🟠
جدا از چهره شکنجه دیده زینب سلامالله
برگی از عاشورا همواره ناخوانده است ؛
آن هم حضورِ زینب بهعنوان مدیر داخلی
جنگ و مسئولیت خطیر اداره خيمهها در
خلال جنگ و پس از آن است.
مدیریت پشت جبهه با مادرانی که یک به یک فرزندان خویش را از دست میدهند و التهاب
بی آبی تا به آنجا قوی است که در منابع
معتبر هرگز گفته نشده، صدای شیونها از
خیمه به میدان رسید.
در مجلس یزید او در میان اعرابی که هنوز
سر از
جاهلیت نشُستهاند سخن میگوید و خطاب به يزيد: تو حقیرتر و کوچکتر از این هستی که من تو را مخاطب قرار بدهم.
مگر دم دروازه کوفه زینب را مجبور کردند
که سخنراني بکند؟ یا در مجلس ابن زیاد؟
این زینب و این شکوه و استقامت، نتیجهی
یک
تربیت زنانه است.
اگر حسین و حسن علیهالسلام را مسجد و اجتماع در کنار تربیت خانوادگی پرورانده
باشد،
زینب را خانه پرورانده است و مادر
خانه، که در کربلا پیام تاریخی زن مسلمان
را فریاد بزند و صورتی از متفاوت از زن
بودن را نشان دهد که عمیقا هم با تلقینات
سنتی ما از زن در
تضاد است.
هیچ کس به او نمیگوید صدایت را مردان نامحرم میشنوند و ممکن است طفلکیها
از راه راست منحرف شوند!
جهاد بزرگِ او بیان ظلم در نزد سلطان
ستمکار است.
او صورتِ زنانه جهاد را بیکم و کاست
نشان میدهد صورتی که
حقا از شمشیر
به دست گرفتن بسیار سختتر است و
محتوای ایدئولوژیک، یعنی راز ماندگاری
کربلا را تامین میکند.
اگر چه جنگ در میدان به نفع یزید به
میانه میرسد، اما با خطبهی زینب با
فتح حسین پایان میگیرد.
روشن ساختن محتوای فکری و فلسفه
قیام بدونِ هیچ ترسی و بدون توجه به
هیچ کلیشه جنسیتی در عصر جاهلیت،
پرده دیگری از عاشوراست که میان ناله
برای معجر سوخته و سیلی فراموش
شده است.
بهتر است به حال آنگونه که دخترهایمان
را تربیت میکنیم بگرییم.
علی شریعت |
@Amajha