📕خلاصه‌ای از کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی 🔴 قسمت هفدهم ♦️سفينة النجاة 🔻حالا كه عاشورا تجلی‌گاه كل اسلام است، آن وقت كم‌كم شيعه وقتی در آيات عاشورا تدبر می‌كند می‌فهمد كه عاشورا يعنی قرآن وجود حسين(ع)، يعنی همين‌گونه كه قرآن نازل شده و با خواندن و تدبّر كردن در قرآن، ما صاعد می‌شويم و بالا می‌رویم، با ترجمه و تدبر كردن در عاشورا نیز ما صاعد می‌شويم و وارد به سفينة‌النجاة می‌شويم و با ورود به كشتی حسين(ع) نجات پيدا می‌كنيم، البته به شرطی كه تدبر كنيم. با توجه در سوره عاشورا از قرآن وجود حسين(ع) متوجه می‌شويم كه حسين(ع) يك قرآن زنده است. وقتی كه حضرت مولا علی(ع) می‌فرمايند من قرآن ناطق هستم، حسين(ع) هم قرآن ناطق است. ♦️عاشورا، سوره‌ای از قرآن وجود حسين(ع) است 🔻حالا اين قرآن مجسم، يك سوره‌اش عاشورا است. نمی‌خواهی در آن تدبر كني؟ وقتی بچه بودی از امام حسين(ع) فقط حسين حسين گفتن و يك پرچم به دست گرفتن را آموخته بودی، حالا كه يك عمر از تو گذشته است باز هم در همان حد مانده‌ای؟ صعود و رشد و پرواز نكرده‌ای؟! همان بلايی كه بر سر معارج و مفاهيم «بسم الله الرحمن الرحيم» آورده‌ايم، همان بلا را هم بر سر عاشورا آورده‌ايم. شصت سال پيش وقتی می‌گفتم «اللهم صل علي محمد و آل محمد» فقط ترجمه فارسی آن يعنی «درود خدا بر پیامبر و آل ایشان» از آن می‌فهميدم؛ آيا الان هم بايد در همين حد از فهم مانده باشم؟ همين‌طور در مورد «بسم الله الرحمن الرحيم» و «الله اكبر» فقط «به نام خداوند بخشنده مهربان» و «خدا بزرگ است» را كه شصت سال قبل می‌فهميدم هنوز می‌فهمم و ذرّه‌ای رشد نكرده‌ام! وقتي عقب مانده بشوم، همان بلايی كه بر سر معارف قرآن آورده‌ام، همان بلا را بر سر معارف عاشورا می‌آورم. در معرفت من، عاشورای حسين همان عاشورای دوران كودكی من است. برای همين است كه پرواز نمی‌كنيم و وارد به كشتی نجات نمی‌شويم. ♦️يك گام در كشتی نجات حسين (عليه السلام) 🔻در جريان پيروزی انقلاب اسلامی با اين كه پول، امكانات و اسلحه نداشتیم، يك پيرمرد سيد، مرجع تقليد، قدرت نظامی هم در دست نداشت، خاك پای امام زمان(عج) هم نمی‌شد و تنها ذره‌ای از گرد و غبار پای امام زمان(عج) بود، فقط يك سال همه به حرفش گوش دادند و چه حال و هوايی در کشور پيدا شد؛ همه عاشق هم بودند. آن موقع خانم‌ها را طبق فرمايش قرآن كريم، خواهر به حساب می آورديم و آقايان را برادر می‌شمرديم: «اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» (حجرات:۱۰). در انديشه قرآنی مگر برادران اجازه می‌دهند كه مثلاً نامحرم نگاه آلوده و انديشه آلوده در مورد خواهری به كار گيرد؟ يا مگر برادران اجازه می‌دهند كه برادرشان زمين بخورد و يا گرفتار شود و يا دچار مشكلات شود؟ اينها مكتب حسين(ع) است؛ راه حسين(ع) است. ما در سال‌های اول پيروزی انقلاب اسلامی يك قدم پايمان را درون كشتی نجات حسين(ع) گذاشتيم؛ ديديم كه چه شد. جوان‌هايمان آنچنان رشدی كردند كه از پای سينماها، كاباره‌ها و تالارهای غفلت به ميدان جنگ می‌رفتند و چگونه عاشقی می‌كردند. اما اکنون به چه مفاسدی روبرو هستیم. تقصير خودمان است. از مكتب حسين(ع) دست برداشته‌ايم. 🔻در جنگ تحميلی وقتی جوان‌هايمان پا در سفينة‌النجاة حضرت حسين(ع) گذاشتند تا چه آسمانی از عرفان پرواز كردند! چه بسا كسی با ده‌ها سال تزكيه نفس و كسب معرفت و مقامات عرفانی نتواند به اين مقام برسد. اما متأسفانه اكنون ببينيد بعضی جوان‌هايمان از كجاها سر در آورده‌اند. چرا اين‌طور شده است؟ چون آن موقع راه حسين(ع) را می‌رفتيم. مشكل ما اينجا است كه از عمل به مكتب امام حسين(ع) و ائمه اطهار(ع) دست برداشته‌ايم. از سفينة‌النجاة حسين(ع) پياده شده‌ايم. بايد به مكتب حسين(ع) برگرديم و دوباره پشيمان بشويم و توبه كنيم و دوباره سوار كشتی نجات بشويم. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭┈── ◽️◽️◽️◽️ 💠پایان قسمت هفدهم 👈ادامه دارد...