بسمه‌تعالی اولین تصویر و آخرین دیدار برش‌هایی از متن: اولین تصویری که اینک پس از چهل سال از دکتر طالب در قاب ذهن من نقش بسته، چهرهٔ صمیمانه و گرمی است که در کنار پنجرهٔ مشرف به حیاط دانشکده در بهارستان با یک خودکار و چندین ورق در دست ایستاده. گمانم بر این است که سیگاری هم بر لب داشت؛ با ریش پرفسوری، لباسی مرتب، به‌عنوان معاون آموزش دانشکده. در پایین پنجره، چند میز و برخی از کارمندان و دانشجویانی‌اند که جمع شده‌اند برای انتخاب واحد و او دانشجویان را در انتخاب واحد کمک می کرد. ضمن آن که نظارت بر کار همه هم داشت. در یکی از درس‌هایی که در حوزهٔ تعاون با ایشان داشتیم، چون بنده متون فقهی را می‌خواندم، با تشویق استاد تحقیقی را پیرامون نظام تأمین اجتماعی در اسلام انجام دادم. در آن تحقیق به‌روش کتاب «اقتصادنا»ی شهید صدر تلاش شد تا نظام تأمین اجتماعی اسلام و الگوی آن توصیف شود. روش شهید صدر استفاده از فتاوای فقهی فقها بود. در آن تحقیق نیز با رجوع به فتاوای فقها در دوره‌های مختلف، سیستم توزیع خمس و زکات دنبال شد. تحقیق مزبور از موضعی همدلانه با دکتر طالب، در پاسخ به فضای اقتصادی چپ آن مقطع بود که برنامه‌ها را با دولت شروع می‌کرد. نتیجهٔ تحقیق این بود که تأمین اجتماعی در نظام اقتصادی اسلام ابتدا متوجه فرد سپس خانواده، محله، شهر و در نهایت متوجه دولت است. البته دولت ضمن مراقبت با هوشیاری، سیستم تأمین را از مجاری یادشده به‌حسب ترتیب دنبال و تضمین می‌کند و مباشرت مستقیم دولت مختص به مواردی از تأمین است که در مراتب قبلی حاصل نشده باشد. در جلسه‌ای در تالار گفت‌وگو که اعضای هیئت‌علمی دانشکده حضور داشتند، کنار ایشان بودم. دکتر تأسف خود را از برخی مباحث نظری خیلی پرشور و باحرارت بیان می‌کرد و شروع کرد به نواختن میخائیل باختین که نظریهٔ کارناوالی‌شدن او در آن روزها برای تحلیل راهپیمایی اربعین توسط برخی از جامعه‌شناسان به کار برده می‌شد. استاد طالب علاوه بر خیرات و مبراتی که داشته و فرزندان صالحی که تربیت کرده، زندگی و حیات خود را به فعالیت علمی و تأسیس سنت علمی مطالعات اجتماعی تعاون و روستایی گذراند. همهٔ دانشجویان او فرزندان معنوی او هستند. او هم علم آموخت و هم با تربیت دانشجو به تکوین سنت علمی سالم پرداخت. متن کامل: http://resanedanesh.ir/?p=1342 @hparsania