eitaa logo
مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع)
2.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
187 ویدیو
10 فایل
﷽ ✅ کانال مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام ✔️ نظر، انتقاد و پیشنهاد 🆔 @rushdadmin ✔️ سایت مرکز ↙️ ✅ http://rushd.ir ✔️ کانال بله و تلگرام ↙️ ✅ @Rushdisu ✔️ اینستاگرام ↙️ ✅ instagram.com/Rushd.ir —---------------------
مشاهده در ایتا
دانلود
📄 فوتبال و ستاره های پرمعنا ✴️ ستاره ها در جهان معانی و سرنوشت مختلف دارند. هر کدام حکایتی جداگانه و قصه ای متمایز دارند به گونه ای که گاه آشتی و سازگاری میان آنها به غایت دشوار است. 🔹 گاه ستاره ها تقلبی اند. مثل دو از چهار ستاره پیراهن تیم ملی اروگوئه. آنها ۱۹۳۰ و ۱۹۵۰ قهرمان جهان شدند و قاعدتا باید دوستاره بر پیراهن داشته باشند؛ اما آنها باور دارند چون قهرمان المیپک ۱۹۲۴ و ۱۹۲۸ شده اند، آن دوستاره برای آن دو قهرمانی نیز باید برایشان منظور شود. تاریخ سازی گاه برای برخی ستاره درست می کند و گاه ستاره های برخی را به فراموشی می سپارد. اگر قاعده را نپذیریم باید هر لحظه منتظر ستاره ای باشیم. 🔹 گاه ستاره ها نمایشی اند. مثل نیمار ۲۰۱۸ در تیم ملی برزیل. آنقدر که تمارض و نمایش برای فریب داوران در مستطیل سبز ارائه داد که رسانه ها نوشتند: به نظرتان او «فوتبالیست بهتری است یا بازیگر بهتر؟» ستاره امید سلسائوها، در ۲۰۱۸ بیش از متن گرفتار حاشیه و بیش از فوتبال گرفتار نمایش بود. ستاره ها اگر شوند، زود فراموش می شوند چون افکار عمومی حافظه ضعیفی دارند. 🔹 گاه ستاره ها زیر بار له می شوند. مقابله یک قهرمان با یک لشگر در مستطیل سبز دیگر افسانه است؛ حتی اگر روزی برای آرژانتین و مارادونای ۱۹۸۶ رنگ واقعیت گرفته باشد؛ دیگر شدنی نیست. واقعیت آن است که با یک گل خیلی بهار نمی شود. آرژانتین ۱۹۸۶ هم به تنهایی با ستاره پرفروغی چون مارادونا قهرمان نشد که حالا از لیونل افسانه ای آرژانتینی ها این انتظار باشد. مسئولیت رساندن تیم یک ملت بر عهده یک ستاره، او را زیر بار مسئولیت له می کند. اثرش را کاهش می دهد و انتظارات مردم او را نابودش می کند. قصه دردناک لیونل مسی ۲۰۱۸، حکایت یک قهرمان مقابل یک لشگر بود. ستاره های پرفروغ اما برای ستاره شدن به نزدیکان و همبازی های خود وابسته اند. گاه همبازی ستاره ای را خورشید می کند و گاه فروغ حداقلی اش را هم می گیرد و حکایت آرژانتین و مسی از نوع دوم بود. 🔹 گاه ستاره ها بزنگاه ایجاد تفاوت و تمایزند. برخلاف نکته قبلی، گاه ستاره ها تفاوت ها را رقم می زنند. آنجا که بازی روزگار گره خورده است، ستاره ای می درخشد و تفاوت را رقم می زند. رونالدو برای پرتقال در دوره مقدماتی و کاوانی برای اروگوئه در مقابل همین پرتقال مثال های قابل ذکر است. در بزنگاه ها است که او نشان می دهد با بقیه متفاوت است و اثر و کاری می تواند به جای بگذارد که مختص اوست؛ به امضای اوست؛ تا نشان دهد ستاره چقدر برای یک دنیای معمولی ارزشمند است. 🔹 گاه ستاره ها رهبرند؛ گاه ستاره یک تیم نقشی دارند که به درستی غربی ها می گویند: coach. بازی خوانی، شناخت ذهنی راهبردهای رقیب و توانایی طراحی تاکتیک ها براساس قابلیت ها. هنر مربی، طراحی زندگی موفقیت در فضای محدودیت است. آن که می خواهد در نقش مربی یک ستاره باشد، باید براساس داشته های خود و متناسب با محدودیت هایش، بهترین تصمیم را بگیرد. اکثر بازی های ۲۰۱۸ در نیمه مربیان تغییرپیدا کرد. نبرد اصلی میان ستاره هایی است که طراحی عملیات را در نیمکت های کنار میدان بازی دنبال می کنند. نبرد ذهنی واقعی در فوتبال در آنجا در جریان است؛ آنکه پیروز آن نبرد باشد، شانس تیمش را برای پیروزی در میدان نیز افزایش داده است. رمز موفقیت این بزرگ، تمرکز بر جزئیات کوچک است که آثار بزرگ دارد. 🔹 گاه ستاره ها کم فروغ و به غایت غیرقابل باورند. مثل ستاره های آلمان ۲۰۱۸ که مثل سه مدافع قهرمانی ادوار گذشته خیلی زود با جام خداحافظی کردند. ستاره های مانشفات بعد از ۱۹۳۸ برای اولین بار در دوره مقدماتی حذف شدند چون نه متحد بودند و نه پرانگیزه؛ نه فکر و طرحی برای موفقیت داشتند و نه خواستنی مثل گذشته. آلمان اما همیشه آلمان است شاید به خاطر آنکه ستاره اصلی اش نه در مستطیل سبز که در اتاق های فدراسیون فوتبال آلمان است. واقعا باور کردنی است؟ از ابتدای تأسیس فدراسیون فوتبال آلمان تاکنون، فقط ده مربی برای تیم ملی آلمان کار کرده اند! تصورش هم دشوار است چه برسد به اجرایش. در روزگاری که حفظ میز مدیریت اصل و اساس است، چنین رویه ای واقعا شایسته اعطای ستاره است. 🔹 برخی ستاره ها قربانی فلسفه فوتبالی خاص اند؛ همچون تار عنکوبتی دست و پای آنها را این فلسفه فوتبال بسته است و آنها را به ورطه تکرار انداخته است. اسپانیای ۲۰۱۸ بیش از آنکه گرفتار در چنبره خیانت باشگاه رئال و مربی اش بود، در چنبره فلسفه فوتبال مالکانه یا تیکی تاکی اسپانیایی بود. فلسفه ای که آنها را یک دهه قبل پادشاه فوتبال جهان کرده بود، حالا فقط یک مزاحم تکراری است. 👇👇 👇👇
👆👆 👇👇 اسپانیا مقابل روسیه ۱۱۰۰ پاس می دهد اما بازنده میدان را ترک می کند. فلسفه «آنکه توپ ندارد، خطر ندارد» به سر رسیده است. باید یاد گرفت که در فوتبال هم مثل زندگی پلن B چقدر مهم است. آنکه به بن بست می خورد و فلسفه گذشته خود را مدام می کند، رو به سمت نجات و رهایی نخواهد داشت. برعکس تکرار اشتباه او را به ورطه گل به خودی می کشاند. ۱۱ گل به خودی در ۲۰۱۸ یعنی دوبرابر بیشترین گل به خودی در یک جام جهانی. هیچ اشتباهی در فوتبال همانند زندگی تصادفی نیست. 🔹 گاه ستاره داور است؛ داوری که حاکمیت فناوری اقتدار و استقلال نظر یک داور را نتوانسته است بشکند و بی نیاز به (VAR) و کمک داور ویدیویی، بهترین تصمیم را می گیرد؛ به خلاف داورانی که معلوم شد قبل از این فناوری از فوتبال چه ورزش غیرعادلانه ای ساخته بودند. فناوری کمک داور ویدیویی، می خواهد حق را به حق¬ دار برساند و در این مسیر انصافا موفق هم بوده است، اما بی نهایت سوال و پرسش را نیز برای امروز و آینده فوتبال ساخته است. VAR را باید همان «وار (war)» خواند و نه «وَر» چرا که واقعا جنگ را ادامه داده است. جنگ انسان و فناوری و شاید جنگ عدالت و زیبایی. یادمان باشد اشتباه انسان منهای فناوری قابل پذیرش تر از اشتباه انسان به علاوه بیش از ۳۵ دوربین با زوایای مختلف است. 🔹 ستاره ها گاه فقط نقش هایی روی پیراهن اند. روایت پرافتخار گذشته اند و از این حیث مایه اعتبار و ارزش؛ اما دلیل پیروزی بازی امروز نیستند؛ شکست آلمان چهار ستاره مقابل کره جنوبی، شکست برزیل پنج ستاره برابر بلژیک، استیصال اسپانیا تک ستاره برابر ایران و مراکش و روسیه و از آن زودتر حذف ایتالیای چهار ستاره همه و همه می گویند چرا فوتبال جذاب ترین ورزش دنیا است! شاید چون خیلی شبیه زندگی واقعی نیست و شاید چون اتفاقا خیلی شبیه زندگی است. آنکه ضعیف تر است لزوما بازنده نیست و برنده با اعتبار و تاریخش مشخص نمی شود. 🔹 ستاره ها گاه بازیچه اند. بازیچه حسابگری های مصلحت جویانه. آنجاست که روح بازی شرافتمدارانه زیر سوال می رود. وقتی در ۱۹۸۲ همه دنیا دیدند آلمان در یک بازی نمایشی و یک تبانی آشکار، با یک گل اتریش را برد تا الجزایر حذف شود، همزمان کردن بازی های روز آخر راه حل ماجرا نبود، بازنگری در فلسفه فوتبال لازم به نظر می رسید. داستان عجیب بازی فرانسه-دانماراک و ژاپن-لهستان و از آن جالب تر نبرد بلژیک- انگلستان را از این جام کسی فراموش نخواهد کرد. یادمان می ماند که گاه ممکن است دو تیمی در مستطیل سبز برای باختن وارد شوند؛ برای نبردن. این از فاجعه ۱۹۸۲ خیخون و تیم ملی آلمان مصیبت بارتر است. 🔹 گاه ستاره اما، یک است. تیمی یک دست که می خواهد پیروز شود و تغییرات نفر به نفر تأثیری در خواست آنها برای موفقیت ندارد. علاقه و عشق به ایران، تیم ملی کشورمان را یکی از مصادیق این عنوان می کند. پسرهایی که اگر کمی خوش شانس و البته کمی جسور و خودباورتر بودند، برای همیشه در تاریخ فوتبال ایران ماندگار می شدند. یکی برای همه و همه و برای یکی، ترجمان پیاده کردن اصول تاکتیکی و برای همه دفاع از همه چیز بود. خط دروازه، مرز سرزمین مان شده بود و مبارزه تا آخرین لحظه مشی و طریق مان. اما مصادیقی از این دست در ۲۰۱۸ کم نبودند. از تیم جسور و شجاع ژاپن که برای ستاره شدن ترس را کنار گذاشت اما تا تاریخ سازی ۱۴ ثانیه کم آورد تا انگلیس جوان بی ادعایی که برای اولین بار به دنبال تحقق بدون شعار و حرف «بازگشت فوتبال به خانه» بودند تا روسیه میزبان و کرواسی شگفتی ساز. انگلیس مغروی که خود را صاحب فوتبال می داند؛ حالا چون فوق ستاره های نامدار و مربی پرآوازه ندارد، به تیم خود دلبسته است. ستاره اگر تیم باشد، برتری تاکتیکی و تکنیکی فردی از اهمیت ساقط می شود و امکان شکست ذهنی آنها بسیار دشوار. نبرد و مبارزه در فوتبال قبل از آنکه فیزیکی باشد، ذهنی و روانی است. 🔹 جام جهانی یک با زندگی واقعی است؛ قواعد و رویه هایش برای دو جهان است گرچه گاه به هم مرتبط است. میدانی که گاه ورای نتیجه، نفس مبارزه لذت بخش است و باخت در میدان فوتبال به پیروزی در زندگی ترجمه می شود؛ درست مانند نبرد ایران و اسپانیا. میدانی که گاه با تحریم کفش های پسران ایرانی آغاز می شود اما فرصت تحریم ارائه و عرضه قابلیت هایمان برایشان فراهم نمی شود. ✍ پژوهشگر مرکز رشد ➖➖➖➖➖ ✔️ مرکز رشد دانشگاه امام صادق (علیه السلام) 🌐سروش ↙️ ✅ sapp.ir/Rushdisu 🌐ایتا ↙️ ✅ eitaa.com/Rushdisu 🌐بله ↙️ ✅ ble.im/Rushdisu
✔️ مرکز رشد دانشگاه امام صادق (علیه السلام) 🌐سروش ↙️ ✅ sapp.ir/Rushdisu 🌐ایتا ↙️ ✅ eitaa.com/Rushdisu 🌐بله ↙️ ✅ ble.im/Rushdisu
📄شیطان هر بار با ظاهری متفاوت 🔻 تداوم آموزش ۲۰۳۰ ✴️کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی، کمیته ای برای بررسی «کنوانسیون جهانی تایید و به رسمیت شناسی صلاحیت های آموزش عالی» تشکیل داده است. ریاست این کمیته را حبیب‌الله دهمرده نماینده زابل در مجلس بر عهده دارد. آقای ایوبی نیز به عنوان دبیر کل کمیسیون ملی در ایران به این کمیته اطمینان داده است که این سند متفاوت از سند آموزش ۲۰۳۰ است. همچنین بیان شده است که این کنوانسیون به دنبال یکسان سازی مدارک تحصیلی افراد در سراسر جهان است. اما این خبر را به روایتی دیگر بشنوید: 🔹تصور اولیه آن بود که حضور آقای ایوبی به عنوان دبیر کل کمیسیون ملی یونسکو، نکته مثبتی در این راستاست اما سخنان ایشان در مراسمات مختلف، نشان از ایشان به یونسکو دارد. ایشان مدعی هستند که کنوانسیون حاضر، با سند آموزش ۲۰۳۰ متفاوت است. اگر منظور این است که این دو، دو سند هستند درست است. اما اینکه این دو بی ارتباط هستند، خیر. اکنون سند آموزش ۲۰۳۰ و راهبردهای آن به صور مختلف پیگیری می شوند. این کنوانسیون در تطابق کامل با راهبرد دوم و پنجم بند ۴۵ چارچوب اقدام پاریس ۲۰۱۵ معروف به سند آموزش ۲۰۳۰ است. پس چگونه است که آقای ایوبی مدعی تفاوت هستند؟! باید متوجه بود که ما با سند آموزش ۲۰۳۰ مواجه نیستیم بلکه ما با جبهه ای از مواجهیم که دائم رنگ و قالب خویش را تغییر می دهد و از درب های مختلفی وارد می شود. @Rushdisu 🔹هنوز که هنوز است مسؤولان درگیر در پیگیری آموزش ۲۰۳۰ ، از کار خود پشیمان نیستند و صرفا، توقف کار را به دستور رهبر معظم انقلاب اسلامی و مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و هیات وزیران پیوند می زنند. 🔹به همین دلیل است که محورهای جزئی ۲۰۳۰ در قالب بودجه ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲ و نیز « جهانی تایید و به رسمیت شناسی صلاحیت های آموزش عالی» در حال پیگیری است. 🔹اما از پیگیری کنندگان آموزش ۲۰۳۰ باید دو سوال کلیدی پرسید: 1⃣چه نیازی به پذیرش این سند است؟ 2⃣ مواجهه فعال ما در این حوزه در فضای بین الملل چه بوده است؟ صرفا اصلاحات جزئی در داخل؟! ✍ پژوهشگر مرکز رشد 🔻کانال حکمرانی آموزش ۲۰۳۰ (به مسئولیت آقای تراب زاده جهرمی): ➡️eitaa.com/education2030 ➖➖➖➖➖ ✔️ مرکز رشد دانشگاه امام صادق (علیه السلام) 🌐سروش ↙️ ✅ sapp.ir/Rushdisu 🌐ایتا ↙️ ✅ eitaa.com/Rushdisu 🌐بله ↙️ ✅ ble.im/Rushdisu
10.89M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏠 از پسر 🔺 منتظر خواستگاری پسران متدین و بااخلاق و با غیرت نباشید! ✍ آیت الله سید محمّد حسینی قزوینی ➖ ➖ ➖ ➖ ✔️ مرکز رشد دانشگاه امام صادق (علیه السلام)
📄آربیتراژ در فضای مجازی؛ نفی حاکمیت ملی ✴️آربیتراژ مفهومی است که تاکنون در ادبیات اقتصادی و مالی به کار می‌رفته است و اشاره به سودجویی و بهره‌برداری از تفاوت قیمت یک محصول مشابه در بازارهای مختلف دارد. به‌عنوان‌مثال فرض بگیرید که قیمت یک دلار در ایران معادل هفت هزار تومان و در امارات معادل هشت هزار تومان باشد. در این صورت ایرانی‌ها تمایل خواهند داشت تا هنگام سفر به امارات، از ایران دلار تهیه نموده و در امارات بفروش رسانند. ازاین‌رو جریان عظیمی دلار از کشور خارج شده و حجم بسیار بیشتری ریال وارد ایران می‌شود. این پدیده موجب افزایش حجم ریال در ایران و کاهش هر بیشتر ارزش آن در کشور خواهد شد. 🔹 آربیتراژ تا پیش از توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، بیشتر در حوزه مالی و اقتصادی مطرح بود چراکه پول تنها عنصری بود که سرعت مبادله بالایی داشت. اما در عصر فضای مجازی، آربیتراژ عبارت است از مهاجرت از ذیل یک حاکمیت به ذیل حاکمیتی دیگر در حوزه نظام‌های اجتماعی. 🔹 امروزه با توجه به ایجاد بسیاری از نظام‌های اجتماعی بر بستر فناوری اطلاعات و ارتباطات (http://cpolicy.ir/610 ) و ظرفیت بالایی از مبادلات که به مدد فناوری اطلاعات و ارتباطات شکل گرفته است، دیگر این تنها پول و ارز نیست که قابلیت مبادله سریع یافته است، بلکه در حجم گسترده‌ای از اطلاعات و نظام‌های اجتماعی که در فضای مجازی شکل‌گرفته‌اند، امکان آربیتراژ به وجود آمده است و به‌راحتی کاربران این فرصت را یافته‌اند تا در فضای مجازی، از ذیل قواعد یک نظام اجتماعی در قلمرو سرزمینی خود به حاکمیت نظام اجتماعی در خارج از مرزهای خود مهاجرت نمایند. این یک روی سکه است، روی دیگر سکه امکان نفوذ در نظام‌های اجتماعی است که برای بیگانگان فراهم آمده است (http://cpolicy.ir/629 ) به‌عنوان نمونه به یادداشت اقتصاد لیبرال در حکمرانی فضای مجازی مراجعه فرمایید. (http://cpolicy.ir/564 ). 🔹 برای تبیین آربیتراژ در نظام‌های اجتماعی، تاجری را فرض بگیرید که در ایران فعالیت می‌کند و می‌تواند در فضای مجازی با هر نقطه از دنیا تجارت داشته باشد اما ملتزم به قواعد نظام حقوقی باشد که برای وی سود بیشتری ایجاد نماید. مثلاً برای فرار از مالیات، از کشوری خرید کند که مالیات بر واردات دارد و در کشوری فروش داشته باشد که مالیات بر صادرات داشته باشد. 🔹 تاکنون راه‌کار دولت‌ها برای کنترل این موضوع، تسلط بر فناوری ارتباطات و محدودیت‌های ارتباطی بود، نظیر انحصار دولتی در توزیع اینترنت و ایجاد انحصار برای فیلترینگ اما با توسعه فناوری این نحوه از تسلط نیز رفته‌رفته رنگ خواهد باخت و با اجرایی شدن بلاک چین، عملاً کنترل از طریق فناوری ارتباطات غیرممکن خواهد شد. بنابراین پیشنهاد می‌شود تا مسئولین محترم قبل از اینکه دیگر امکان همین اندک مواجهه منفعل با فضای مجازی را از دست بدهند، به نحوی فعال دست از انحصار ارتباطی برداشته و به سمت مواجهه هوشمندانه با فناوری اطلاعات و ارتقاء نظام‌های اجتماعی ملّی در فضای مجازی حرکت کنند. ✍ پژوهشگر مرکز رشد ➡️ ➡️ ➖➖➖➖➖ ✔️ مرکز رشد دانشگاه امام صادق (علیه السلام) 🌐سروش ↙️ ✅ sapp.ir/Rushdisu 🌐ایتا ↙️ ✅ eitaa.com/Rushdisu 🌐بله ↙️ ✅ ble.im/Rushdisu
✔️ مرکز رشد دانشگاه امام صادق (علیه السلام) 🌐سروش ↙️ ✅ sapp.ir/Rushdisu 🌐ایتا ↙️ ✅ eitaa.com/Rushdisu 🌐بله ↙️ ✅ ble.im/Rushdisu
📄«جرم»، یک رسانه است... ✴️وقتی از medium یعنی و یا Media یعنی رسانه‌ها بحث می‌شود، منظور اساسی از آن، چیزی نیست جز مفهوم «رساندن» که در آن نهفته شده است. از همین رو، معتقدم که جرم خودش یک رسانه است، زیرا به دنبال رساندن چیز‌هایی است. در واقع، ممکن است مجرم، با ارتکاب جرم، به دنبال رساندن پیامی به جامعه است و یا ارتکاب هر جرمی، می‌تواند حاوی پیامی برای جامعه باشد. بررسی علل ارتکاب جرم که در جرم‌شناسی مدنظر قرار می‌گیرد نیز می‌تواند در درک بهتر این پیام کمک کند. در واقع باید در نظر گرفت که جرم‌انگاری یک رفتار، رسانای یک مفهوم، ارزش و حساسیت هست؛ شاید بی دلیل نباشد که می‌گویند که برای شناخت و ارزش‌های یک جامعه باید قانون مجازات آن کشور را مطالعه کرد. 🔹اما این همه آنچه باید درباره رسانه و گفت، نیست... @Rushdisu 1⃣ افکار عمومی 🔹کارگزاران حوزه سیستم قضایی، اغلب به دنبال حمایت هستند. درواقع، آنان می‌خواهند به مردم بگویند که همواره دغدغه شهروندان خویش را دارند. به همین خاطر، سنجش میزان اعتماد عمومی به سیستم قضایی همیشه مهم می‌باشد. در این وضعیت، بدون شک، یکی از مهمترین ابزارهای شکل‌دهی افکار عمومی، رسانه می‌باشد. رسانه از طریق بازتاب رسانه‌ای جرم و خبرهای مربوط به آن، در نگرش مردم نسبت به سیستم قضایی موثر است. همچنین، رسانه می‌تواند از طریق بازتاب افکار عمومی به مسئولین، نقش اساسی در سیاست‌گذاری و تغییر ذهنیت کارگزاران سیستم قضایی دارد. 2⃣ حامی یا مشکل‌آفرین 🔹رسانه، به دلیل مخاطبین زیادی که دارد، از طرفی می‌تواند احساس ناامنی را در مردم تشدید کرده و بزهکاران بالقوه را تشویق به جرم نماید و یا از طرف دیگر، می‌تواند در کاهش جرم و پیشگیری از آن که به ایجاد احساس امنیت در جامعه منجر می‌شود، کمک کند. 🔹همچنین، اصحاب رسانه، در گزارش خود از جرم، خبرهای خاص را انتخاب می‌کنند. به عبارت دیگر، جرایم دارای بزهدیده جمعی مانند جرایم محیط زیستی و... زیاد مورد توجه اصحاب رسانه قرار نمی‌گیرد. اصحاب رسانه، با دستکار ذهنیت مردم از طریق نحوه انعکاس خبر و گزینش اخبار، به نوعی می‌توانند سیستم قضایی را نشان دهند. این مهم از طریق گزینش خبرهای خاص و اعطای القاب به مجرمین مانند خفاش شب و... باعث می‌شود که احساسات مردم نسبت به این مسئله برانگیخته شده و از طرفی سیستم قضایی و احکام صادره از آن را خیلی نرم و منعطف نشان می‌دهد. نتیجه چنین گزارشگری، ایجاد ذهنیت بد نسبت به نارسایی سیستم قضایی و در نتیجه شکل گرفتن خواست عمومی در سزادهی و تشدید مجازات است، مانند آنچه در پرونده آتنا و بنیتا رخ داد که مردمی که مخالف مجازات اعدام بودند، یکباره خواستار اشد مجازات و حتی اعدام (قصاص) چندباره متهم پرونده شدند. 🔹پس رسانه می‌تواند کارکردی دولبه داشته باشد. از طرفی افکار عمومی را مدیریت کرده و در راستای خواست خود تغییر می‌دهد که باعث ایجاد خواست عمومی در تشدید مجازات و... شود و از طرف دیگر، با نحوه بازتاب افکار عمومی به مسئولین، سیاست‌گذاری و اقدامات بعدی کارگزارن مربوطه را جهت‌دهی نماید. حال اگر توجه به افکار عمومی در سیاست‌گذاران و کارگزاران، بیش از حد معمول باشد، می‌تواند را نیز ایجاد کند. @Rushdisu 3⃣ مدیریت 🔹یکی از مشکلات اساسی که در سیستم قضایی کشور و نهادهای مربوط دیده می‌شود، ارائه تصویر نادرست سازمانی است. در واقع هرچند هم سیستم قضایی و نهادهای مبارزه با جرم، کار خود را درست انجام دهند، اگر نتوانند برند و تصویر ارائه شده از سازمان خود را به درستی مدیریت نماید، حتی اگر آمار چیز دیگری را نشان دهد، مردم حس بی‌عدالتی و ناامنی خواهند کرد. این همان چیزی است که امروزه قوه قضائیه به جد با آن دست و پنجه نرم می‌کند و به درستی نیز مورد توجه رهبری در دیدار اخیر بود. این مهمّ، به ویژه با توجه به تلاش رسانه‌های به اصطلاح ، می‌بایست بیشتر مورد توجه قرار گیرد، چرا که دیده شده یک ترویست مسلح به عنوان یک صلح طلب معرفی شده است. برای مثال در سالگرد مجازات یک تروریست، عکسی از وی در بروشور مربوطه چاپ شد که در عکس کامل، فرد مدنظر اسلحه به دست دارد ولی در عکس چاپ شده، فقط چهره وی که گردن خود را کج کرده و می‌خندد (و به شدت قیافه مظلومانه‌ای به نظر می‌رسد)، منعکس شده است. 🔹در چنین جنگ و تقابل رسانه‌ای، کوچکترین غفلت در مدیریت رسانه‌ای و نیز مدیریت درست افکار عمومی، می‌تواند آثار جبران ناپذیری در وجهه حاکمیت و نظام داشته باشد، همانطور که تاکنون داشته است... ✍ پژوهشگر مرکز رشد ➖➖➖➖➖ ✔️ مرکز رشد دانشگاه امام صادق (علیه السلام) 🌐سروش ↙️ ✅ sapp.ir/Rushdisu 🌐ایتا ↙️ ✅ eitaa.com/Rushdisu 🌐بله ↙️ ✅ ble.im/Rushdisu
✔️ مرکز رشد دانشگاه امام صادق (علیه السلام) 🌐سروش ↙️ ✅ sapp.ir/Rushdisu 🌐ایتا ↙️ ✅ eitaa.com/Rushdisu 🌐بله ↙️ ✅ ble.im/Rushdisu
✔️ مرکز رشد دانشگاه امام صادق (علیه السلام) 🌐سروش ↙️ ✅ sapp.ir/Rushdisu 🌐ایتا ↙️ ✅ eitaa.com/Rushdisu 🌐بله ↙️ ✅ ble.im/Rushdisu
📄چگونه ظرفیّت کشورداری اثربخش را افزایش دهیم؟ ✴️ ظرفیّت سازی عبارت است از فعالیت هایی که دانش، توانایی ها، مهارت ها و رفتار اشخاص را تقویت کرده؛ و فرآیندها و ساختارهای نهادی را بهبود می بخشد، تا بتواند از آن طریق به طور اثر بخش و با ثبات به اهداف خود نائل شود. به نظر می‌رسد ظرفیت سازی برای راهبری مؤثر در ایران، مستلزم تحول در برخی جنبه های مربوط به آن در وضعیت موجود است. می توان این جنبه های تحولی را در سه دسته طبقه بندی کرده و سازوکارهای رسیدن به آنها را مورد بحث قرار داد: تحول در بینش ها، تحول در گرایش ها و تحول در رفتارها. 🔹البته این تحول های سه گانه صرفا مربوط به حکومت داران و سیاستمداران نیست؛ و شامل همه مردم نیز می شوند. حال به ترتیب، به عرصه های مختلف این تحول سه گانه اشاره خواهد شد و برای هرکدام از عرصه ها، دو مورد جزئی ذکر شده است، یعنی مورد اول و دم در زمینه تحول بینشی، مورد سوم و چهارم در حوزه تحول گرایشی و مورد پنجم و ششم در حوزه تحول رفتاری هستند. 1⃣ تحول در پژوهش های حکمرانی، خط مشی‌گذاری و مدیریت دولتی 🔹غایت حکمرانی پژوهش، ایجاد تغییر و تحوّل در موضوعات، رویکردها و طریقه های انجام پژوهش است. در حوزه دانش حکمرانی و خط مشی گذاری، یکی از ملزومات اصلی افزایش ظرفیت کشورداری اثر بخش است. 🔹امروزه پژوهش های این حوزه به تبع از سلوک خاص فضای علمی کشور، به مقدار اندکی ناظر به مسائل داخلی است. ترجمه و ترویج ادبیات رایج دنیا در حوزه حکومت داری، فی نفسه امر مذمومی نیست؛ ولی وقتی این جریان در پاسخ به مسائل داخلی نباشد(یعنی برخورد فعّال با آن نشود)، قطعا اهرمی برای توسط تولید کنندگان آن خواهد بود. 🔹 به نظر می رسد که در سطح کلان اجتماع، اجتماع علمی و حاکمیت باید تغییراتی حاصل شود؛ به عنوان نمونه در سطح اجتماع علمی: توجه به مسائل بومی جهت تولید ادبیات علمی، ارائه نسخه های مطالعه شده دانشگاهی و نه صرفا وارداتی، در سطح حاکمیت: طراحی مکانیزم‌های ارتقاء جایگزین مقاله شماری و ... جهت رشد پژوهش های ایرانی-اسلامی، فهم دقیق تر از علم و شرایط آن در جهت برنامه ریزی بهتر آن. به نظر می رسد این نوع تحول نیازمند برنامه ریزی و اقدام است تا اینکه نیازمند بررسی مبانی فلسفی تحول و ... باشد. @Rushdisu 2⃣ حرکت به سمت ایجاد تفسیر واحد از جریان انقلاب اسلامی 🔹 اگرچه نظرات مختلف و گوناگون در هر حوزه ای می تواند فضای تضارب آراء، نقد و پیشرفت را فراهم کند، ولی برای حرکت یکپارچه در مسیر انقلاب اسلامی، نیاز به تفسیر واحد از ضروری می نماید. زمینه سازی ظهور انسان کامل در جامعه، مستلزم وحدتی در ساحت اندیشه و تفسیر انقلاب اسلامی دارد. 🔹این وحدت تفسیر باید اولا و بالذات در بین خط مشی گذاران و حکمرانان جامعه اتفاق بیافتد تا از آن طریق مردم جامعه هم در مسیر آن وحدت قدم بگذارند. اگرچه ممکن است ایجاد تفسیر واحد ناممکن تلقی شود، ولی آب دریا را اگر نتوان کشید، هم به قدر تشنگی باید چشید. حرکت به سمت پررنگ کردن نقاط مشترک فهم انقلاب اسلامی(ولو اینکه بسیار اندک باشند) در بین بازیگران حاکمیتی، می تواند راه اثربخشی کشورداری را هموار کند. اگر چه فرآیند تغییر اجتماعی در مقام عمل بسیار دشوار و پیچیده است، که صحبت از ایجاد وحدت، بیشتر حرفی نظری و آرمانی و غیر واقع بینانه می نمایاند، ولی به نظر می رسد که مسیر و غایت نهایی این است. 3⃣ برنامه ریزی برای ایجاد فضای 🔹 یکی از مشکلات اصلی در حوزه گرایش های مدیران داخلی، خود انگیخته نبودن آنها، و منتظر ماندن برای دستورهای بالادستی در جهت اقدام است. برخی مدیران اینگونه راحت اند که مسلوب الاراده باشند؛ یا شاید منافع آنها این اقتضا را دارد. @Rushdisu 🔹 مدیران در یک هرم متمرکز و شکننده حق اراده به خود قائل نبوده و این اراده ورزی را از زیردستان خود نیز با تعیین فصل الخطاب ها و برخوردهای مکانیکی و صفر و صدی سلب می کنند، و حاصل آن در خط مشی های رفع تکلیفی متجلی شده است. به نظر می رسد باید در یک فضایی که اراده و خواست فردی مدیران را به رسمیت می شناسد، در جهت راهبری اراده ها، برنامه ریزی و اقدام کرد. 👇👇 👇👇