امروز دوباره جای ِ ۲ نفر کنارم خالی بود و حس میکنم قراره تا اخر همراهم باشه مثل تموم روزا...
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
دو رفیق:) .. سوار مترو شدم و روی صندلی نشستم. دردی طاقت فرسا در بطن چپ سینه ام بود؛ دردی که مدت ها م
https://eitaa.com/runak2/12869
چجوری وقتی اینارو تجربه نکردی درموردش مینویسی؟
..
:))😂