ای صاحبِ لحظههایم بگو!
بگو تا کی ساغر ِوجودم را،جامِ نگاهم را در دست بگیرم تا شاید قطرهای ازنگاهِ پرمهرت نصیبم کنی؟!
تا کی شب به شب، به سرودِ آمدنت، مرثیهی حیران بخوانم؟!
پس کدامین روز مرا به افق نگاهت خواهد رساند؟
من تمامِ عشق را در این انتظار تصویرکردهام،مثل دویدنِ نقطهها
پشتِ هم تا شنیدم نغمهی انا بقیة الله
دعاکن!
دعا کن چشمِ این روزگارِ سنگین، زودتربه آمدنت روشن شود.
خدابه شما،نه نمیگوید.
من هم دعا میکنم و برای روزهای باقی ماندهی آن اتفاق بزرگ ، همهی دار و ندارم(دلم) را نذر میکنم
همان دلی که درانتظارت همچون گُلی هرصبح جمعه میشکفدُ
هر غروب ، میپژمرد بیتو، حتم دارم میآیی ، زودتر از غروب
میآیی وزمین جرعه جرعه بیقراریش را به پایت میریزد،آسمان اما با دیدنت،بغضِ هزار سالهاش میشکند،
کاش باشم و آن روز به تمامتِ بیقراری وچشم انتظاری به استقبالت بیایم.
🥀 اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ 🥀
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 فاطمیہست..شهادتمادره..
یڪخطروضہ..
روضہ⏪ #شعلهوآتش
▪️شما هم بانی اشک و روضه برای دیگران باشید
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
ڪپےبہنیتظہوࢪ#امام_زمان
⛥ߊࡋࡋܣُܩَ ࡃَܟ᳝ߺّࡋ ࡋ၄ࡋܢߺِِّ࡙ࡏ ߊࡋܦ߭ܝّܟ᳝ߺ
╔═ೋ✿࿐
⛥ https://eitaa.com/s56592
╚🦋⃟ٖٜٖٜٖٜ🌤════ೋ❀⛥࿐
34467-attachment-YEKNET.IR - roze - fatemie 2 - 1401 - banifatemeh.mp3
2.85M
▪️ایام فاطمیه هست و ایام شهادت بی بی دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها
▪️یک جمله روضه و التماس دعا
🔸هر کسی هر حاجتی هر مشکلی داره در این شب ها متوسل به بانوی بزرگوار شود
ڪپےبہنیتظہوࢪ#امام_زمان
⛥ߊࡋࡋܣُܩَ ࡃَܟ᳝ߺّࡋ ࡋ၄ࡋܢߺِِّ࡙ࡏ ߊࡋܦ߭ܝّܟ᳝ߺ
╔═ೋ✿࿐
⛥ https://eitaa.com/s56592
╚🦋⃟ٖٜٖٜٖٜ🌤════ೋ❀⛥࿐
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🥀ایوان نجف به یاد یاس گمشده سیاهپوش شد.
🏴 پرچم عزای صدیقه طاهره سلاماللهعلیها بر بلندای حرم علوی افراشته شد.
▪️اینک حرم علوی سیاهپوش عزای بانوی مقاومت و شجاعت است که در راه حق سوخت تا چراغ هدایت برای همیشه روشن باشد.
#فاطمیه
ڪپےبہنیتظہوࢪ#امام_زمان
⛥ߊࡋࡋܣُܩَ ࡃَܟ᳝ߺّࡋ ࡋ၄ࡋܢߺِِّ࡙ࡏ ߊࡋܦ߭ܝّܟ᳝ߺ
╔═ೋ✿࿐
⛥ https://eitaa.com/s56592
╚🦋⃟ٖٜٖٜٖٜ🌤════ೋ❀⛥࿐
ـ🍃🌸🍃🌸
ـ🌸🍃🌸 ﷽
ـ🍃🌸
ـ🌸 #حركت_در_نماز
❓اگه موقع خوندن حمد و سوره، کسی بهمون تنه بزنه و بىاختيار کمى حركت كنیم، نمازمون چه حكمى داره؟
📚 آیات عظام رهبری، نوری و مکارم: اگه از حالت نماز خارج نشیم، نماز باطل نيست؛ ولی ذكرى رو كه در حال حركت گفتیم، بنابر احتياط واجب، باید دوباره در حالت آرامش بدن تكرار كنیم.
📚 آيات عظام سيستانى و وحيد: اگه از حالت نماز خارج نشیم، نماز باطل نيست؛ ولی ذكرى رو كه در حال حركت گفتیم، بهتره دوباره در حالت آرامش بدن تكرار كنیم.
⭕️ نکته: احتیاط واجب، یعنی توی این مسئله میتونیم به نظر مرجع اعلم بعد از مرجع خودمون عمل کنیم که فتوای قطعی داره.
🔺 توضيحالمسائل مراجع، م968؛ نورى، توضيحالمسائل، م969؛ وحيد، توضيحالمسائل، م977؛ سیستانی، جامع، ج۱، م۱۳۰۶؛ مکارم، رساله، م۸۸۸.
در ثواب نشر احکام شریک شوید ·—————··𑁍··—————·
🌼☘️🌼☘️🌼☘️🌼☘️🌼☘️🌼☘️
ڪپےبہنیتظہوࢪ#امام_زمان
⛥ߊࡋࡋܣُܩَ ࡃَܟ᳝ߺّࡋ ࡋ၄ࡋܢߺِِّ࡙ࡏ ߊࡋܦ߭ܝّܟ᳝ߺ
╔═ೋ✿࿐
⛥ https://eitaa.com/s56592
╚🦋⃟ٖٜٖٜٖٜ🌤════ೋ❀⛥࿐
ـ✨🌼✨🌼
ـ🌼✨🌼 ﷽
ـ✨🌼
ـ🌼 #شناخت_غیبت_شونده
❓منظور از شناختن برای غیبت که میگن اگه طرف رو نشناسی غیبت نیست، چیه؟
📚 آیات عظام رهبری، سیستانی، مکارم، نوری و وحید: این جور چیزها بستگی به عرف و زمان و مکان داره، یعنی در بعضی شرایط ممکنه اصلاً کسی رو ندیده باشی اما کامل بشناسی.
👈 مثل الان که رفقای مجازی زیاد شدن، گاهی چند نفر در یک گروه با هم هستن، اسم هم رو میدونن و با هم کلی شوخی دارن درحالی که اصلاً همدیگه رو ندیدن، اینجا هم اگر یکی پشت سر اون یکی حرف بزنه غیبت می شه.
🔺استفتائات جامعه الزهرا.
#احکام_روزانه 👇
در ثواب نشر احکام شریک شوید ·—————··𑁍··—————·
🌼☘️🌼☘️🌼☘️🌼☘️🌼☘️🌼☘️
ڪپےبہنیتظہوࢪ#امام_زمان
⛥ߊࡋࡋܣُܩَ ࡃَܟ᳝ߺّࡋ ࡋ၄ࡋܢߺِِّ࡙ࡏ ߊࡋܦ߭ܝّܟ᳝ߺ
╔═ೋ✿࿐
⛥ https://eitaa.com/s56592
╚🦋⃟ٖٜٖٜٖٜ🌤════ೋ❀⛥࿐
ـ🌸🎊🌸🎊🌸
ـ🎊🌸🎊🌸
ـ🌸🎊🌸﷽
ـ🎊🌸
ـ🌸 #نذر_اسم_بچه
❓بعضیها قبل از بچهدارشدن يا موقع بارداری، نیت میکنن که اگه بچهشون سالم بود یا جنسیت خاصی داشت، فلان اسم رو براش بذارن.
🙁 اما بعدش یا پشیمون میشن یا همسرشون مخالفت میکنه.
🧐 حالا اگه یه اسم دیگه روی بچه بذارن، گناه میکنن یا خدایینکرده، بلایی سر بچه میآد؟!
📚 همه مراجع: نه دخترم. خیالت راحت! این کار گناهی نداره و باعث نمیشه سر بچه یا خود شما بلایی بیاد.
👌 البته اگه همسرتون موافقه، بهتره به اون قول و قراری که با خدا و اهلبیت گذاشتین، عمل کنین.
⭕️ نکته: همه اینها که گفتیم، در صورتیه که نذر شرعی نکرده باشن. اگه نذر شرعی در کار باشه، بحثش متفاوته. این مسئله رو جدا میگیم.
🔺 مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی.
در ثواب نشر احکام شریک شوید ·—————··𑁍··—————·
🌼☘️🌼☘️🌼☘️🌼☘️🌼☘️🌼
ڪپےبہنیتظہوࢪ#امام_زمان
⛥ߊࡋࡋܣُܩَ ࡃَܟ᳝ߺّࡋ ࡋ၄ࡋܢߺِِّ࡙ࡏ ߊࡋܦ߭ܝّܟ᳝ߺ
╔═ೋ✿࿐
⛥ https://eitaa.com/s56592
╚🦋⃟ٖٜٖٜٖٜ🌤════ೋ❀⛥࿐
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💗رمان ابوحلما💗
قسمت6
میگم خانم رسولی، آخر هفته بله برون شد دیگه؟...متوجهم ولی خدمت تون که گفته بودم پسر کوچیکم سربازه نمیشه که بله برونِ تنها خواهرش نباشه!...
پس جمعه صبح ان شاالله، سلام برسونید...خداحافظ
مادر حلما تلفن را قطع کرد و رو به حلما که سرش را به گوشی تلفن چسبانده بود گفت: کله تو ببر اونورتر خب نفهمیدم چی گفتم اِ...
حلما سری تکان داد و خودش را کمی عقب کشید و همانطور که سعی داشت ذوقش را پنهان کند، پرسید:
+ ساعت چند میان؟
-بعد نماز مغرب
+ان شاالله
-چه هولم هست دخترم
+مامانییییییی
-بلهههههه
+به نظرررررت
-پسر خوبیه
+صبرکن ببین چی میخوام بگم بعدش...
-ها چی میخوای بگی؟
همینو میخواستی بپرسی دیگه، محمد پسر خوبیه عمو هاتم گفتن هرجا تحقیق کردیم به ادب و صبر معروفه این پسر
+آقای رسولی دیروز گفتش که بریم گلزار سر مزار بابا ازش اجازه بگیریم
-خب؟
+اجازه میدی برم؟
-به دایی میگم فردا صبح سر راه کارش برسوندت گلزار
+پس عصر که زنگ میزنه خونه بهش بگم فردا صبح میام
-آره
+مامانی راستی باید بریم برا بله برون روسری و بلوز بخرم
-باز خوبه هر بار با تغییر سِت لباست، چادرتو عوض نمی کنی وگرنه باید با خیاطی مهناز خانم قرارداد می بستیم
+مامان جونم
-دیگه چیه
+عاشقتم
-عاشق که هستی حالا مطمئنی عاشق منی؟
+مامانییییییییی از شیطونی زدی رو دست من ها!
-قربونت برم الهی
+خدا نکنه
(فردای آن روز ساعت۸صبح_گلزار شهدای تهران)
+سلام
-سلام سادات خانم
+چرا زحمت کشیدین
-راستش این دسته گل بزرگو من نخریدم
+روش یه کارته؟!
-اجازه بدین برش دارم....نوشته:
زندگی مان را به شهدا مدیونیم...
از طرف... کوروش!
+شما دیدین کی این دسته گل رو آورد؟
-نه وقتی رسیدم کنار مزار پدرتون بود.... سادات خانم....قبل از اینکه بیایید با پدرتون صبحت کردم، راستش حس خیلی عجیبیه انگار که الان اینجاست
+همیشه هست...
🍁نویسنده؛ بانو سین.کاف🍁
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
ڪپےبہنیتظہوࢪ#امام_زمان
⛥ߊࡋࡋܣُܩَ ࡃَܟ᳝ߺّࡋ ࡋ၄ࡋܢߺِِّ࡙ࡏ ߊࡋܦ߭ܝّܟ᳝ߺ
╔═ೋ✿࿐
⛥ https://eitaa.com/s56592
╚🦋⃟ٖٜٖٜٖٜ🌤════ೋ❀⛥࿐
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💗رمان ابوحلما💗
قسمت7
(سه ماه بعد امام زاده صالح)
-خبرها حاکی از اینه که شما یه بستنی از من طلب داری
+با یه بستنی سر و ته همه چی رو هم نیار لطفا! باید سور درست وحسابی بدی
-سمعا و طاعتا بانو، گوسفند جلو پات قربونی کنم خوبه؟
+همون گوسفندی که شب عروسی جلو پام قربونی کردی بسه
-چقدر خندیدیم اون شب بندِ گوسفنده باز شد پرید تو بغل تو...
یه جیغی زدی که کل محل ریختن جلو در خونه...
+هه هه، خندیدیم یا فقط تو خندیدی؟
من هنوزم فکر میکنم خودت از قصد گوسفنده رو هل دادی طرفم، جلو همه آروم و دسته گلی می مونی شیطونیاتو گذاشتی واسه من...
-دهه باز همه کاسه کوزه ها تو سر کچل من شکست که! همه دیدن دایی سپهر...
+باشه کچل تقصیر تو نیست...چی شد؟
-ها؟
+تو فکر باباتی؟
-آره...موندم چی بگم بهش
+میگم بابا چون خودش تو سپاهه اصرار داشت...
-نه اصلا! من خودم گفته بودم میخوام پاسدار باشم اما وقتی این ور با درخواستم موافقت شد...
+پس دلیل مخالفتش چیه؟
-آخه....
+چیز دیگه ای هست که....
-ولش کن بریم بستنی؟
+ پس بستنیم ولش تو این سرما
- کدوم سرما تازه اول زمستونه، سوارشو بریم
+حالا کالسکه سیندرلارو کجا پارک کردی؟
-تشریف داشته باشین بیارم خدمت تون، در ضمن سیندرلا قدِ ناخن کوچیکه عروس خانمِ منکه نمیرسه
+اونکه صد البته ولی تا پای موتور باهات میام هوا خوبه دوست دارم قدم بزنیم
-آره هوا عجیب سه نفره ست بیچاره دونفره ها
+چیه؟ از حالا ادعای بچه نکن برا من! بهت گفته باشم....اون ...موتورت نیست؟
-ای بابا ....صبرکن سرکار....
محمد دقایقی بعد با لبخندی بر لب نزدیک حلما آمد. حلما با عجله پرسید: چی شد؟
یه چیزی گفتی که نبردن موتورو؟
محمد خنده ی مردانه ای کرد و گفت:
-آره گفتم تازه دامادم لطف کنید رحم کنید موتورمو نبرید پارکینیگ اونم یه شوکولات ازم گرفت و گفت مبارکه فردا بیا پارکینیگ جریمه اتم قبلش پرداخت کرده باشی!
+موتورتو بردن شوکولات منو چرا دادی رفت!؟
-خدا از بس دوستت داره تا گفتی قدم بزنیم یه چی شد که تا خونه قدم بزنیم
+اِ...اگه میدونستم دعاهام اینقدر زود اجابت میشه از خدا میخواستم شوهرم آدم بشه
-اگه شوهرت آدم بود که تو رو انتخاب نمیکرد که....یعنی از قدیم گفتن کبوتر با کبوتر، ملائک با ملائک کنند پرواز
+امشب اینقدر بامزه بازی درنیار یه بستنی خواستی بدیا
-کیم بستنی از سوپری سر راهمون قبوله؟
+یعنی تو استاد به دست آوردن چیزای خوب با کمترین هزینه ممکنی...گوشیت از جیبت داره زنگ میخوره
محمد همانطور که خیره ی حلما بود تلفنش را از جیب شلوارش بیرون آورد و جواب داد:
+الو بابا سلام
-گیرم علیک سلام
+قهری مثلا؟
-این چه کاریه کردی؟ مگه همون هفته پیش که مطرح کردی بهت نگفتم مخالف رفتنت...
+آره بابا هفته پیش گفتی اما یه عمره داری بهم میگی هرجا که باشی لباس خدمت فرق نمیکنه ...
-برای همین میگم همون تدریس دانشگاهو ادامه بده تو انگار اصلا وضعو نمی بینی؟
+چه وضعی بابا؟
-برو خونه بزن شبکه خبر تا بفهمی
🍁به قلم؛ بانو سین. کاف🍁
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
ڪپےبہنیتظہوࢪ#امام_زمان
⛥ߊࡋࡋܣُܩَ ࡃَܟ᳝ߺّࡋ ࡋ၄ࡋܢߺِِّ࡙ࡏ ߊࡋܦ߭ܝّܟ᳝ߺ
╔═ೋ✿࿐
⛥ https://eitaa.com/s56592
╚🦋⃟ٖٜٖٜٖٜ🌤════ೋ❀⛥࿐