✅ اجازۀ پدر یا جد پدری برای دختر باکرۀ رشیده (قسمت دوم) 📝 مرحوم ازدواج با دختر باکرۀ رشیده را بنا بر فتوا مشروط به اجازۀ پدر یا جد پدری می‌دانستند، مگر اینکه آن‌ها غایب بوده و اجازه گرفتن از آن‌ها مقدور نباشد. بنا بر نظر آیت‌الله اذن پدر یا جد پدریِ دختر باکره برای ازدواج با او بنا بر احتیاط واجب شرط است؛ یعنی بدون اذن یکی از آن دو، چنین عقدی بنا بر احتیاط واجب صحیح نیست. طبق نظر آیت‌الله دختر باکره‌ای که به حدّ بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را در امر ازدواج تشخیص می‌دهد و تصمیم‌گیری‌های او در زمینۀ امر ازدواج بر اساس یک حرکت عقلایی صورت می‌گیرد، اگر بخواهد شوهر کند، چنانچه متصدّی امور زندگانی خویش نبوده و مستقل در شؤون زندگی خود نباشد، باید از پدر، یا جدّ پدری خود اجازه بگیرد و بدون اذن گرفتن از آنها حكم به صحّت عقد نمی‌شود (در فرض عدم استقلال دختر، معظم‌له فتوا به گرفتن اذن می‌دهند)؛ اما چنانچه دختر، متصدّی امور زندگانی خویش باشد و در شؤون زندگی خویش کاملاً مستقل باشد، (1) بنا بر احتیاط واجب باید از پدر یا جدّ پدری خود اجازه بگیرد و بدون اذن گرفتن از آنها بنا بر احتیاط واجب حكم به صحّت عقد نمی‌شود. لازم به ذکر است طبق نظر هر دو فقیه بزرگوار (آقایان خامنه‌ای و سیستانی) در شرط بودن اذن پدر یا پدر بزرگ پدری در ازدواج دختر باکره، فرقی بین ازدواج دائم و ازدواج موقّت نیست؛ هر چند در ضمن عقد شرط عدم آمیزش شده باشد. ___________ (1): پیرامون استقلال در شؤون زندگی، استفتائی با کد 136210961909 از دفتر آیت‌الله سیستانی انجام گرفت که در پاسخ مرقوم کردند: «اگر دختر بالغ و رشیده (یعنی مصلحت خود را تشخیص می‌دهد) در تصميم‌گيرى‌های مهم زندگی نسبت به خود مانند کارمند شدن و نسبت به مال خود مانند خريد و فروش و بخشش اموال خود از نظارت پدر و مادر مستقل نباشد، عقد بدون اذن ولی (پدر یا جدّ پدری) جایز نیست و عقد باطل است. و اگر مستقل هم باشد به احتياط واجب جايز نيست، ولی مى‌تواند در فرض دوم به فقيه ديگرى با رعايت تسلسل در اعلميت رجوع کند.»