eitaa logo
🏴[عاشِقانِ حَضڑت مَهدے ﷻ³¹³]🏴
3.3هزار دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
838 ویدیو
34 فایل
✨بر مهدی و آن هاله نورش صلوات✨ 📿بر خال لب و جام ظهورش صلوات📿 ✨بی پرده همه ی انس و ملک می گویند✨ 📿بر سال و مه و وقت ظهورش صلوات📿 ارتباط با مدیر https://eitaa.com/Abasiir لینک کانال https://eitaa.com/s56592 اللھم عجل لولیک الفرج
مشاهده در ایتا
دانلود
📕خلاصه‌ای از کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی 3⃣ قسمت سوم ♦️طرح دو شبهه 🔻در اين بحث دو شبهه بسيار خطرناك وجود دارد كه توسط دو گروه مطرح شده است و تمام شيعيان باید پاسخ آن را ياد بگيرند. 💠شبهه‌ی اول: 🔻گروه اول می‌گويند كه ائمه اطهار(ع) آنقدر بلندمرتبه هستند كه حتی شايسته نيستيم تا اسمشان را بياوريم و خاك پايشان هم نمی‌شويم بنابراين از تقليد و پيروی سيره آنها عاجزيم... 🔻آنها به روايات و زيارات مأثوره استدلال می‌كنند، بالاخص زيارت جامعه كبيره و رواياتی كه در عظمت ولايت و امامت وارد شده است: «بِكُمْ يُمْسِكُ السَّماء أنْ تَقَعَ عَلى الاَرْضِ»، يعنی اگر آسمان و زمين در هم فرو نمی‌رود به دليل آن است كه شما اهل بیت بر آنها سلطه داريد...، لذا این گروه می گویند با توجه به اینکه ائمه اطهار(ع) لنگر آسمان و زمين هستند، ما نمی‌توانیم مثل آنها باشیم... 💠پاسخ شبهه‌ی اول: 🔻این که ما خاک پای اهل البیت نیستیم، حرف كاملاً درستی است ولی آن قسمت از حرفشان غلط است كه می‌گويند از سیره آنها نمی‌توانیم تقلید کنیم. 🔻منظورشان این است که اگر حضرت زهرا(س) در جلوی ظلم ايستاد و در عين حال اجازه داد تا پهلويش را بشكنند، نبايستی ما جلوی ظلم بايستيم! ما كه حضرت زهرا(س) نيستيم! ما بايد با ظلم و انحراف سازش كنيم يا سكوت كنيم! 🔻يعني به طور كلی فلسفه امامت و شيعه بودن و پيروی از سيره طيبه اهل البيت را نادانسته انكار می‌كنند و خون سيدالشهدا را پايمال می‌کنند و می‌گويند كه ما مثل سيدالشهدا نيستيم! ما که تقوا و علوم و معارف حضرت حسين(ع) را نداريم، ما گناهكار و خلافكاريم، لذا بايد ما را از اين كوتاهی در مقابل ظلم و اين سازشكاری ببخشند!! 🔻آنچه به آن استدلال می‌كنند كاملاََ صحيح است ولی آنچه برداشت می‌كنند و نتيجه می‌گيرند غلط است، زيرا مستندات آنها، آسمانی بودن و سلطنت اهل البيت را بر كل هستی اثبات می‌نمايد اما نتيجه غلطی كه می‌گيرند غيرقابل تقليد بودن و غيرقابل پيروی كردن از سيره اهل البيت است. 🔻شبهه اين افراد از اينجا ناشی می‌شود كه متوجه نيستند كه اهل البيت در عين عظمت و سلطنت بر هستی، همچون قرآن نازل شده‌اند تا فهم ما و تقليد ما از روش آنها، آسان باشد. آنها زندگی زمينی را بر خود تحميل كرده‌اند تا همه ما زمينی‌ها بتوانيم مانند آنها عمل كنيم. مانند پدری كه خود قهرمان دوندگی است ولی با كودك دو ساله خود راه می‌رود و پا به پای او گام برمی‌دارد تا كودك از او تقليد كند و راه رفتن بياموزد. 🔻اين گروه در عين اخلاص و ارادت به اهل البيت، پشت امام حسين(ع) و امام علی(ع) را خالی می‌کنند و راه را برای هرگونه خلافت غاصبانه و گمراهی و ظلم باز می‌گذارند، چون می‌گويند ائمه اطهار بزرگتر از آن هستند كه برای ما قابل تقليد باشند! 🔻در زمینه فراز زیارت جامعه کبیره، پاسخ آن است كه حضرات ايشان لنگر زمين و آسمان هستند كه ما شيعيان چه كار كنيم؟ آنها اگر تو هم وجود نداشتی، لنگر آسمان و زمين بودند. پس نقش حضرت زهرا (س) برای تو و برای من چيست؟ 💠پایان قسمت سوم 👈ادامه دارد... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ با نشر مطالب در ثواب آنها سهیم باشیم 🙏
📕خلاصه‌ای از کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی 4⃣ قسمت چهارم 💠شبهه‌ی دوم: 🔻گروه دوم می‌گويند كه ائمه اطهار(ع) اساساً موجوداتی مثل ما هستند و نبايد آنها را آسمانی و ملكوتی و سلطان تمام هستی دانست؛ زيرا اگر چنين باشد، برای ما قابل تقليد نخواهند بود، بنابراين انسان كامل وجود ندارد و ساخته ذهن عرفا است! آنها هم مانند ما جايزالخطا هستند! 🔻اينها می‌گويند: حتی معصومين(ع) بدون نظارت مردم و به طور اصولی در معرض انحراف هستند. 💠پاسخ شبهه‌ی دوم: 🔻اين گروه نيز به وادی انكار و حتی كفر كشيده شده‌اند. در نظر این عده‌ی روسياه، بسياری از آيات قرآن كه می‌فرمايد اهل البيت از هرگونه خطا منزه هستند (احزاب:۳۳) و جز به دستور حق و وحی كلمه‌ای نمی‌گويند و رفتار نمی‌كنند (نجم:۵۳) در کنار انبوه روايات، زيارات و ادعيه، انكار شده است. 🔻مشكل آنها آن است كه به اين نكته توجه نكرده‌اند، زمينی زندگی كردن اهل البيت مانع از سلطنت آنها بر كل هستی نيست. همچنین به نكته مهم ديگری نيز توجه نكرده‌اند كه اگر اهل البيت(ع) با ملكوت در ارتباط نباشند، فلسفه اطاعت و ولايت و امامت و رسالت همه باطل می‌شود و اطاعت از اهل البيت اساساً بی‌معنا می‌شود، زيرا اگر اهل البيت با ملكوت در ارتباط نباشند، می‌توان از هر فرد ديگری مثل خلفای بنی‌اميه و بنی‌عباس اطاعت نمود، چون تفاوت در اساس قضيه ايجاد نمی‌شود. 🔻ائمه اطهار(ع) آسمانی و ملكوتی بودند، رسول الله(ص) می‌فرمايد: حضرت زهرا(س) «حَوراء الإنسية» است، «هي نور عيني»، يعنی من كه پيغمبر هستم اگر زهرا نباشد اصلاً نمی‌توانم ملكوت را ببينم و می‌فرمايد: «روحي التي بين جنبيّ»، يعنی من وقتی راه می‌روم برای اين است كه زهرا در كنار دستم است، اگر زهرا نباشد من روح ملكوتيم از دست می‌رود. 🔻اگر حضرت زهرا(س) نبود هيچ كس كفو حضرت مولا علی(ع) و هم طراز و هم سطح مولا در عالم ملك نمی‌شد. لذا مستندات بسياری از روايات اهل تسنن وجود دارد كه دشمنان حضرت علی(ع) و دشمنان حكومت فرهنگ و انديشه اهل البيت(ع) گفتند: تا فاطمه در خانه علی است راهی برای شكست علی وجود ندارد. 🔻اكثراً فكر می‌كنند كه از روی اتفاق و ناآگاهانه درب خانه حضرت زهرا(س) را شكستند و به پهلوی او فشار آوردند تا جان دهد اما هفتاد و چهار روايت از اهل تسنن موجود است كه نقل می‌كنند درب خانه را به عمد و با هدف قتل حضرت زهرا (س) شكستند كه حضرت زهرا(س) را بكشند، تا علی بی كس بشود. وقتی كه علی بی زهرا و تنها و مظلوم شد، دشمن توانست چيره شود. 🔻اينها در مورد زندگی زمينی است؛ لذا آنان زمينی زندگی كردند تا برای ما خاكی‌ها قابل تقليد بشوند. بنابراين، ائمه اطهار عليهم السلام آسمانی هستند ولی زمينی زندگی می‌كنند. 💠پایان قسمت چهارم 👈ادامه دارد...   ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭┈── ◽️◽️◽️◽️
📕خلاصه‌ای از کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی 6⃣ قسمت ششم 🔻قرآن آسمان به آسمان نازل می‌شود از آسمان هفتم به آسمان ششم نازل می‌شود بعد، از آسمان ششم به آسمان پنجم نازل می‌شود و اندازه فهم آسمان پنجمی‌ها می‌گردد و بعد باز هم كوچكتر و نازل‌تر می‌شود تا اندازه فهم آسمان چهارمی‌ها، سومی‌ها و دومی‌ها می‌شود و پس از آن قرآن به آسمان دنيا وارد می‌شود. ♦️مفهوم آسمان دنيا 🔻شايان ذكر است كه منظور از آسمان دنيا جوّ بالای كره زمين نيست، بلكه تمامی كهكشان‌ها كه خورشيد و منظومه شمسی و ميليونها منظومه ديگر نيز جزء آنهاست و همه سحابی‌ها كه ميليونها كهكشان را در بر می‌گيرد و همه سياهچاله‌ها كه در آسمانها كهكشانها را می‌بلعند و به قدری عظيم هستند كه حتی خورشيد نخود آش آنها هم نمی‌شود، حتی نور آن را هم می‌بلعد و آن را تاريك می‌كند. 🔻همه اينها مربوط به دنياست و هنوز به ملكوت نرسيده‌ايم. قرآن با گذر از آسمان‌ها نازل می‌شود تا اندازه فهم ما انسانها گردد و آن‌وقت معانی آن اينطور می‌شود: مثلاً «بسم الله الرحمن الرحيم»  در اندازه فهم ما، به نام خداوند بخشنده مهربان معنی می‌دهد. همچنین معنای الله اكبر در اندازه فهم ما می‌شود خدا بزرگ است؛ همين معنای اللهم صل علي محمد و آل محمد در اندازه فهم ما می‌شود پروردگارا درود بفرست بر محمد و آل محمد. ♦️نشانه‌هايی از معارج صاعد شده قرآن 🔻حال ما بايد بالا برويم و صاعد شويم. آن وقت می‌بينيم كه مولا اميرالمؤمنين عليه‌السلام با «بسم الله» دست قطع شده را می‌چسباند و سر قطع شده را می‌چسباند و عرفا كه خاك پای مولا نيستند با «بسم الله» روی آب راه می‌روند. ♦️ترجمه‌های زيرنويس، كودكانه‌ترين مفاهيم قرآن است 🔻درك معنای «به نام خداوند بخشنده مهربان» از «بسم الله الرحمن الرحيم»، و معنای «خدا بزرگ است» از «الله اكبر» و امثالهم، معناهای كودكانه‌ای است كه در اندازه فهم كودكانه مانده است و اين معانی برای يك شيعه كه پای منبر حضرت زهرا سلام الله عليها موی سفيد كرده است، نيست. 🔻او بايستی كم كم با «بسم الله الرحمن الرحيم» بالا برود و صاعد بشود تا بسته به اينكه چقدر ظرفيت داشته باشد در آسمانها صعود كند. 💠پایان قسمت ششم 👈ادامه دارد...  
📕خلاصه‌ای از کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی 7⃣ قسمت هفتم 🔻به سراغ بحث اصلی می‌رويم؛ گفتيم كه ائمه اطهار عليهم السلام نازل شده‌اند كه بيايند ما را صاعد كنند. 🔻بعضی از افراد عوام را ديده‌ايد كه قسم می‌خورند: «به مولا علی فلان كار را می‌كنم». مولا علی برای آنها فقط به درد قسم خوردن می‌خورد، آنها هنوز در سطح كودكی مانده‌اند. 🔻مانند آنهايی كه از قرآن فقط در عروسی‌ها و يا بر سر قبر مرده‌ها استفاده می‌كنند. يا آن كسی كه از حضرت زهرا سلام الله عليها تنها قسم خوردنش را فهميده است. 🔻در حالی كه بايد كم كم دست به دامن حضرت زهرا سلام الله عليها بگيرد و صاعد بشود و بالا برود كه اگر چنين كنيم به جايی می‌رسيم كه از عظمت ائمه اطهار عليهم السلام به حيرت می‌افتيم. ♦️ عظمت امامت و ولايت 🔻روايت چند صفحه‌ای عجيبی از امام رضا عليه السلام در باب عظمت امامت نقل شده است كه قسمت‌های اندكی را جدا كرده و اشاره می‌كنم. 🔻امام رضا عليه السلام می‌فرمايند: «هَیهاتَ هَیهاتَ ضَلَّتِ العُقولُ و تاهَتِ الحُلومُ وَ حارَتِ الألبابُ و حَسَرَتِ العُیونُ وَ تَصاغَرَتِ العُظَماءُ وَ تَحَیَّرَتِ الحُکَماءُ وَ تَقاصَرَتِ الحُلَماءُ وَ حَصَرَتِ الخُطباءُ وَ جَهِلَتِ الألِبّاءُ وَ کَلَّتِ الشُّعَراءُ وَ عَجَزَتِ الاُدَباءُ وَ عَیِیتِ البُلَغاءُ عَن وَصفِ شَأنٍ مِن شَأنِهِ أو فَضیلهٍ مِن فَضائِلِهِ فَأقَرَّت بِالعَجزِ وَ التّقصیرِ و کَیفَ یوصَفُ بِکُلِّهِ أَوْ ینْعَتُ بِکُنْهِهِ‏ أَوْ یُفْهَمُ شَیْ‏ءٌ مِنْ أَمْرِهِ...» (الکافی،ج۱،باب۷۲،ص۱۱۷) 🔻خلاصه ترجمه روايت اين است كه در بخشی از اين روايت حضرت فرمودند: اگر تمام ادبا جمع شوند، اگر تمام بزرگان جمع شوند، تمام عرفای عالم جمع شوند، فقط يك مورد از صفات و عظمت‌های يك امام را بخواهند بگويند، نمی‌توانند و همه آنها اظهار به عجز و ناتوانی خواهند كرد. 🔻امام يك همچنين موجودی است، ما امام را نمی‌شناسيم، امام در نزد ما فقط به درد قسم خوردن می‌خورد! ما امام را نمی‌شناسيم. 🔻آنگاه ما بايد دستمان را به سوی ائمه اطهار عليهم السلام بگيريم و شروع كنيم صاعد شويم و صاعد شويم تا آنجايی كه خودشان هستند برويم. 🔻خلاصه بحث اين شد كه ائمه اطهار از مقام بعرشه محدقين نازل شده‌اند. 💠پایان قسمت هفتم 👈ادامه دارد...  
📕خلاصه‌ای از کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی 8⃣ قسمت هشتم 🔻وقتی كه انسان به منبر می‌رود، بايد قبلاً ساعتها كار و تحقيق كند تا چند دقيقه مطالب قابل عرضه ارائه دهد. يقيناً ائمه اطهار و رسول خدا (ص) راضی نيستند كه گوينده و شنونده، عالم و متعلّم، استاد و دانشجو، غير فعال باشند. 🔻شنونده هم بايد فعال باشد و اين مباحث را با دقت، چندين بار مرور كند تا فهم فرهنگ و انديشه اهل البيت(ع) برای او آسان گردد و قلبش نورانی بشود. 🔻گفت ای گروه هر كه ندارد هوای ما سر گيرد و برون رود از كربلای ما             🔻بايد عجله كنيد و بفهميد كه گرچه روضه خواندن بر مصائب اهل البيت(ع) مقامی بس بزرگ است ولی بايد دست به دامنشان بشوی، بايستی روضه‌ات هم وسيله توسل به ائمه(ع) باشد. 🔻نه اينكه فقط آتش دلت را خاموش كنی، بلكه بايد بخاطر اينكه حكومت انديشه و فرهنگ امام حسين(ع) را از تو و جامعه مسلمين و جهان اسلام گرفته‌اند و حكومت انديشه و فرهنگ حضرت زهرا(س) را از جامعه مسلمين و جهان اسلام گرفته‌اند، گريه كنی و ناله بزنی و سعی در فهم انديشه و فرهنگ و معارف اهل البيت (ع)داشته باشی. ♦️نزول ائمه اطهار(ع)/صعود انسان 🔻اما كلام دوم، آن است كه اگر ما با قرآن صاعد نشويم، قرآن را به بازی گرفته‌ايم؛ 🔻بايد بعد از  از شصت سال زندگی در معارف و مفاهيم «بسم الله الرحمن الرحيم» صعود و عروج كرده باشيم. نبايد به زيرنويس ترجمه «به نام خداوند بخشنده مهربان» بسنده كنيم، در آن صورت نتوانسته‌ايم با آن شفای دل بگيريم. 🔻نمازمان معراج نيست، زيرا رسول الله (ص) فرموده‌اند: «الصلوة معراج المؤمن» يعنی نماز معراج مؤمن است، و در نماز با همين «بسم الله الرحمن الرحيم» بايد به معراج برويم. 🔻اگر آنها را به بازی بگيريم، ما را به بازی می‌گيرند. همينطور كه بايد با قرآن صاعد بشويم، ائمه هم نازل شده‌اند كه دست ما را بگيرند و حضرت حسين (ع) آمده است تا ما را حسين كند، حضرت فاطمه(س) آمده تا ما را فاطمی كند، حضرت علی(ع) آمده تا ما را علوی كند. 🔻بايد خودشان مدد بدهند، ما نهال اين معارف را می‌كاريم، همين‌طور كه از يك نهال گردو، ده‌ها سال استفاده می‌كنند، ما هم داريم گردو می‌كاريم، ولی خودتان بايد آن را سبز كنيد و آن را رشد بدهيد و نمی‌شود كه همه مطالب را حاضر و آماده تحويلتان بدهند. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭┈── ◽️◽️◽️◽️ 💠پایان قسمت هشتم 👈ادامه دارد...  
📕خلاصه‌ای از کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی 🔟 قسمت دهم 🔻در مورد ايثار و فداكاری كه بارها در قرآن ذكر شده است، در عاشورا چگونه تجلی يافت؟ 🔻يك نمونه ايثار، اهداء حضرت علی‌اکبر(ع) به پيشگاه حقتعالی برای دفاع از دين حق توسط حضرت اباعبدالله الحسين(ع) است. 🔻آيا می‌دانيد كه حضرت علی‌اكبر(ع) چه كسی است؟ علی‌اكبر(ع) كسی است كه در زيارت عاشورا از او نام برده شده است، آنجايی كه می‌گوييم: «السَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ» منظور از «علي بن الحسين» حضرت علی‌اكبر(ع) است. 🔻فرزندان حضرت اباعبدالله عليه‌السلام همه نام «علی» داشتند كه مهمترين آنها امام زين‌العابدين عليه‌السلام است. يعني حضرت علی‌اكبر(ع) آنقدر عظمت دارد که در جايی كه حضرت زين العابدين سيدالساجدين، محور ملك و ملكوت حضور دارند، در زيارت عاشورا به حضرت علی‌اكبر(ع) سلام می‌كنند و اسمی از حضرت زين‌العابدين نمی‌آيد و فقط می‌فرمايد: «و علي اولاد الحسين». ♦️مفهوم «اشبه الناس خَلقاً و خُلقاً» 🔻حضرت علی‌‌اكبر(ع) «اشبه الناس خَلقاً و خُلقاً» به رسول خدا(ص) بوده است. برای آنكه اين جمله قابل درك شود مثالی می‌زنيم. فرزند امام خمينی(ره) شايد بتواند خَلقاً، يعنی از نظر چهره و ژنتيك و صفات موروثی، به امام (ره) شبيه بشود و مثل نوه ايشان كه می‌گويند از نظر رفتار ژنتيك شبيه به امام(ره) است، اما مگر هر كسی می‌تواند خُلقاً شبيه به امام(ره) بشود؟ 🔻امام(ره) كسی بود كه در موقع بمباران جماران، وقتی توپ‌های روی پشت بام منزل ایشان شروع به شليك كرد، يك عده گفتند كه الآن است كه اين پيرمرد از شدت صدای مهيب اين توپ‌ها وحشت كند، در حالی كه امام(ره) به پشت بام آمدند و سربازان را دل‌داری می‌دادند و دست به پشت آنها می‌زدند و می‌گفتند: "نترس جوان، بزن!". این نشان‌دهنده ظرفيت روحی و آرامش قلبی امام(ره) هست. 🔻مثال ديگر از ارتباط الهی امام(ره) با حضرت صاحب الامر(عج) و شجاعت امام(ره): وقتی كه در آخرين سال حكومت ننگين ستمشاهی، شاه در آخرين روزها، دستور حكومت نظامی داده بود و سپهبد ازهاری اعلام كرده بود كه احدی نبايد در خيابان‌ها ظاهر شود، امام خمينی(ره) دستور دادند كه مردم همه به خيابان‌ها بیایند، آن‌وقت بزرگانی چون مرحوم طالقانی، مرحوم آيت‌الله مـرعشی و حاج‌آقا لواسانی به امام گفتند كه: آقا شما می‌دانيد داريد چه كار می‌كنيد؟ مسئوليت كشته شدن ملت پای كيست؟ شاه دستور قتل عام مردم را داده است. كه امام(ره) فرموده بودند: كه اگر شخص ديگری دستور داده باشد شما چه می‌گوييد؟ كه علما گريه كرده بودند و فهميده بودند كه امام(ره) نخواستند بگويند مولا امام زمان(عج) دستور داده‌اند. 🔻اينها نمونه‌هايی از ويژگی‌های اخلاقی حضرت امام (ره) بود. حالا چه كسی می‌تواند به امام خمينی(ره) با اين ويژگی‌ها شبيه بشود؟ 🔻اكنون وقتی از زبان معصوم (ع) می‌شنويم كه می‌فرمايد: حضرت علی‌اکبر عليه‌السلام شبيه‌ترين مردم به رسول‌الله(ص) بود، می‌توان به عظمت عرفانی و روحی حضرت علی‌اكبر پی برد. حالا اين علی‌اكبر وقتی به ميدان می‌رفت می‌توان شدتِ تاثّر حضرت حضرت اباعبدالله(ع) در اين لحظه را درک نمود. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭┈── ◽️◽️◽️◽️ 💠پایان قسمت دهم 👈ادامه دارد...  
📕خلاصه‌ای از کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی 🔴 قسمت دوازدهم ♦️عاشورا، تجلی‌گاه كامل قرآن 🔻تمامی كمالات انسانی كه وحی از آنها خبر می‌دهد، در حادثه كربلا تجسّم يافته است و جبرئيل با آن همه هيبت، در موقع نزول حقايق قرآن با كوچك شدن و نازل شدنش می‌‌تواند نازل بشود ولی با بزرگ شدن آن و سير صعودی حقايق آن در آسمانها، ديگر توان و يارای همراهی با آن را ندارد و كم می‌آورد. 🔻ما تنها در نازل شده عاشورا توقف كرده‌ايم. در حادثه كربلا تك تك آيه‌های قرآن در روز عاشورا توسط امام حسين(ع) متجلی می‌شود. 🔻اگر می‌خواهيد بفهميد كه چه خبری دارد می‌شود، بايد صلوات بفرستيد: "اللهم صل علي فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها". 🔻در آنجا كه جبرئيل قرآن را به رسول خدا(ص) وحی می‌كرد، بر جبرئيل سنگينی نكرد و متلاشی نشد، اما نوبت به تجلی همين قرآن در وجود حضرت اباعبدالله كه رسيد، يك دفعه قرآن يك موجود زنده شد و همه اسرار قرآن با سيدالشهداء از پرده بيرون افتاد. اما هر كسی اين حقيقت را نمی‌فهمد و عمق آن را درك نمی‌كند. 🔻روز عاشورا تجلی‌گاه کل قرآن کریم است، اما تجلی قرآن، غیر از کوچک شدن و نزول یافتن آن است. جبرئیل، قرآن کوچک شده و نزول یافته‌اش را آورده و به رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله وحی کرد. اما وقتی قرآن بزرگ می‌شود، جبرئيل ديگر نمی‌تواند با بزرگ شدنش بيش از آسمان هفتم بزرگ بشود. در اين حال قرآن از وجود حسين علیه‌السلام در آسمان متصاعد می‌شود و ديگر جبرئيل تحمل بزرگ شدن قرآن را ندارد. جبرئيل با كوچك شدنش می‌توانست كوچك بشود ولی با بزرگ شدنش تا بی‌نهايت نمی‌تواند بزرگ بشود. 🔻اين قرآن همين‌طور در حال بزرگ شدن و صعود به بالاتر از آسمان هفتم است و حضرت سيدالشهداء در حال رسيدن به مقام «ارجعي الي ربك راضية مرضية» است، امام حسين(ع) در حال رسيدن به «حول العرش محدقين» است، در اين حال است كه جبرئيل می‌گويد: اگر ذره‌ای نزديك‌تر شوم، می‌سوزم و خاكستر می‌شوم و ظرفيت من از اين حد بالاتر نيست. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭┈── ◽️◽️◽️◽️  
📕خلاصه‌ای از کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی 🔴 قسمت سیزدهم ♦️مروری بر مباحث قبلی 🔻هدف بحث در مورد ضرورت و اهميت شرح زيارت عاشورا است. در قسمت‌های اول تا دوازدهم به عنوان مقدمه‌ای برای ورود به شرح زيارت عاشورا، چندين مبحث را شرح داديم كه آنها را مرور می‌كنيم: 🔹ولايت و امامت 🔻شرح داديم كه جريان ولايت و امامت چيست و در اين راستا به قسمتی از روايت امام رضا(ع) اشاره كرديم كه ايشان در اين روايت می‌فرمايند كه: اگر تمام ادبا، تمام فصحا، تمام عقلا، تمام انديشمندان، تمام متفكرين و تمام دانشمندان جمع شوند و بخواهند كه تا روز قيامت، امری از امور و شأنی از شئون اهل البيت را توصيف كنند، نمی‌توانند و حيران شده و همگی به عجز خود اقرار می‌ورزند. 🔹نزول قرآن، صعود انسان 🔻عرض كرديم كه قرآن نازل شده و كوچك شده است و در حد فهم و درك كودكانه ما شده است. اما ما نبايد برای هميشه در حد همين درك كودكانه خود بمانيم و فكر كنيم كه معنای «بسم الله الرحمن الرحيم» فقط همين است كه ما می‌فهميم، بنابراين بايستی همين‌طور كه قرآن نازل و كوچك شده است تا اندازه ادبيات كودكانه ما انسان‌ها بشود، حالا بايد اين معارف از اندازه فهم كودكانه ما بالاتر برود و در دل ما رشد كند و صاعد بشود. عرفا با اين «بسم الله الرحمن الرحيم» طی‌الارض می‌كنند و اسرار و معارف را باز می‌كنند و با ملكوت صحبت می‌كنند. «به نام خداوند بخشنده مهربان» مربوط به كسی است كه هنوز در كلاس اول است و بعد از يك عمر هنوز در اين کلاس مانده است. اما شيعه بايد لحظه به لحظه و روز به روز به مفاهيم عميق‌تر آن دست يابد. 🔹 نزول قرآن از مقام خزائن غيب 🔻«وَ إِنْ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» (حجر:۲۱) عظمت اين معارف به اندازه‌ای است كه حتی احدی نمی‌تواند آن را درك كند و دست انديشه‌اش به آنجا نمی‌رسد، اما تا حدی می‌تواند بالا برود. 🔹️نزول ائمه اطهار(ع)، صعود انسان 🔻گفتيم قرآن نازل شده و كوچك شده است تا اندازه فهم ما بشود تا ما صعود را شروع كنيم و دستمان را به آن ريسمان الهی بگيريم و فهممان را زياد كنيم و بالا برويم. همين‌طور ائمه اطهار عليهم الصلوة و السلام طبق نص صريح زيارت جامعه كبيره «خلقكم الله انواراً فجعلكم بعرشه محدقين»، هم از عرش نازل شده‌اند و كوچك شده‌اند تا حدی كه امثال شمر و يزيد می‌توانند ايشان را شهيد كنند؛ يعنی اين بزرگواران از روی عشق به خدا و عشق به شيعيانشان برای اين كه حتی يك نفر از بندگان را نجات دهند، از عظمتشان استفاده نمی‌كنند تا فرصت تصميم و هدايت برای آنان باقی بماند. در حالی كه اگر يك اشاره كنند آسمان‌ها از هم می‌پاشد ولی با اين حال از سلطنتشان بر كل هستی استفاده نمی‌كنند. 🔻عاشقی را ببينيد؛ امام حسين(ع) می‌گذارد كه شمر ملعون بر روی سينه مباركش بنشيند و سر مباركش را از بدن جدا كند تا بعضی از سياه‌دلان نگويند كه «خوب او كه امام حسين(ع) بود، من كه امام حسين(ع) نيستم و لذا نمی‌توانم راه آن حضرت را بروم». امام حسين(ع) می فرمايد: ببينيد كه من در حد توان شما انسان‌های خاكی عمل می‌كنم؛ مانند يك انسان خاكی رفتار می‌كنم و در حد يك انسان می‌جنگم. 💠پایان قسمت سیزدهم 👈ادامه دارد...   ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭┈── ◽️◽️◽️◽️
📕خلاصه‌ای از کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی 🔴 قسمت پانزدهم ♦️گریه کردن و سينه زدن، خوب است ولی كافی نيست، پيروی هم لازم است 🔻ما به ائمه اطهار(ع) اقتدا نكرده‌ايم! گذاشتيم آنها زجرهايش را بكشند و ما فقط گريه‌اش را بكنيم و سينه بزنيم. اگرچه خوب است ولی كافی نيست. چون سينه زدن و گريه كردن آن ترس و لرزها را ندارد؛ در حالی كه دندان‌های بچه از ترس به هم بخورد كه سر پدر را روی نيزه گذاشتند. اگر همين يك صحنه را تماشا كند، از ترس زهره‌اش می‌تركد. اگر بچه خودتان خدای نكرده اين صحنه را تماشا كند چه می‌شود؟ آيا حقه‌بازی نيست كه اين سختی‌ها مال اهل‌بیت باشد و فقط گريه‌اش مال ما باشد؟ اما راه حل چيز ديگری است. ائمه اطهار(ع) اين گونه زندگی كردند كه ما بتوانيم مثل آنها زندگی كنيم. آنها آسمانی بودنشان را به هر كسی نشان نمی‌دهند، مگر اين كه همان‌طور كه آنها از آسمان و عرش نازل شده‌اند كه دست ما را بگيرند، ما هم دستمان را توی دستشان بگذاريم و دستمان را به چادر حضرت زهرا(س) بگيريم و صاعد بشويم و همراه با آن بزرگواران ما هم به عرش برويم. 🔻اما در عين حال خدای ناكرده شبيه به روشنفكرنماها نشويم كه بگوييم "گريه نكنيد!". گريه اصل جريان است. به اين روايت كه «ريختن يك قطره اشك از سر اخلاص انسان را بهشتی می‌كند» شخصاً، اعتقاد و يقين دارم. گريه كليد قلب برای ورود به ملكوت است. اگر از روی عشق به زيارت بروی دستت را می‌گيرند، اما اگر كشته شدن را برای امام حسين(ع) بگذاری و گريه‌اش را برای خودت، اين حقه‌بازی است. گريه كليد است، بايد كليد داشته باشی؛ بدون كليد نمی‌توان وارد خانه شد. آيا ديده‌ای كسی كليد داشته باشد ولی پشتِ درِ خانه بنشيند؟ ♦️سفر مشهد و كربلا و مدينه، نبايد شكل توريستی به خود بگيرد 🔻اما كسی حقه‌باز است كه زيارت كربلا و مشهد رفتنش توريستی باشد و از سر عاشقی و جانبازی نباشد. هدف سفر مشهد و كربلا بايد از سر عاشقی باشد وگرنه توريستی می‌شود. ♦️ايثار و عاشقی اهل البيت عليهم‌السلام 🔻ائمه اطهار(ع) چقدر ايثار و فداكاری نموده و برای ما عاشقی كرده‌اند. سكينه را گذاشتند سيلی به صورت مباركش بزنند كه اگر به صورت بچه من زدند، دست از دين برندارم و نگويم كه «اين دينی است كه تا می‌خواهيم مقدس شويم، برايمان مشكلات درست می‌كنند.» آيا تو خيلی در پيشگاه خداوند متعال از حضرت زهرا(س) عزيزتر هستی؟ و يا خون تو رنگين‌تر از آن بزرگواران است؟ 🔻اهل البيت از عرش آمده‌اند و چنان عاشق ما هستند كه انسان خجالت می‌كشد كه مثلاً در حرم مطهر امام رضا(ع) از ايشان حاجت بخواهد. عاشقی را ببينيد؛ حضرت امام رضا(ع) ۱۲۰۰ سال قبل جام زهر را نوشيده است. امام رضا(ع) مگر نمی‌توانست در مدينه باشد و در مدينه شهيد شود. پس چرا به طوس آمده و غريب‌الغربا شده است؟ به خاطر من، برای اين كه زمانی پيش نيايد كه نتوانم در مدينه به ديدارش بروم و امثال سعودی‌ها و صدام و وهابی‌ها و... نگذارند، و من تنها و بی پدر بمانم، و منِ روسياه بتوانم خدمت پدرم امام رضا(ع) بروم. 🔻عاشقی را ببينيد، اهل‌البيت برای ما چه كارهایی می‌كنند. آن وقت می‌بينيم كه بعضی‌ها وقتی كه به پابوس حضرت امام رضا(ع) می‌روند می‌گويند: «يا امام رضا! آيا حاجت ما را می‌دهی؟» با اين حرفشان فرشتگان حول حرم تعجب می‌كنند كه اين چه حرفی است كه اين انسان می‌زند. ۱۲۰۰ سال است كه امام رضا(ع) منتظر تو است كه فقط تو را ببيند. جام زهر نوشيده است و جگرش را پاره‌پاره كرده‌اند كه تو بيايی. اين چه سؤالی است كه می‌پرسی؟ اين بی‌معرفتی است. ما ائمه اطهار(ع) را نشناختيم؛ ما در شناخت آنها كوتاهی كرده‌ايم. ♦️از مصباح الهدی بايد در شكافتن تاريكی استفاده كرد 🔻حضرت رسول اكرم(ص) فرمودند كه: «ان الحسين مصباح الهدي و سفينة النجاة» رسول خدا(ص) در اين روايت شريف ندا برمی‌آورد كه: حسين(ع) آمده است تا دستتان را بگيرد و شما را درون كشتی نجات ببرد؛ سوار شويد؛ چرا نشسته‌ايد پای كشتی گريه می‌كنيد؟ سوار شويد. او چراغ هدايت است؛ چراغ را برداريد و راه بيافتيد؛ چرا پای چراغ نشسته‌ايد و گريه می‌كنيد؟ بلند شويد. 💠پایان قسمت پانزدهم 👈ادامه دارد... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭┈── ◽️◽️◽️◽️
📕خلاصه‌ای از کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی 🔴 قسمت شانزدهم 🔻تا اينجا گفتيم كه ائمه اطهار(ع) هم مثل قرآن نازل شده‌اند و آمده‌اند تا دست ما را بگيرند تا ما صاعد بشويم. حالا در اين جريان، امام حسين عليه‌السلام چه رسالتی را بر عهده دارد و چه كاری قرار است انجام بدهد؟ حضرت محمد مصطفی(ص) فرمودند كه: «حسين مني و انا من حسين». آنجا كه حضرت می‌فرمايند: «حسين مني»، يعنی رسالت حسين عصاره قرآن و اسلام است. حضرت رسول(ص) می‌فرمايند كه «و انا من حسين» يعنی اين كه عاشورا تجلی‌گاه اسلام، نمايشگاه كامل و عينی در عالم خارج، يعنی عالم بيرون از عالم ذهن است. يعنی اين كه عاشورا نمايشگاه مجسم اسلام است و هرچه پيامبر و قرآن و وحی گفته، هرچه روايت داريم، هرچه ارزش و هدف داريم، همه‌اش درون عاشورا در صورت يك نمايشگاه و آزمايشگاه كاربردی مجسم شده است و همه اينها به صورت زنده در عاشورا متجلی می‌شود. 🔻چقدر قرآن فرموده است كه صبر كنيد، «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا» (آل‌عمران:۲۰۰). بيش از صد آيه در قرآن كريم از مقام صابرين و عظمت صبر و امر به صبر ذكر شده است. اما اين مطالب در مورد صبر در عالم ذهن است و به صورت مفهوم است، ولی صورت تجلّی ندارد. اوج اين صبر در عاشورا متجلی شده است. وقتی كه قرآن می‌فرمايد بندگی كنيد: «رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا الله» (احزاب:۲۳). اينها مفاهيم و معارف است ولی كجا آنها مجسم می‌شوند؟ كسانی كه قرآن در مورد آنها می‌فرمايد كه «يُحِبُّهُم وَيُحِبّونَهُ» (مائده:۵۴). يا كسانی كه قرآن می‌فرمايد: «أُولئِكَ حِزْبُ الله» (مجادله:۲۲). 🔻اينها هدف و مفاهيم هستند؛ اما كجا اين مفاهيم متجلی شده؟ اين «حِزبُ الله» و آن «رِجال» كجايند؟ كربلا آنها را نشان می‌دهد. يا آنجا كه قرآن می‌فرمايد: «وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ» (مجادله:۲۲). آنهايی كه خانواده را خرج می‌كنند، زندگی را خرج می‌كنند، دارايی را خرج می‌كنند، مقام و موقعيت را خرج می‌كنند، جان را خرج می‌كنند. يا آنجا كه قرآن مي‌فرمايد: «انّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً» (توبه:۲۰). آنهايی كه ايثار می‌كنند و همه چيز خود را فدا می‌كنند، اينها همگی تجسمش در عاشورا است. 🔻و الله العظيم دو سال طول می‌كشد اگر بخواهيم حتی هر شب يك‌يك آيات قرآن را ذكر كنم و بگويم كه هركدام در كجای عاشورا و چگونه در بالاترين مرتبه آن توسط حضرت سيدالشهداء عملاً متجلی گشت. آيه‌آيه از قرآن در دينداری، در بندگی، در عبادت، در طهارت، در عترت، در سخاوت، در دانش، در معرفت، در اخلاص، در ايثار و... در عاشورا متجلّی شد. حالا چشمت را ببند و دستت را وسط قرآن بزن و يك آيه آن را انتخاب کن تا بگويم اين آيه در كجای عاشورا مجسم شد. حالا می‌بينی كه عاشورا تجلی‌گاه كل قرآن و كل وحی است؛ «وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ» (انعام:۵۹). می‌فرمايد هيچ تر و خشكی نيست مگر اين كه در قرآن مبين است. حالا در روايت «حسين مني و انا من حسين» وقتی تداوم حيات انديشه و فرهنگ رسول خدا(ص) از حسين(ع) باشد، آيا تداوم انديشه و فرهنگ قرآنش از حسين(ع) نيست؟ وقتی كه رسول خدا(ص) می‌فرمايد من از حسينم، آيا تجلّی وحی از حسين(ع) نيست، وقتی تداوم اسلامش از حسين(ع) است، دينش از حسين نيست؟ آيا چيزی از اسلام و قرآن باقی می‌ماند كه از حسين(ع) نباشد؟ پس عاشورا تجلی‌گاه كل اسلام است. 💠پایان قسمت شانزدهم 👈ادامه دارد... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭┈── ◽️◽️◽️◽️  
📕خلاصه‌ای از کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی 🔴 قسمت هفدهم ♦️سفينة النجاة 🔻حالا كه عاشورا تجلی‌گاه كل اسلام است، آن وقت كم‌كم شيعه وقتی در آيات عاشورا تدبر می‌كند می‌فهمد كه عاشورا يعنی قرآن وجود حسين(ع)، يعنی همين‌گونه كه قرآن نازل شده و با خواندن و تدبّر كردن در قرآن، ما صاعد می‌شويم و بالا می‌رویم، با ترجمه و تدبر كردن در عاشورا نیز ما صاعد می‌شويم و وارد به سفينة‌النجاة می‌شويم و با ورود به كشتی حسين(ع) نجات پيدا می‌كنيم، البته به شرطی كه تدبر كنيم. با توجه در سوره عاشورا از قرآن وجود حسين(ع) متوجه می‌شويم كه حسين(ع) يك قرآن زنده است. وقتی كه حضرت مولا علی(ع) می‌فرمايند من قرآن ناطق هستم، حسين(ع) هم قرآن ناطق است. ♦️عاشورا، سوره‌ای از قرآن وجود حسين(ع) است 🔻حالا اين قرآن مجسم، يك سوره‌اش عاشورا است. نمی‌خواهی در آن تدبر كني؟ وقتی بچه بودی از امام حسين(ع) فقط حسين حسين گفتن و يك پرچم به دست گرفتن را آموخته بودی، حالا كه يك عمر از تو گذشته است باز هم در همان حد مانده‌ای؟ صعود و رشد و پرواز نكرده‌ای؟! همان بلايی كه بر سر معارج و مفاهيم «بسم الله الرحمن الرحيم» آورده‌ايم، همان بلا را هم بر سر عاشورا آورده‌ايم. شصت سال پيش وقتی می‌گفتم «اللهم صل علي محمد و آل محمد» فقط ترجمه فارسی آن يعنی «درود خدا بر پیامبر و آل ایشان» از آن می‌فهميدم؛ آيا الان هم بايد در همين حد از فهم مانده باشم؟ همين‌طور در مورد «بسم الله الرحمن الرحيم» و «الله اكبر» فقط «به نام خداوند بخشنده مهربان» و «خدا بزرگ است» را كه شصت سال قبل می‌فهميدم هنوز می‌فهمم و ذرّه‌ای رشد نكرده‌ام! وقتي عقب مانده بشوم، همان بلايی كه بر سر معارف قرآن آورده‌ام، همان بلا را بر سر معارف عاشورا می‌آورم. در معرفت من، عاشورای حسين همان عاشورای دوران كودكی من است. برای همين است كه پرواز نمی‌كنيم و وارد به كشتی نجات نمی‌شويم. ♦️يك گام در كشتی نجات حسين (عليه السلام) 🔻در جريان پيروزی انقلاب اسلامی با اين كه پول، امكانات و اسلحه نداشتیم، يك پيرمرد سيد، مرجع تقليد، قدرت نظامی هم در دست نداشت، خاك پای امام زمان(عج) هم نمی‌شد و تنها ذره‌ای از گرد و غبار پای امام زمان(عج) بود، فقط يك سال همه به حرفش گوش دادند و چه حال و هوايی در کشور پيدا شد؛ همه عاشق هم بودند. آن موقع خانم‌ها را طبق فرمايش قرآن كريم، خواهر به حساب می آورديم و آقايان را برادر می‌شمرديم: «اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» (حجرات:۱۰). در انديشه قرآنی مگر برادران اجازه می‌دهند كه مثلاً نامحرم نگاه آلوده و انديشه آلوده در مورد خواهری به كار گيرد؟ يا مگر برادران اجازه می‌دهند كه برادرشان زمين بخورد و يا گرفتار شود و يا دچار مشكلات شود؟ اينها مكتب حسين(ع) است؛ راه حسين(ع) است. ما در سال‌های اول پيروزی انقلاب اسلامی يك قدم پايمان را درون كشتی نجات حسين(ع) گذاشتيم؛ ديديم كه چه شد. جوان‌هايمان آنچنان رشدی كردند كه از پای سينماها، كاباره‌ها و تالارهای غفلت به ميدان جنگ می‌رفتند و چگونه عاشقی می‌كردند. اما اکنون به چه مفاسدی روبرو هستیم. تقصير خودمان است. از مكتب حسين(ع) دست برداشته‌ايم. 🔻در جنگ تحميلی وقتی جوان‌هايمان پا در سفينة‌النجاة حضرت حسين(ع) گذاشتند تا چه آسمانی از عرفان پرواز كردند! چه بسا كسی با ده‌ها سال تزكيه نفس و كسب معرفت و مقامات عرفانی نتواند به اين مقام برسد. اما متأسفانه اكنون ببينيد بعضی جوان‌هايمان از كجاها سر در آورده‌اند. چرا اين‌طور شده است؟ چون آن موقع راه حسين(ع) را می‌رفتيم. مشكل ما اينجا است كه از عمل به مكتب امام حسين(ع) و ائمه اطهار(ع) دست برداشته‌ايم. از سفينة‌النجاة حسين(ع) پياده شده‌ايم. بايد به مكتب حسين(ع) برگرديم و دوباره پشيمان بشويم و توبه كنيم و دوباره سوار كشتی نجات بشويم. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭┈── ◽️◽️◽️◽️ 💠پایان قسمت هفدهم 👈ادامه دارد...  
📕خلاصه‌ای از کتاب «در عظمت زیارت عاشورا»، تالیف استاد زاهدی 🔴 قسمت هجدهم ♦️براندازی كامل حكومت انديشه و فرهنگ اهل‌البيت(ع) 🔻حادثه كربلا براندازی كامل حكومت انديشه و فرهنگ اهل‌البيت بود و دشمنان امام حسين عليه‌السلام تا مرحله براندازی كامل انديشه و فرهنگ اهل البيت در جامعه پيش رفته بودند. يعنی طوری شده بود كه كم‌كم به تدريج در لايه‌های زيرين و اساسی در اعتقادات مردم وارد شده بودند كه توانستند آن فجايع را در كربلا دامن بزنند و پيدايش آن مصائب عظيم را موجب بشوند. در حالی كه تا زمان معاويه كسی جرأت آن‌چنان جسارت‌هايی به اهل البيت(ع) را نمی‌كرد ولی يزيد تا مرحله كامل براندازی پيش رفت و می‌خواست آخرين فرد اهل البيت(ع) را ريشه‌كن نمايد و از ميان بردارد و برای همين روی پيكر امام حسين(ع) اسب تاختند و سر مباركش را بريدند. ♦️نیرنگ معاویه 🔻معاويه جرأت نكرد امام حسن(ع) را به راحتی شهيد كند و از ترسش به منظور براندازی مقام امام حسن(ع) از جايگاه‌اش در افكار و اذهان مردم، يك حيله دموكراتيك زد به اين صورت كه يك نامه سفید امضاء را به كل بلاد اسلامی فرستاد و از روی حقه‌بازی، امام حسن(ع) را مخاطب قرار داد و گفت: يابن رسول الله، هرچه تو بگويی ما قبول داريم! معاويه با اين حيله خواست به مردم بگويد كه، ببينيد حضرت حسن بن علی(ع) خودش خشونت‌طلب است. ما می‌خواهيم با او صلح كنيم، ما با او جنگ و دعوا نداريم! معاويه با اين كارش سعی می‌كرد شخصيت حضرت امام حسن(ع) را در اذهان همه مردم بلاد اسلامی خراب كند. ♦️مردم غافل 🔻البته نزد آن مردمی كه دست از ولايت اهل‌البيت عليهم السلام برداشته بودند و هنوز نمی‌دانستند كه حق با اهل كوفه است و يا با حضرت حسين عليه السلام، و به زبان امروز چنين می‌توان گفت كه آنهايی كه هنوز نمی‌دانستند حق با كدام روزنامه است و گرفتار باندها و حزب‌ها بوده‌اند، دچار فريب معاويه شدند و لذا صدای آنها بلند شد كه، معاويه برای امام حسن(ع) نامه سفيد امضاء فرستاده و به امام حسن(ع) گفته، هرچه تو می‌گويی قبول دارم، ولی امام حسن(ع) صلح‌نامه معاويه را قبول نمی‌كند! ♦️آشتی حق با باطل مردود است 🔻اين‌چنين مردمی می‌خواهند امام حسن(ع) را با معاويه آشتی بدهند. اگر امام حسن(ع) با معاويه آشتی كند به معنی آن است كه بايد با نفاق، شرك و ريا آشتی كند و دست از مكتب خود بردارد! در آن صورت ديگر امام حسن(ع) نيست. اگر امام حسين(ع) با شمر و يزيد آشتی كند به معنی آن است كه با ظلم، كفر و فساد آشتی كرده است. در آن صورت ديگر امام حسين(ع) نيست. ای ديوانه‌ها، مگر می‌شود امام حسين و امام حسن عليهما السلام، با اين همه ظلم، گناه و فساد معاويه و یزید صلح كنند؟ امام حسن(ع) بايد در مقابل آنها بايستد، امام حسن(ع) با معاويه دعوای شخصی ندارد كه می‌گويی آشتی كن؛ آشتی كردن بسيار خوب است اما آشتی دوستان اهل البيت(ع) با دشمنان انديشه و فرهنگ اهل البيت(ع) چه معنی دارد؟ قرآن فرموده است كه دوستان با دشمنان آگاه و مرموز اهل البيت(ع) تنها بايد با شدت برخورد كنند. ولی ديرفهم‌ها می‌گويند: «خشونت غلط است، دعوا نكنيد، با هم آشتی كنيد». موضوع بر سر دين است كه دارد از دست می‌رود. موضوع شخصی نيست. موضوع بر سر حفظ انديشه و مكتب اهل البيت است. آشتی كردن با معاندان چه معنی دارد؟ ♦️غفلت، گمراهی می‌آورد 🔻اگر دست از تدبر در قرآن وجود حسينت برداری، يزيد و معاويه اميرالمؤمنينت می‌شوند! در زمان آنها حافظ قرآن هم بود، حافظ قرآن شدن به شرط توجه به انديشه و مكتب اهل البيت عليهم السلام و تدبر در قرآن وجود حضرت حسين و حضرت فاطمه عليهما السلام است كه ما را نجات می‌دهد؛ وگرنه بر سر قرآنت همان ماجرای «حسبنا كتاب الله» پيش می‌آيد. ببينيد بلايی كه بر سر كتاب الله آوردند يعنی در اعماق و اسرار آن تدبر نكردند و تنها به قرائت قرآن بسنده كردند، تا كجا دامانشان را گرفت كه امثال صدام و حسين اردنی و شيخ قطر اميرالمؤمنينشان باشد. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭┈── ◽️◽️◽️◽️ 💠پایان قسمت هجدهم 👈ادامه دارد...