هدایت شده از متنِسبز!
قلبش تند تند میتپید. دستان کوچکش میلرزید. آرام صورت پر از زخم پدرش را نوازش کرد. میخواست آخرین بوسهی عمرش را به پدر تقدیم کند؛ اما جای سالمی پیدا نکرد. به هقهق افتاد. نفسش بالا نمیآمد. نفس نفس زنان گفت: «بابا... ببین گوشوارههامو کشیدن... ببین موهام سوخته... دلم برات تنگ شده. چرا انقدر زخمی شدی؟ بدنت کجاست؟ بابا چرا جوابمو نمیدی...؟» سر بدون تَن پدرش را در بین بازوان کوچکش گرفت و دیگر نفس نکشید.
الای وصالی
#متن_سبز
روح الله رحیمیانenc_17205076029057093538102.mp3
زمان:
حجم:
3.9M
داره لالایی میخونه یه سه ساله...
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
سلام و نور صبح تون بخیر کانال دار های عزیز هرکس این پیامو فور بزنه داخل کانالش عکسنوشته ی محرمی، با
تقدیمی های زیبا و ارزشمند کانال عکس های سخنگو با آرم کانالمون 🌱✨
ممنونیم ازشون :)
هدایت شده از خاطرات خورشید و ماه؛
ریحانه سادات عزیزم))
امشب خیلی از بچه های ایتا به یادت بودن، توی بهشت به یاد ماهم باش و برامون دعا کن..