امسال محرم
روضه ها رو با پوست
واستخوان مون میفهمیم ،
از یتیم شدن دخترامون
تا ارباً ارباشدن علی اکبرهامون
از رفتن علمدار تا روضه گودال : ))) .
گذاشتم موهام در حالت عادی پیچ و فر بخوره پدربزرگم میگه باکلاس شدی موهاتو شبیه این دخترایی که تو خیابونن میکنی😭🎀
دِ آخه مردددد 😕
به خالهام گفتم رفتی بیرون برام یه مسواک بگیر💘
رفت مسواک برای افراد سیگاری گرفته،😂😭🦦
ذهن فقیرم: وای فهمیده سیگار میکشی؟
من درحال زدن خودم که خفهشو سیگار کجا بود 🤣
حالا نتیجهشو بهتون میگم🎀
وای ولی خیلی خوشگل و خوشدسته😭
آرام کن اهل حرم را با قدمهایت
با آیهی چشمان خود پیغمبری کن باز
لب باز کن حرفی بزن با من علی اکبر!
با لحن شیرینت برایم دلبری کن باز
از شوق تو در عاشقی دارم خبر اما
آرامِ جان! آرامتر رو سوی میدان کن
مویَت نمانَد از پَرِ عمامهات بیرون
کمتر پدر را این دمِ آخر پشیمان کن
خیلی ندیدم صورتت را خوب در خیمه
وقتی که خود را ماه من! آماده میکردی
رو میگرفتی از من اما خوب میدانم
دل کندن من از خودت را ساده میکردی
دیدی خدا ! در عشقت از اکبر گذشتم من
دل کندن از این نور حق، الحق که مشکل بود
میدانی که از حس پدر بودن نمیگویم
عشق است در پرده، تمامش قصهی دل بود