eitaa logo
درگاه شاعران روضه نشینان🌱
2.2هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
522 ویدیو
69 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
پای فقیران می‌رود سوی کریمان تا اینکه بنشینند پهلوی کریمان هرکس گداتر شد مقرب‌تر شد اینجا هستیم ما زانو به زانوی کریمان حس می‌کند در عین دارایی فقیر است رد می‌شود هر کس که از کوی کریمان محتاج اگر صدبار هم چیزی بخواهد اخمی نمی‌آید به ابروی کریمان حتی جزامی های تنهای مدینه خوش‌بو شدند از عطر خوش بوی کریمان در پاسخ دشنام روی خوش نشان داد جز این توقع نیست از روی کریمان ای دل کریمان را به زرق و برق مفروش دنیا نمی‌ارزد به یک موی کریمان باید خدا اعمال بی مقدار ما را اندازه گیرد با ترازوی کریمان بین فقیران هیچکس مانند من نیست بین کریمان هم کریمی جز حسن نیست نشنیده ام جایی صدایی بهتر از تو «آقا» ندیدم هیچ جایی بهتر از تو هرکس بگوید باوفا هستم دروغ است عالم ندارد باوفایی بهتر از تو هر قدر می‌گشتم برای دردهایم پیدا نمی‌کردم دوایی بهتر از تو نام تو را خواندم میان هر قنوتم زیرا نمیدانم دعایی بهتر از تو در روز محشر که غریبم یاد من باش آنجا ندارم آشنایی بهتر از تو اسلام بر صلح تو قطعا متکی شد دینم ندارد اتکایی بهتر از تو آیینه وجه خدا هستی و یعنی... ...در تو نمی‌بینم خدایی بهتر از تو تو مظهر تام صفات ذوالجلالی نامت می‌آید می‌شوم حالی به حالی نام تو برد از خاطرم طعم عسل را اسم تو شیرین می‌کند شعر و غزل را یادم می‌آید عاشقت بودم از اول یادم نمی‌آید ولی روز ازل را در زندگی هرجا به مشکل خورد کارم نذر تو کردم تا بجویم راه حل را آغوش تو باز است بر روی فقیران هرگز خدا از ما نگیرد این بغل را گفتم بساط سفره داری تو پهن است وقتی‌که دیدم نانوایی محل را هرکس تو راهنگام جنگیدن ببیند انگار می‌بیند به چشم خود اجل را قبل از همه ای کاش می‌رفتی به میدان تا زودتر پایان دهی جنگ جمل را تو از خواص بی بصیرت ضربه خوردی دشمن خرید آن عالمان بی عمل را از دشمنانت هیچ خیری که ندیدی از دوستانت هم فقط طعنه شنیدی تنهای تنها ماندی و لشگر نمانده از دوستانت هیچکس دیگر نمانده در شهر پیغمبر به حیدر لعن گفتند هیچ احترامی دیگر از حیدر نمانده انکار کردی داغ مادر را همیشه گفتی زمان حمله پشت در نمانده اصلا میان کوچه بعد از ضرب سیلی ردی به روی صورت مادر نمانده بعد از تو تنها یاور زینب حسین است دیگر کسی دور و بر خواهر نمانده در کربلا ای کاش بودی تا ببینی تن مانده در گودال اما سر نمانده جسم برادر را بغل می‌کردی ای کاش هرچند چیزی دیگر از پیکر نمانده از حال خواهر های تو در شام و کوفه... ...یک جمله می‌گویم فقط «معجر نمانده» ذکر لب زین العباد... ای وای زینب در مجلس ابن زیاد ... ای وای زینب 🔸شاعر: ___________________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
اگرچه عاشق ناقابل شماست دلم بیا به خانه خود، منزل شماست دلم اگر كه شیعه شدم، از دل شماست دلم و از اضافه آب و گل شماست دلم من آفریده شدم تو دل مرا ببری طفیل هستی عشقند آدمی و پری همیشه پشت در خانه تو مهمان است بیا زخانه كه در كوچه راهبندان است هرآنكسی كه گدایت نشد، پشیمان است الا كه گوشه‌ای از سفرهء تو ایران است چه خوب می‌شد اگر قبر تو در ایران بود شب ولادت تو این حرم چراغان بود سه بار زندگی‌ات را به این و آن دادی جزامی آمده و روی خوش نشان دادی به آنكه گفت به تو ناسزا امان دادی گرسنه بود و به او قرص‌های نان دادی هزار سفره اگرچه فراهم آورده كرم كنار كریمیِ تو كم آورده ازل ندیده دگر تا ابد همانندت غزل چه هست بجز بندهای در بندت جمل شكسته‌شده فتنه‌اش زترفندت عسل شده‌ست چه شیرین زكام فرزندت تو از حوادث کرببلا خبر داری برای روز مبادا دو تا پسر داری سفیدنیست كه سرخ است پرچم صلحت ونیست صحبت سازش در عالم صلحت نبود تیغِ برنده‌تر از دم صلحت بپاست كرب و بلا از محرم صلحت سكوت تو ثمرش می‌شود قیام حسین شما امام حسن هستی و امامِ حسین گدا اگر كه دمی با شما قدم بزند غنی شود، برود خانه كرم بزند كجاست آنكه ته قصه را رقم بزند بیاید او و برای شما حرم بزند بیاكه جمعه ما موعد قیام شود بیاكه ندبهء این‌الحسن تمام شود 🔸شاعر: ___________________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
دستان پُر از خواسته از ما؛ کرم از تو ای شاه! که هرگز نگرفتیم کم از تو با «حای» حسن هر نفسِ ماست بهشتی خوشبو شده اذکارِ دم و بازدم از تو سوگند به «نونِ» حسنت، کاتبِ وحی است وقتی بنویسد قلمی یک قلم از تو طی می‌شود از روز ازل، راهِ رسیدن با یک قدم از ما و هزاران قدم از تو شد ماهْ کبوتر، به سرِ گنبدِ خورشید هر وقت گرفتیم سراغِ حرم از تو تا اینکه ببینیم نشانِ کرمت را انداخته‌ای در دل مَردم حرمت را حالا که حرم نیست، دخیلم به عبایت افتاده دلم پای ضریحِ کف پایت دستان مرا داده به دستان کریمت آنکس که سپرده‌ست مرا دستِ خدایت گوش کرمت در زدنی را نشیده‌ست از بس که کریم‌اند گدایانِ گدایت تا اینکه اجابت بشویم، اذنِ دخولیم پروازِ قنوتیم، به دنبالِ دعایت ما را چه به دیدارِ تو ای آینه‌ی حق وقتی که نکَندیم دل از آینه‌هایت نور ثقلینی تو و همسایه‌ی قرآن ای مدحِ تو آرایه‌ی هر آیه‌ی قرآن ای نامِ پُر از نورِ تو تسبیح زبان‌ها ای أشهدِ یکتایی تو ذکر اذان‌ها ای سفره‌ی یک ثانیه‌ات؛ روزی یک سال ای بانی دستان کریمِ رمضان‌ها با شمس و قمر ذکر بگو دانه به دانه ای گردشِ تسبیحِ تو تقویمِ زمان‌ها معروف به معراج، ولی خاک‌نشینی ای شهره به همسفره‌ی بی‌نام و نشان‌ها ای پیری زودِ تو پُر از روضه‌ی مکشوف ای شعرِ سپیدِ غزلِ موی جوان‌ها تقویم هم از دوری راهت گله دارد از بس که زمان تو و ما فاصله دارد تاریخ رسانده‌ست به ما مختصرت را آتش زده نمرودِ زمان بیشترت را اکسیرِ سکوتت، دَمِ شمشیرِ خدا شد پیروزی خون، داد زد اوجِ هنرت را آوازه‌ی صبرت به لبِ مأذنه‌ها رفت تاریخ نخواند أشهدِ نام پدرت را از ارثِ نبَردِ جَمَلت بود، که میدان انگشت به لب دید، نبَرد پسرت را از چشمِ ترت مقتل مادر به زمین ریخت تا خواند، لبت روضه‌ی بازِ جگرت را ای کاسه‌ی صبر از کَرم صبرِ تو لبریز یک قطره بیانداز، ته کاسه‌ی ما نیز 🔸شاعر: ___________________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
رسیدی از ورای آسمان، شب را سحر کردی قدم بر خاک تا بگذاشتی، آن را گوهر کردی به دنیا آمدی اول گداها را خبر کردی قدومت را بنازم، ای که مولا را پدر کردی چگونه مدح تو گویم؟ فراتر از سخن باشی به این حسنی که می بینیم،بایدهم حسن باشی به تصویر خیال من همیشه غرق لبخندی تویی که میزبان میهمانی خداوندی خدا که نیستی اما شبیهش بی همانندی برای فاطمه آمد چه فرزندی، چه فرزندی دل بی طاقت ما از سر بام تو می آید همیشه بعد نام فاطمه نام تو می آید چه ترسم از گرفتاری، که ایمانم حسن باشد که هستم ریزه خوار و برکت نانم حسن باشد جزامی فخر بفروشد که مهمانم حسن باشد نه تنها ما، پیمبر بر لبش جانم حسن باشد بگویم بی عدد هر وقت که زار و پریشانم حسن جانم،حسن جانم،حسن جانم، حسن جانم ردیف آورده ام در وصف حسن تو غزل ها را شنیدیم از کرامت های تو ضرب المثل ها را به عمرت فتنه ها دیدی و پی کردی جمل ها را بگیریم از خودت تفسیر أحلی من عسل ها را به غیراز قاسم تو مرگ در کام که شیرین است؟ حسین بن علی تنها سرش پیش تو پایین است نفهمیده کسی قبل از تو معنای کرامت را تویی آنکسکه بردی ازعلی ارث امامت را و من در بند بند صلح تو دیدم شهامت را تودنیا رابه ما دادی، محبت کن قیامت را ز صلح توست آقا جان، اگر نامی ز دین باشد تو که سربند القابت، "معزّ المومنین" باشد چگونه شکر گویم سایه ای که بر سرم داری فقط بردوستانت نه،به دشمن هم کرم داری کسی که گفته برتو ناسزا رامحترم داری تو که اینگونه ای آقا، بگو آیا حرم داری؟ زمین مادری تان عاقبت آزاد خواهد شد بقیع آن روز با نام شما آباد خواهد شد نمی ترسیم ما ازبزدلی ها بی وجودی ها که در تاریخ مانده بر تن شیعه کبودی ها نمی ترسیم از دندان خونخوار یهودی ها یهودی های پنهان گشته درپشت سعودی ها براي ما كه معلوم است حقه بازي اين ها نمي ترسيم هرگز از ترقه بازي اين ها 🔸شاعر: ___________________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
ریسه بندان کن، علیِ مرتضی(ع) بابا شده نیمۂ ماهِ خدا شیرخدا بابا شده میرسد امشب رطب از دستهای جبرییل روزه دارن! حیدرِ آل کسا، بابا شده حُسنِ مطلق رونمایی شد؛ حسن(ع) لبخند زد چون أمیرالمؤمنینِ شیعه ها بابا شده گفت امشب قلعۂ خیبر به تیغِ ذوالفقار باخبر هستی که شاهِ لافتی بابا شده؟! سفرۂ افطار با ذکر«حسن(ع)جان» پهن شد جانِ عالم؛ حضرت مشکل گشا بابا شده در فضیلت نیست امشب کمتر از شبهای قدر چون به یُمنِ مجتبی(ع) بابایِ ما بابا شده هست ذکر «یاعلیُ و یاعظیم ِ» اهل بیت(ع) سائلان خواندند او را «یاکریم اهل بیت(ع)» کوثر امشب صاحب دردانۂ أطهر شده حضرت أم أبیها حضرتِ مادر شده عرشیان و خاکیان و سائلان و عاصیان در کنار دست های کوچکش محشر شده چشم و ابرویش به حیدر رفته و دل می برَد قلبِ زهرا(س) بیقرارِ دومین حیدر شده شد نبی(ص) غرق سرور و شادمانی پدر- باعث آرامش ِ روز و شبِ دختر شده قوم و خویشیِ پیمبر(ص) باعلی(ع) شد بیشتر حالِ اصحابِ سقیفه بیشتر مضطر شده جاهلی هم سنگ آورده برای امتحان دید اما وقت رفتن صاحبِ گوهر شده هست آقایم کریم إبن کریم و تا ابد از تمام دست و دل بازانِ عالم سر شده دید دستِ خالی ام را داد عیدیِ مرا از میانِ جمعیت؛ زهرا(س) صدایم زد بیا... آمدم! نوکر شدم از برکت نام ِ حسن(ع) دام را انداخت؛ دل افتاد در دام حسن(ع) ابر و باد و ماه و خورشیدش تماشایی تر است فرق دارد آسمانِ آبیِ بام حسن(ع) با جزامی هیچکس دمخور نشد جز مجتبی(ع) همنشینی با ضعیفان هست پیغام حسن(ع) مرد شامی را به جای ناسزا لبخند گفت عاشقم! دیوانه ام کرده ست اسلام حسن(ع) نام او کام مرا طعم عسل داده ست و کاش... لحظه ای شیرین شود از نام من کام حسن(ع) در خیالاتم صدایش را تصور میکنم نسخۂ آرامشم شد لحن آرام حسن(ع) میشود صحن و سرایش بازسازی با ظهور میشوم در آستانش جزء خدام حسن(ع) شک نکن یکروز میگیرم برات کربلا از کنار پنجره فولادِ باب المجتبی(ع)! 🔸شاعر: ___________________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
تو آمدی و نفس داده ای سحر به هوا تو خنده کردی و هی ریختی شِکر به هوا که بی تو زندگی هیچ کس نمی گیرد چه قدر رفته ای آقا از این نظر به هوا زمین به عشق تو خارج شد از مدار،نگو برای دیدن تو خاک گشته سر به هوا به جای ماه بگیرند اگر بیندازد تورا ز شوق رسیدن شبی پدر به هوا به ذهن هیچ گدایی نماند منّت تو نمانده چونکه ز بال و پری اثر به هوا رسید قصه به آن جا که سرخ شد خاک و؛ کشید آتش زرد دری شرر به هوا چه قدر زود پُر از دود بود یک کوچه بدون آن که کند یک نفر نظر به هوا شبیه بیشتر روزها در آن جا هم چه خوب بود اگر خورده بود در به هوا بلند گشت ولی پایشان برای دری و رفت سرزده دست چهل نفر به هوا 🔸شاعر: ___________________
در ماهِ صیام فاطمه(س) مادر شد آن زاده ی عشق صاحبِ ساغر شد اوّل پسرِ خانه ی حیدر امشب اوّل نوه ی دامنِ پیغمبر(ص) شد ای اهلِ ولا کریم آمد از راه از گلشنِ فاطمه(س)به لطفِ الله تا دید نبی جمالِ ماهش فرمود لاحولَ وَلا قوهً اِلا بِالله در نیمه ی ماهِ رمضان ماه آمد ماهِ علی و فاطمه(س) دلخواه آمد از هر قدمش عطرِ سحر می ریزد دل مژده نسیمِ جنت از راه آمد معنیِ سلام و صلوات است حسن(ع) بر اهلِ ولا بابِ نجات است حسن(ع) عالم به کرامتش چنان (ع) می بالد سرمنشای خیر و برکات است حسن(ع) 🔸شاعر: ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
کار ما نیست غزل بافتن از نامِ حسن کامِ ما مستِ عسل یافتن از جامِ حسن حسنی نیست لبی کز لب لعلَش نَمکَد صد و ده بار نمک گیر شده کامِ حسن حسن بن علی از بس بغلِ مادر بود مادری شد همۀ عمر و سرانجامِ حسن چند روزیست که زهرا به تبسم گوید مثل پیغمبر اکرم شده اندامِ حسن حسنی بودن ما لطفِ حسینی دارد ای خوش آن صید که افتاد ته دامِ حسن حمزه کُش هم که شود وحشی،اگر احمد خواست آخر الامر حسینی شود و رامِ حسن 🔸شاعر: ____________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
خنده بـه لب‌ های تموم خلقُ الله که اومده دنیا کریم آلُ الله عاشقا بـه نوا و زمزمه این شده گُل رو لب همه ی ی تهنیت یا علی یا فاطمه مرحبا یا حسن یا امام مجتبی بـه دامن عصمت نور هدا آمد خورشید زیبای ماه خدا آمد این پسر جلوات داوره هستی و نور چشم حیدره مُصحفی روی دست مادره، عاشقا یا حسن یا امام مجتبی از زندگی مـا بی ولای تـو سیریم به زودی این جشن و مدینه می گیریم‌ ای آقا برای مـا کن دعا که بشیم همسفر با این خوبا روزیمون شه مدینه کربلا،‌ ای آقا یا حسن یا امام مجتبی‌ 🔸شاعر: ؟؟؟ ___________________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
اگرچه عاشق ناقابل شماست دلم بیا به خانه خود، منزل شماست دلم اگر كه شیعه شدم، از دل شماست دلم و از اضافه آب و گل شماست دلم من آفریده شدم تو دل مرا ببری طفیل هستی عشقند آدمی و پری همیشه پشت در خانه تو مهمان است بیا زخانه كه در كوچه راهبندان است هرآنكسی كه گدایت نشد، پشیمان است الا كه گوشه‌ای از سفرهء تو ایران است چه خوب می‌شد اگر قبر تو در ایران بود شب ولادت تو این حرم چراغان بود سه بار زندگی‌ات را به این و آن دادی جزامی آمده و روی خوش نشان دادی به آنكه گفت به تو ناسزا امان دادی گرسنه بود و به او قرص‌های نان دادی هزار سفره اگرچه فراهم آورده كرم كنار كریمیِ تو كم آورده ازل ندیده دگر تا ابد همانندت غزل چه هست بجز بندهای در بندت جمل شكسته‌شده فتنه‌اش زترفندت عسل شده‌ست چه شیرین زكام فرزندت تو از حوادث کرببلا خبر داری برای روز مبادا دو تا پسر داری سفیدنیست كه سرخ است پرچم صلحت ونیست صحبت سازش در عالم صلحت نبود تیغِ برنده‌تر از دم صلحت بپاست كرب و بلا از محرم صلحت سكوت تو ثمرش می‌شود قیام حسین شما امام حسن هستی و امامِ حسین گدا اگر كه دمی با شما قدم بزند غنی شود، برود خانه كرم بزند كجاست آنكه ته قصه را رقم بزند بیاید او و برای شما حرم بزند بیاكه جمعه ما موعد قیام شود بیاكه ندبهء این‌الحسن تمام شود 🔸شاعر: ___________________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
مژده بده ساقیا! مژده که نور آمده از دمِ جان پرورش، عرش به شور آمده بود به وقت سحر ، نور چو قرصِ قمر آینه ی ذاتِ حق شعر و شعور آمده شادی و شور و شعَف نغمه کنان می رسد بر دلِ ما عاشقان عشق و سرور آمده نور فشان شد زمین از رخِ زیبای او جلوه ی نورِ خدا پا به ظهور آمده ساقیِ کوثر فتد قرعه به نامِ حسن آنکه به دستش بوَد جامِ طهور آمده باز تو دعوت شدی سفره ی اکرامِ او دستِ نوازش گرش بهرِ امور آمده بخشش و احسانِ او بر همگان روشن است جمله عنایت کند هر که حضور آمده سبز شود باغِ دین شوقِ ولای حسن مرهمِ غمهای ما سنگِ صبور آمده بهرِ تولای او با دل و جان چاکریم مژده بده ساقیا! مژده که نور آمده! 🔸شاعر: ___________________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
محصولِ دو نورِ آسمانی ست حسن(ع) از جنسِ عقیقِ کهکشانی ست حسن(ع) از هر قدمش لطف و کرم می بارد گلواژه ی نابِ مهربانی ست حسن (ع) ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————