از میانه راه فریب شما را خورد) دستورالعمل آمریکا و اسرائیل را که از طریق جورج سوروس، سرمایهدار صهیونیست به شما دیکته شده بود، به اجرا درآوردید و میدانستید که خیانت میکنید. آیا غیر از این است؟! آیا تمامی اسناد یاد شده که فقط اندکی از بسیارهاست، ساختگی و یا اتفاقات مستندی که به آن اشاره شد، تصادفی بوده است؟!
۴- «جان کین» نظریهپرداز کودتاهای مخملی در اروپای شرقی و مدیر مرکز مطالعات دموکراسی در دانشگاه وست مینستر انگلستان و مشاور ارشد MI6 (بخش اطلاعات و امنیت خارجی سازمان جاسوسی انگلیس-اینتلجنس سرویس) است. او قبل از انتخابات ۸۸ دو بار در پوششهای آکادمیک به ایران آمده و با تعدادی از اصلاحطلبان که بعدها در فتنه ۸۸ نقش داشتند ملاقاتهای چند ساعته داشته است. جان کین تاکید میکند که انقلابهای رنگی «انتخابات محور» هستند و... یعنی همان دستورالعملی که جنابعالی در فتنه ۸۸ به کار بستید!
حتماً میدانید که بعد از حماسه ۹ دی که بساط فتنه آمریکایی-اسرائيلی شما را بر باد داد، «ریچاردهاوس» رئيس شورای روابط خارجی آمریکا به شعار «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است»! اشاره کرده و با تاسف گفت؛ دوستان ما در ایران (یعنی شما و سایر فتنهگران) خیلی زود به سراغ نقطه پایان رفته و هدف نهایی را آشکار ساختند!
۵- آقای خاتمی جنابعالی اولین کاندیدای جبهه اصلاحات برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ بودید و بعد از اعلام نامزدی خود تمامی گروههای مدعی اصلاحات رسماً و با صدور بیانیههای جداگانه از نامزدی شما حمایت کردند ولی ناگهان جای خود را به میرحسین موسوی دادید! نمیفرمایید چرا؟! خُب ما علت را میگویيم.
الف- بعد از اعلام نامزدی شما، نگارنده در یادداشتی که تعجب همگان را برانگیخته بود اعلام کردم که شما نامزد اصلی جبهه اصلاحات نیستید! چرا که مدتی قبل از آن در دانشگاه استنفورد آمریکا نشستی با عنوان آینده ایران برپا شده بود و خانم «گیل لاپیداس»
پشت تریبون قرار گرفته و به شرکتکنندگان گفته بود؛ میدانم از حضور من تعجب میکنید، زیرا تخصص من درباره سالهای منجر به فروپاشی شوروی سابق است. ما به این نتیجه رسیدهایم که در انتخابات آینده ایران نیز به «یلتسین» نیاز داریم و نه «گورباچف».
خاتمی گورباچف است و باید جای خود را به یلتسین بدهد. نگارنده از آنجا که به هویت شما پیبرده بود و میدانست که از نظر دیکته شده آمریکا سرپیچی نمیکنید و دقیقاً به همین علت بود که میدانستیم شما نامزد اصلی نیستید و همان نیز اتفاق افتاد و جنابعالی جای خود را به میرحسین موسوی دادید! و فتنه آمریکایی-اسرائیلی ۸۸ کلید خورد. بعدها خبرنگار روزنامه نیویورکر به کیهان آمد و با تعجب پرسید: شما از کجا میدانستید که خاتمی نامزد اصلی جبهه اصلاحات نیست؟! و ماجرای یاد شده را برایش بازگو کردم. او میگفت مأموریت من پاسخ این پرسش از شما بود!
ب- جناب خاتمی! آیا میتوانید ارتباط خود با تصمیم مشترک آمریکا و اسرائيل برای انتخابات ۸۸ را انکار کنید و آیا پیروی شما و میرحسین موسوی از دیکتهای که دشمنان برایتان نوشته بودند وطنفروشی و خیانت نیست؟! آیا آشوب هشتماهه در کشور و خونهایی که ریخته شد و خسارات فراوانی که به مردم و نظام وارد شد بر گردن شما و دوستانتان نیست؟! شما با اطلاع از این که -بهقول خودتان- در انتخابات ایران امکان تقلب وجود ندارد، اتهام تقلب را مطرح کرده و جمهوریت نظام را زیر پای آمریکا و اسرائیل قربانی کردید و حالا از جمهوریت دَم میزنید؟
۶- آقای خاتمی! در جریان فتنه ۸۸ نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی با صراحت اعلام کرد که «اصلاحطلبان بزرگترین سرمایه اسرائيل در ایران هستند» و شیمون پرز رئیسجمهور رژیم منحوس اسرائیل (که به جهنم رفته است) گفت «اصلاحطلبان به نمایندگی از اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران میجنگند». چرا شما و دوستانتان تاکنون حاضر نشدهاید (و به بیان دقیقتر) جرأت نکردهاید اظهارات آنها را تکذیب کنید؟! آنها چه سند رسوا و یا چه «گزَک» شرمآوری از شما دارند که از تکذیب اظهاراتشان وحشت دارید؟! البته ما همه اصلاحطلبان را مشمول اظهارات نتانیاهو و شیمونپرز به حساب نمیآوریم ولی شما و میرحسین موسوی و برخی دیگر از افراد شاخص جبهه اصلاحات با توجه به کارنامه سیاهتان (که فقط به برخی از آنها اشاره شد) نمیتوانید این رسوایی بزرگ را انکار کنید!...
۷- جناب خاتمی! کاش به این سؤال که بارها مطرح شده و بیجواب مانده است پاسخ میدادید. پرسش این است که کدامیک از مواضع جنابعالی و دوستانتان با مواضع اسرائیل و آمریکا متفاوت است؟! اگر به این پرسش پاسخ ندهید، ما به دهها نمونه مستند از همسویی مواضع شما با آمریکا و اسرائيل اشاره خواهیم کرد! تا «معلوم شود که در چه کارند همه»!
جناب خاتمی! با این سوابق و کارنامهای که دارید، گویي خواجه شیراز خطاب به شما و دوستانتان فرموده است: