🔸
#شعر
نفس برآمد و کام از تو بر نمی آید
فغان که بخت من از خواب در نمی آید
صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش
که آب زندگی ام در نظر نمی آید
در این خیال بسر شد زمان عمر و هنوز
بلای زلف سیاهت به سر نمی آید
مقیم زلف تو شد دل که خوش سوادی دید
وزان غریب بلاکش خبر نمی آید
قد بلند تو را تا به بر نمیگیرم
درخت کام و مرادم به بر نمی آید
مگر به روی دلارای یار ما ورنی
به هیچ وجه دگر کار بر نمی آید
ز شست صدق گشادم هزار تیر دعا
ولی چه سود یکی کارگر نمی آید
بسم حکایت دل هست با نسیم سحر
ولی به بخت من امشب سحر نمی آید
کمینه شرط وفا ترک سر بود حافظ
برو اگر ز تو این کار بر نمی آید
🔹
#حافظ
▪️◾️◼️ نسیم عبودیت ◼️◾️▪️
🕋
@ostadayoobi