فردید: با همسخنی مارتین هیدگر می گویم "زبان که خانه وجود است در جهان ویران است". بله امروز، زبان نوسازی است، زبان صنعت است، زبان اوضاع و احوال جدید است اما زبان نیست. و حتی زبان هم از زبان تفکر جدا شده است. زبان امروز در خدمت اوضاع و احوال جهان است و زبان بشر امروز افساری است برای استیلا ، سیطره و تفوق بر موجود و بر هر چه که هست. زبانی که فرهنگستان برای ما می سازد "" است و این زبان در آینده نمی توند خالق فرهنگ و ادب و هنر ما شود. در حالیکه باید در اندیشه زبان فردا بود ، زبانی متناسب با نوسازی، متناسب با تفکر و از همه مهمتر متناسب با معنی. زبانی ورای انایت(2) و اکنون زدگی. برای یافتن چنین زبانی باید ابتدا مردم و خاصه جوانها را با تفکر آشنا کرد و گذاشت که آنها خود زبان تفکر خویش را بتدریج بسازند. آنچه ما امروز داریم زبان مزاعم همگانی (رسانه های همگانی) است: زبان رادیوست. زبان تلویزیون است. زبان روزنامه است که مردم نیز بناچار از آن تبعیت می کنند.