سپهرِ روشنی او لشکری مَرد است اگر تنهایِ تنها هم کوهی که در برف است،مستحکم،شکیبا هم گرمایِ عشقی را به جان دارد که این‌گونه مانده‌ست پایِ عهدِ خود در اوج سرما هم مانده‌ست با جان پایِ حفظ میهنش ایران با اعتقادِ:"جانِ بی‌ایران نمی‌خواهم" اُمّید قلب مردمان میهن خود شد تیری از آتش گشته در چشمانِ اعدا هم امروزمان را قصه‌ی ایثارِ او پُر کرد در یادها باقیست یادش هر چه فردا هم بَر عزت و عزمِ سپهر روشنی، سوگند در راه او هستیم محکم، هم‌نفس با هم میهن به اهریمن نمی‌بخشیم اگر روزی گردد فدا این‌گونه جانِ تک تکِ ما هم 🟩‌ عضو کانال 💠💠💠💠💠💠 در محفل ما شعر سخن می گوید 👇👇👇 @shaeranehayemahkhaky