🕋 سدرةالمنتهی 🕋
"آنگاه هدایت شدم" 📚قسمت دویست و سی و یکم: 💠علت شیعه شدن/٤-روایتهای وارده درباره علی، پیر
ادامه کتاب آنگاه هدایت شدم سيدمحمد تیجانی سناوي که از شهریور پارسال متوقف گردید 👇👇👇👇👇 "آنگاه هدایت شدم 📚قسمت دویست و سی و یکم: 💠علت شیعه شدن/٤-روایتهای وارده درباره علی، پیروی از او را واجب دانسته: و این حدیث-اگر صحیح باشد-در معنی صحیح است زیرا معنای عترت در حدیث ثقلین که قبلا ذکرش گذشت، همان رجوع به اهل بیت است تا: اوّلا-سنت پیامبر را به مردم ابلاغ کنند و روایتهائی درست و صحیح از آن حضرت نقل نمایند چرا که اهل بیت، منزّه از دروغ اند و خداوند با آیۀ تطهیر، آنها را معصوم دانسته. ثانیا-برای اینکه معانی آیات و مقاصد الهی را تفسیر نمایند، زیرا کتاب خدا به تنهائی کافی نیست. و چه بسیارند گروه هائی که با کتاب خدا استدلال می کنند و خود در گمراهی اند. از پیامبر اکرم «ص» نقل شده که فرمود: «ای بسا قاری قرآن که قرآن او را لعن می کند» کتاب خدا ساکت است و آیات را می شود بر وجوه زیادی حمل کرد و قرآن دارای محکمات و متشابهات است و برای فهم و درکش، باید به راسخین در علم رجوع کرد همان طور که در عبارت قرآن آمده، و به اهل بیت باید رجوع کرد همان طور که در تفسیر نبوی آمده است. بنابراین، شیعه همه چیز را به ائمۀ معصومین ارجاع می دهند و تنها در مواردی که نصّی وجود نداشته باشد، اجتهاد می کنند، ولی ما همه چیز را به اصحاب ارجاع می دهیم، چه در مورد تفسیر قرآن و یا تفسیر سنت پیامبر و احادیث وارده، و این در حالی است که احوال و اوضاع اصحاب و کارها و رفتارها و استنباطها و بدعتها و اجتهادهایشان را در مقابل نصّ که متجاوز از صدها مورد است، دانستیم بنابراین، بعد از آنچه از آنها سر زده است، نمی توان به آنان تکیه کرد و احکام را از آنان اخذ نمود. و اگر از علمايمان بپرسيم: كدام سنّت را پيروى مى كنيد؟ قطعا پاسخ مى دهند: سنت پيامبر «ص»! ولى واقعيّت تاريخ، آن را رد مى كند زيرا روايت كرده اند كه پيامبر خود فرموده است: «بر شما باد به سنّت من و سنّت خلفاى راشدين بعد از من، پس عاقلانه از آن پيروى كنيد»! و در اين صورت، سنّتى كه مورد پيروى آنها قرار مى گيرد غالبا سنّت راشدين است و حتى سنّت پيامبر را از راه همين افراد بدست آورده اند، و اين در جائى است كه ما در صحاحمان نقل كرده ايم كه پيامبر، اصحاب را از نوشتن سنّتش منع نمود تا با قرآن، آميخته نگردد! و چنين كردند ابو بكر و عمر در دوران خلافتشان، پس ديگر جائى براى اين قول پيامبر باقى نمى ماند كه فرمود: «تركت فيكم سنّتى» [۱] من سنت خود را در ميان شما ص: ۲۵۳ باقى گذاردم. و آنچه از نمونه‌ها در اين بحث ذكر كردم-و آنچه ذكر نكرده‌ام چندين برابر است-كافى است كه اين حديث را رد كند، زيرا سنت ابو بكر و عمر و عثمان، مناقض و مخالف سنّت رسول خدا «ص» است و آن را باطل مى كند، همان طور كه روشن و واضح است. ادامه دارد. ↙️↙️↙️ ─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─ 🌸🕋👉@Sedrah👈🕋🌸 ─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─ 🌸💐🌸