این قطره که بر دفترم افتاده،غم توست باران من این خاک پر از بوی نم توست با هیچ نسیمی نشکوفید در ایوان این لاله که چشمش به دم و بازدم توست هر گاه که دلتنگ تو باشم پرِ ابر است در کشتن من آب و هوا هم قسم توست کم حرفی و بی حوصلگی،گوشه نشینی شخصیت "من" نیست دلیلش عدم توست ای عابر شب های من ای شاعر در من هر واژه ام انگار صدای قدم توست با پای خودش آمده تا چوبه ی اعدام تقصیر کسی نیست دلم متهم توست