قسمت هجدهم.mp3
12.64M
🎧 ۱۳۶۱ یادتونه که درقسمت قبل داشتیم 👇 🔸☘🔸 علی نژاد یاهمون اولی که لهجه ترکی داشت گفت یالا برو گندی که زدی رو درستش کن رفتم بیرون و فکر میکردم چی بگم دوباره زنگ زدم پیرمرد بنده خدا اومد و باز کردپرسید جانم ؟! شما هنوز هستید ؟‌.... گفتم آسِد ازمن نشنیده بگیر نذارهمکارام بفهمن اما دست وپاشم یه کمی شکستگی و از این بساطا داره دیگه ....بنده خدا بادهن باز نگام کرد و گفت یاحسین شهید! گفتم آهان همین ! یا حسین شهید! بنده خدا نفهمیدچی میخوام بگم گفتم حاجی جان من نگران شماهستم. گفت: چراآقاجان؟! بیخودی این جمله رو گفته بودم اومدم درستش کنم گفتم: بخاطر هزینه های عمل!!! چون تیردقیقا خورده به قلبش ! هزینه عملش فک کنم خیلی سنگین بشه ... خانمش ! پسر من یه نوزاد سه ماهه داره !دلمون کباب شد ، تلخ بود...پیرمردبانگاه لرزانش نگام کرد وچندثانیه بعد نگاهشو برگردوند. خجالت کشیدم . متوجهی؟! 🎙 با خوانش هنرمندانه نویسنده ی کتاب: مطهره پیوسته 🔷🔸💠🔸🔷 کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم @astanehmehr