🔴انسان، عشق و عشقورزي؛ از نگاه عارفان
🖊احمدحسين شريفي
🔸يکي از ويژگيهاي بارز انسان که حتي عدهاي آن را به عنوان «فصل مميز» انسان از ساير حيوانات در نظر گرفته اند، مسألة «عشق» و «عشقورزي» و «مهر» و «مهرورزي» است. مولوي، حافظ، عبدالرحمن جامي و شيخ بهاءالدين عاملي از جملة کسانياند که بر اين ويژگي از انسان تأکيدي ويژه داشتهاند.
🔸مولوي ميگفت:
اين چنين خاصيتي در آدمي است
مهر حيوان را کم است آن از کمي است
يا در جايي ديگر ميگفت:
مهر و رقت وصف انساني بود
خشم و شهوت وصف حيواني بود
🔸حافظ معتقد بود که عشق از ويژگيهاي خاص آدميان است. حتي فرشتگان نيز از عشق بويي نبردهاند:
جلوهاي کرد رخش ديد ملک عشق نداشت
عين آتش شد از آن غيرت و بر آدم زد
در غزلي ديگر ميگويد:
فرشته عشق نداند که چيست، قصه مخوان
بخواه جام و گلابي به خاک آدم ريز
🔸عبدالرحمن جامي نيز در کتاب ليلي و مجنون از هفت اورنگ حکايت جالبي را نقل ميکند:
آرند که واعظي سخنور
بر مجلس وعظ سايهگستر
از دفتر عشق نکته ميراند
و افسانه عاشقي همي خواند
خرگمشدهاي بر او گذر کرد
وزگمشدة خودش خبر کرد
زد بانگ که کيست حاضر امروز
کز عشق نبوده خاطر افروز
ني محنت عشق ديده هرگز
ني جور بتان کشيده هرگز
برخاست ز جاي سادهمردي
هرگز ز دلش نزاده دردي
کآنکس منم اي ستودة دهر
کز عشق نبوده هرگزم بهر
خرگمشده را بخواند کاي يار
اينک خر تو بيار افسار
🔸شيخ بهائي نيز در مثنوي نان و حلوا ميگويد:
وه چه خوش ميگفت در راه حجاز
آن عرب شعري به آهنگ حجاز
کل من لم يعشق الوجه الحسن
قَرِّب الرحل اليه و الرسن
يعني آن کس را که نبود عشق يار
بهر او پالان و افساري بيار ...
هر که نبود مبتلاي ماه رو
اسم او از لوح انساني بشو
دل که خالي باشد از مهر بتان
لتة حيض به خون آغشته دان
سينة خالي ز مهر گلرخان
کهنه انباني بود پر استخوان
سينه گر خالي ز معشوقي بود،
سينه نبود، کهنه صندوقي بود ...
دل که فارغ شد ز مهر آن نگار
سنگ استنجاي شيطانش شمار
(درسهاي انسانشناسي و علوم انساني، 1396)
🆔 کانال استاد احمدحسین شریفی
🆔
https://eitaa.com/ahmadhoseinsharifi
🔷 ارتباط با ادمین:👇
@mjbayat