تاظهور دولت عشق و تا ابد مولایم عاشقت میمانم♥️
🌸✨🌸✨ ✨🌸✨ 🌸✨ ✨ 🌸رمان عاشقانه و اجتماعی #حورا (حوراء) ✨قسمت ۱۸ _مگه چشه داداش؟ _چش نیست گوشه. خجال
🌸✨🌸✨ ✨🌸✨ 🌸✨ ✨ 🌸رمان عاشقانه و اجتماعی (حوراء) ✨قسمت ۱۹ آخرشب در اتاقش زده شد. _بفرمایین. تا حالا کسی به در اتاق او نکوبیده بود..برایش عجیب و غیر منتظره بود. در باز شد و دایے اش وارد شد. حورا به احترام بلند شد و سلام ڪرد. _شب بخیر حورا جان. _شبتون بخیر. امری دارین؟ _بشین دخترم. نشستند روی تخت و حورا سرش را پایین انداخت..منتظر هر سوالے بود از طرف دایی‌اش. _ فکراتو کردی حورا؟ _نه.. من روش اصلا فکر نکردم. چون برام در اولویت نیست. _حورا جان من برای خوبی خودت میگم.تو باید روی این مسئله خوب فکرکنی تا بتونی از وضعیت این خونه خلاص بشی. _من مشکلی با این خونه و رفتارای زن دایی ندارم. من اینجا راحتم دایی..لطفا مجبورم نکنین در این مورد. _فرداشب سعیدی میاد با هم حرف بزنین‌. لطفا رو حرف من حرف نزن دوست دارم حداقل یک جلسه باهاش حرف بزنی. _اما دایی.... _گفتم لطفا حورا. رومو زمین ننداز. _آخه من دوست دارم باکسی ازدواج کنم که..دوسش داشته باشم. _حالا ببینش شاید خوشت اومد ازش. مرد جا افتاده و کاملیه. حورا ناچار سری تکان داد و چیزی نگفت. دایی‌اش باخوشحالی لبخندی زد و گفت: _بگیر بخواب دخترم. شبت بخیر. آقا رضا که رفت، شب‌زنده‌داری‌های حورا شروع شد. تا صبح بیدار بود و این پهلو اون پهلو میکرد. فکرش مشغول بود و خوابش نمیبرد. ظهر روز بعد امتحان داشت و خراب کرد. از بس فکرش مشغول شب بود. عصر که به خانه رسید، لباس هایے که زن دایی‌اش برایش آماده گذاشته بود را بدون حرفی پوشید و آماده نشست منتظر مردی که او را ذره ای نمی‌شناخت. سعیدی که آمد او را صدا زدند. چادر رنگی‌اش را سرش کرد و از اتاقش بیرون رفت.. سلام سرسری کرد و بدون نگاهی به سالن، به آشپزخانه و با سینی چای آمد..به همه تعارف کرد و ذره‌ای به مرد کت و شلواری که از او تشکر کرده بود، نگاه نکرد. روی مبل کنار دایی‌اش نشست و سرش را پایین انداخت. _اینم حورا خانم. _چقدر سر به زیر! حورا زیر لب چیزی گفت و سکوت کرد. مریم خانم گفت: _حورا همیشه همینه. مطمئنین می‌تونین با این اخلاقاش کنار بیاین؟ باز هم تیکه...باز هم سرکوفت... و باز هم زخم زبان.... سعیدی گفت: _بله همین حجب و حیاشون قشنگه. 👈 .... ✍ نویسنده ؛ « زهرا بانو » 🌟اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدوَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌟 ╔═.🌸🍃🌸.═══════╗ 👇 @zohoreshgh ♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️ ╚═══════🌸.🍃🌸═╝