قدم به قدم که روی رمل های فکه میگذاشتم خاطرات شهدایی را به یاد می آوردم که از اینجا میگفتند...از سختی راهی که داشتند و از شیرینی وصالی که تجربه کردند... خاطرات مادرانی که از دوری فرزند میگفتند و از چشم براهی ای که سالیان سال است طول کشیده... همان ها که جوانشان را میان این رمل ها فدای وطن کردند و فدای راه حق ... زمان برگشت از یادمان به این فکر میکردم که من هم قرار است مادر شوم! قرار است فرزندان این میهن را تربیت کنم... و قرار است همین راه را ادامه دهم... مجاهدانه،مقتدارنه و مادرانه..‌. و از اینجا به بعد ماجرا با من است!🌱 @Mosbat240