نهایتم سلمان سر سپرده ی سلمانی تواَم لطفا بیا به دیدنم وقت رحلتم بابُ الجواد؛ بابِ مُرادِ دل من است عمریست داده ای به همین راه عادتم نُطقم کنار پنجره‌فولاد باز شد با ذکر یا رقیه بهم ریخت لکنتم 😭ای عهده‌دار مجلس عطشان کربلا 😭من آن حسین‌گوی دم درب هیئتم تو روضه‌خوان آن لب سرنیزه‌خورده ای من سینه‌چاک لطمه‌ی ذکر مصیبتم یَابْن‌َالشَّبیب‌ گُفتن تو می کُشد مرا گفتی که زخم خورده‌ی آن هتک حرمتم 😭😭 یابن الشبیب جد مرا بی هوا زدند یابن الشبیب جد مرا با عصا زدند 😭😭😭😭 ☑️فرمود: یابن الشبیب… ان کنت باکیا لشی فابک للحسین هروقت خواستید برای چیزی گریه کنید برای جد غریبم حسین گریه کنید 😭😭😭 یابن الشبیب… ذُبِحَ کَما یُذبح الکَبش مثل گوسفند جد مارو سر بریدن... اما بدون آبش ندادن،،،تشنه لب کشتنش 😭😭😭😭😭 🍀برای درهمی حسین یه عده کشتنت 🍀دیدن که پاره پاره شد تموم پیرهنت 🍀نشد که نیزه هارو در بیارم ازتنت نمیدونم بادلت جلو میام یانه.. 🍁داغت چه کرده با دل زینب حسین من 🍁بی سر شدی مقابل زینب حسین من 🍂سایه بکش به محمل زینب، حسین من 🍂بی معجریست مشکل زینب، حسین من 🌱ای هلال سر نیزه،،، میدرخشی بر نیزه 🌱بین صحرا می آید،،، بوی تو از هر نیزه ♥️ ♥️ ♥️ این یه بندُ برای امام رضا میخونم 🥺🥺 🌿ز روی نیزه کن نظاره 🌿که باغ عمرم بی بهاره 😭تنها… شدم میان جمع نامحرم 😭نظر نما به حال ما یک دم 😭ببین که قلب من شکسته 🔹دشمن به ضرب تازیانه ها هر شب 🔹دهد تسلا به دل زینب 🔹عَدو دو دست من رو بسته 💔…حسیــــــــــن 🔅کن تماشا بین نامحرم اسیرم 🔅طعنه و دشنام و خنده کرده پیرم ❤️‍🔥 ان شاء الله همه ی عمرت گریه کن امام حسین بمونی.. ان شاء الله دست لطف حضرت زهرا رو سینه ت باشه 🔰میشه بهم بگی، سپردیمون به کی? 🔰محرمامو دیدم روی نیزه یکی یکی 🔰هنوز نخوردم آب که دارم اضطراب 🔰من و تو میرسیم به هم تو مجلس شراب 😭😭😭 🔥زینب تو باخولی، مسافر بازاره 🔥کی بین این نامردا، هوای مارو داره تو کس و کار منی، شمر جلودار شده 😭😭😭😭😭 🍀🍀 ✍️ التماس دعای فرج🤲 🍀🍀 🔻 🔺 🆔http://eitaa.com/rozehajabbas
تازه دلم شد روبه راه،سخته آقا گدا داره گناه،سخته وداع با پیرهن سیاه سخته 🔺 گریه و اشک و آه،خداحافظ دل خوشیه دوماه خداحافظ آهای پیرن سیاه،خداحافظ 🔺 حالا که بین ما جدایی هست شکر خدا امام رضایی هست به روی لب،نوای چاووشه شرار غم تو سینه میجوشه تنگ دلم برای شیش گوشه 🔺 منم غلام مادرت،زهرا منم گدای خواهرت،آقا میخوام بیام حرم،همین حالا 🔺 جوونیمو میدم برای تو تا که بیام به کربلای تو دلت میاد که جابمونم،من؟! حرم نیام کجا بمونم،من؟! 🔺... 🆔 http://eitaa.com/rozehajabbas
یا ⁉️ ❗️❗️❗️ به معنای است؛ 👈همانطور که انگور عسگری به جهت بی‌دانه بودنش به این نام مشهور شده لذا دشمنان از این شهرت برای اثبات عقیم بودن امام و عدم وجود امام زمان استفاده میکرده و میکنند. 👈عسکر محله‌ای بوده در شهر سامرا که لشکرگاه و محل توقف سپاه خلفای عباسی در آنجا قرار داشت. 👇👇👇👇👇 🔰خلفای عباسی برای زیر نظر داشتن فعالیت‌های فرهنگی، علمی و سیاسی امام هادی علیه‌السلام، آن حضرت را در سال 236 ه.ق از مدینه به سامرا انتقال و در محله عسکر سکونت دادند. 💎 چون امام حسن عسکری علیه‌السلام و پدر بزرگوارش امام هادی علیه‌السلام در محله عسکر قرارگاه سپاه در شهر سامرا زندگی می‌کردند و به عسکری لقب یافتند. ✴️و این لقب مشترک بین آن حضرت و پدرشان امام هادی علیه‌السلام است و آنها را عسکریین گفته‌اند. 🔵 اگر بنا بود این لفظ به (گاف) نوشته یا تلفظ شود، باید امام هادی نیز عقیم می‌بود و از نعمت فرزند محروم تلقی می‌شد. 💢 از سوی دیگر عسکر لفظی عربی است و اصولا در زبان عربی حرف گاف وجود ندارد. پس آنچه صحیح است، عسکری (با کاف) است، نه عسگری (با گاف). 🔥 در به وجود آمدن شایعه عقیم بودن حضرت، گروه‌های مختلفی چون خلفای عباسی و جماعت عمری و.... در این شایعه فعالیت کردند و میکنند 🙏🙏🙏🙏 ☑️شایسته است با نشر این مطلب کمر همت بسته و در ترویج کلمه صحیح «عسکری» به جای «عسگری» کوشش کنیم. 🆔 http://eitaa.com/rozehajabbas
… 🌾زهر افتاده به جانِ جگرم،مهدی جان 🌾لرزه افکنده زِ پا، تا به سرم،مهدی جان ⚡️به لب خشک پدر،جرعه ی آبی برسان ⚡️که من از روز عطش،شعله ورم مهدی جان *جگرم داره میسوزه، یه قطره آب برام بیار* من نمیدونم تو جمع ما، کسی مسموم شده یا نه حالا به دلایلی نمیخوام بگم زهر عطش غلبه میکنه به آدم اونم زهری که به اهل بیت دادن و به قصد کشتن و شهید کردن امامامون… مث شخص مارگزیده به خودش میپیچید مهدی من کجایی?? ✨قبل از آنی که به دل،زهر،اثر بگذارد ✨کشته است صحنه دیوار و درم،مهدی جان 🔹لحظه ای نیست عزیزم،که تداعی نشود 🔹وقعه ی کرببلا در نظرم،مهدی جان 🔸قدح آب روان، تا به لبم شد نزدیک 🔸عطش اهل حرم،زد شررم مهدی جان 🔻بشکند دستی که با بغض علی،سیلی زد 🔺به رخ عمه ی نیکو سیرم، مهدی جان یه وقتایی من و تو روضه میخونیم یوقتاییم هم خوده اهل بیت میخونن ✔️بشکند دستی که با بغض علی،سیلی زد ✔️به رخ عمه ی نیکو سیرم، مهدی جان ⬅️تا درخشید رخ ماه تو یاد آوردم ⬅️سر نورانی هجده قمرم،مهدی جان ◀️زینب و بزم یزید و لب خشکیده و چوب ◀️خون قلبم چکد از چشم ترم،مهدی جان آب طلبید. پسر امامِ،،، سن و سالی هم نداره ☑️رفت آب آورد برا بابای غریبش که از شدت تشنگی داره به خودش میپیچه ☑️آبُ داد. امام حسن عسکری دستاش لرزون.. آب گرفت. ظرف آب از دستش افتاد ☑️اینی که میگی بچه ای برا تشنگیه باباش آب آورده، چه روضه ای تو دهنت تداعی میشه?? 💎یقینا دلت همونجاییکه من میخوام بگم ☑️دامن آتیش گرفت. دشمن به هوای خاموش کردن آتیش دامنش، پشتش دوید. اینم به هوای اینکه دوباره تازیانه و سیلی در کاره، میدوید ☑️هرچی سرعتش بیشتر میشد، سرعت دختر سه ساله هم بیشتر میشد به آتیش که باد بخوره، شعله ورتر میشه دختر دوید… اما دشمن بهش رسید ☑️یه نگاهی بهش انداخت. فهمید اومد برا کمک کردن چرا فرار میکنی? ☑️گفتم حتما تو هم میخوای مثل اونا کتکم بزنی ☑️همه بدنم کبوده، دیگه نای کتک خوردن ندارم ☑️دیگه نای سیلی خوردن ندارم ☑️دیگه توان تازیانه خوردن ندارم انقده زدن مارو… یکی با دست یکی با تازیانه یه عده ای با لگد همه جای بدنم درد میکنه ♨️چه کمکی از دستم برمیاد?? اگه امکان داره، یه مقدار آب بهم بده ♨️مشک آبُ گرفت. یه مقدار آب بهش داد. آقا یه سوالی ازت دارم، جوابمو میدی?? گفت بگو 〽️به من بگو گودیه قتلگاه کدوم وره? تو تشنه بودی آب میخواستی، گودیه قتلگاه برا چی?? بابام که رفت میدون، لب تشنه بود 😭😭😭😭 ✅اما تفاوتش اینه مهدی فاطمه آب برا بابا برد، اما این دختر نتونست ببره یه موقعی یادش اومد که سر از بدن جدا شد ✅بدن با عزت و احترام، غسل دادن سامرا شهر بدیه،،، الانم همینه 🔰به ندرت پیش میاد اوناییکه کربلا رفتن بگن سامرا هم رفتیم از همون موقع، همیشه حکومت نظامی بوده همیشه مراقب امام حسن عسکری بودن همیشه تو غربت بود حتی تو خونه ی خودش ❇️آقارو بعد از غسل، تشییع کردن یه عده از شیعیان اومدن ❇️موقع نماز، برادر امام هادی که عموی امام حسن عسکری بود، اومد نماز بخونه که مهدی فاطمه اومد فرمود: بر بدن امام ، فقط امام باید نماز بخونه ❇️خوده امام زمان شروع کرد به نماز خوندن 💠تو کربلا هم اینجوری شده اما تفاوتش اینه نه تشییع جنازه ای داشت، نه غسل و کفنی داشت بنی اسد اومدند بدنهارو جابجا کردن 💠خوده آقا زین العابدین اومد شناسایی کرد ✳️این بدن، بدن قاسمِ ✳️این بدن، بدن اربا اربای علی اکبرِ ✳️این بدن، بدن عموم ابالفضلِ ✳️این بدن، بدن پاره پاره ی بابای غریبم حسینِ کفن که نمیشد… گفت بنی اسد، یکی بوریا بیاره 😭😭😭😭😭 حسین… 🔵مگر به کربلا، کفن به غیر بوریا نبود? 🔵مگرحسین تشنه لب،عزیز مصطفی نبود?? حسیــــــن 🔰از سوز زهر کینه، هی رو خاکا میشینه 🔰دست به دیوار میگیره، مادرش رو میبینه 🍃ناله هاش، قلب میسوزونه 🍃رو لباش، لخته های خونِ 🍃روضه ی کوچه رو میخونه 🍂چشم به راه مونده حالا 🍂تا بیاد مهدی از راه 💢مث یک مار گزیده 💢سر گذاشته رو خاکا ✴️سر باباشو داره، روی پاهاش میزاره ✴️زیر لبهاش میخونه، روضه ای با اشاره 🔘خوبه که پیش تو نیست، خواهر 🔘خوبه اصلا نداری دختر 🔘تا ببینه تورو بی سر … 🔥دیدم بزم شرابُ، میچشیدم عدابُ 🔥وقتی مرد غریبه، بست به دستم طنابُ 🔥پُر شدیم از کبودی، بابا 🔥بین چنتا یهودی بابا 🔥خوب شد اصلا نبودی بابا 😭زود رسیدم به پیری، بابا 😭تو لباس اسیری، بابا 😭مُردم از سر به زیری، بابا 🆔 http://eitaa.com/rozehajabbas