#صبحتبخیرمولایمن
🏝سلام پناه همیشگیام،
مهدی جان
بسان گیاه که به آسمان ...
بسان تشنه که به باران ...
بسان پرنده که به پرواز ...
بسان شب زده که به خورشید ...
بسان ساکنان زمستان که به بهار ...
هر صبح به تو سلام میکنم،
جان میگیرم،
زندگی در رگهایم جاری میشود
هر صبح به تو سلام میکنم
و در پناه یاد بهشتیات
آرام میشوم ...
بیچاره من که از دیدارت محرومم روزهایم به بیکسی میگذرد
و شبهایم به بیقراری والتهاب
در خاطرم هزار قاصدکِ سپید
با هزار سلام و دعا
به سویت روانه میکنم
و خودم همچون بوته خاری خشکیده اسیر بیابان تف زدهی انتظارم ...
بیا ای باران رحمت،
ای منجیِ دلها،
ای آخرین امید ...
بیا و سبزم کن ،
جانم ببخش ،
آرامم کن ...🏝
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
#امام_زمان
#تلاوت_روزانه_قرآن_کریم
🔹صفحه ۹۲ قرآن کریم🔹
آیات ۸۷ تا ۹۱ سوره مبارکه نساء
◉●◉✿ا✿◉●•◦
✅ کانال عاشقان حضرت مهدی عج
11.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⏯ ترتیل صوتی و تصویری (فونت درشت) از صفحه ۹۲ قرآن کریم
آیات ۸۷ تا ۹۱ سوره مبارکه نساء
با صدای استاد پرهیزگار
◉●◉✿ا✿◉●•◦
✅ کانال عاشقان حضرت مهدی عج
#متن_تفسیر #صفحه_92 سوره مبارکه #نساء
#سوره_4
#جزء_5
از کتاب تفسیر یک جلدی مبین
┏━🌸🌸🦋🌸🌸━┓
عاشقان حضرت مهدی عج
┗━🌸🌸🦋🌸🌸━┛
092-nesa-ta-1.mp3
3.76M
#صوت_تفسیر #صفحه_92 سوره مبارکه #نساء بخش اول
#سوره_4
#جزء_5
مفسر: استاد قرائتی
┏━🌸🌸🦋🌸🌸━┓
عاشقان حضرت مهدی عج
┗━🌸🌸🦋🌸🌸━┛
092-nesa-ta-2.mp3
4.48M
#صوت_تفسیر #صفحه_92 سوره مبارکه #نساء بخش دوم
#سوره_4
#جزء_5
مفسر: استاد قرائتی
┏━🌸🌸🦋🌸🌸━┓
عاشقان حضرت مهدی عج
┗━🌸🌸🦋🌸🌸━┛
#تفسیر_قرآن
«فَمَا لَكُمْ فِى الْمُنَفِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِمَاكَسَبُواْ أَتُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُواْ مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً» نساء آیه۸۸
🌿ترجمه
چرا درباره ى منافقانى كه خداوند به خاطر اعمالشان، آنان را سرنگون كرده دو دسته شده اید؟! آیا مى خواهید كسانى را كه خداوند گمراه كرده، به راه آورید؟ (مگر نمى دانید) هر كه را خداوند گمراه كند، هرگز راهى براى نجاتش نخواهى یافت؟
🌿 نکته ها
🔹گروهى در مكّه به ظاهر مسلمان شدند، ولى هجرت نكردند و در عمل با مشركان بودند. بعدها كه هجرت كردند، (شاید هم براى جاسوسى) مؤمنان درباره ى آنان دو نظر داشتند. بعضى مى گفتند: چون به توحید و معاد شهادت مى دهند، رفتار برادرانه با آنان داشته باشیم، وبعضى به خاطر ترك هجرت وهمكارى آنان با كفّار، طرفدار برخورد منفى با آنان بودند، كه این آیه نازل شد.
🌿 پیام ها
1- با وجود رهبرى همچون پیامبر صلى الله علیه وآله، تشتت آراء ناپسند است. «فمالكم...»
2- براى برخورد با منافقان، قاطعیّت و یكپارچگى لازم است. «فمالكم...فئتین»
3- عامل سقوط انسان، اعمال خود اوست. «اركسهم بما كسبوا»
4- دایه ى مهربان تر از مادر نباشید. آنكه خود، مقدّمات سقوطش را فراهم كرده، چرا دلسوزى؟ «بماكسبوا...أتریدون»
5 - وقتى پیمانه ى گناه پر شود، قهر خدا حتمى است. همه ى عوامل در برابر قدرت خداوند بى اثر مى شوند. «ومن یضلل اللّه فلن تجد له سبیلاً»
6- كسى كه طبق نظام قانونمند الهى بخاطر عملكردش از گردونه خارج شد، حتى تو كه پیامبرى راهى براى نجاتش نمى یابى. «فلن تجد له سبیلا»
برگرفته از تفسیر نور
◉●◉✿ا✿◉●•◦
┏━🌸🌸🦋🌸🌸━┓
عاشقان حضرت مهدی عج
┗━🌸🌸🦋🌸🌸━┛
🌿🌿
#قصههای_قرآنی
قصه های مربوط به: #حضرت_ابراهیم علیه السلام #قسمت_سی
🔹تبعید هاجر و اسماعیل! «1»🔹
به دنبال درخواست ساره، ابراهیم به فرمان الهی خواهش او را پذیرفت و امید او را برآورد. ابراهیم سوار مرکب خود شد و فرزند و مادر را نیز همراه خود بر آن سوار کرد و به راهنمایی و اراده خدا رهسپار گشت، به لطف خدا صدای آواز حدی به گوش آنها می رسید و آنان امیدوار به حرکت خود ادامه می دادند. راه طولانی بود تا بالاخره در جایگاه امروزی خانه خدا (مکه) ایستادند.
هاجر و طفلش در این صحرای خشک پیاده شدند. ابراهیم کودک و مادر او را در این بیابان سوزان و بی آب و علف رها کرد. این مادر و فرزند ضعیف غیر از کوله باری که مختصری خوراک در آن بود و مشکی که مقدار ناچیزی آب در آن بود، چیزی نداشتند جز قلبی سرشار از امید به خدا و روحی آراسته با ایمان که تنها سرمایه آنها بود.
آنگاه که ابراهیم علیه السّلام قصد بازگشت نمود و هاجر و فرزندش را در آن بیابان به خدا سپرد و قدم در راه بازگشت نهاد، هاجر به دنبال او آمد تا به او رسید و با یک دست دامن ابراهیم و با دست دیگر مهار حیوان او را گرفت و رو به ابراهیم کرد و گفت: ای ابراهیم به کجا می روی؟ ما را در این وادی وحشتناک و بی آب و علف به امید چه کسی می گذاری؟ هاجر مصمم بود مهر ابراهیم را نسبت به خود برانگیزد و شاید در این موقع اشاره به کودکش کرد و ابراهیم را به حق طفلش سوگند داد که درباره او رحم کند و به وسیله پاره جگر ابراهیم خواست تا عواطف او را تحریک کند. هاجر امیدوار بود که ابراهیم این مادر و فرزند را در گرسنگی و تشنگی مرگ آور رها نسازد.
هاجر گاهی از ابراهیم می پرسید: چه کسی این مادر و فرزند را از حمله گرگها و خطر درندگان محافظت می کند؟! چگونه می توانیم حرارت سوزان خورشید و گرمای طاقت فرسای این بیابان برهوت را تحمل کنیم؟!
(ادامه دارد)
#تبعید_هاجر_و_اسماعیل
منبع: کتاب قصه های قرآن؛ زمانی، مصطفی، پایگاه اطلاع رسانی حوزه
◉●◉✿ا✿◉●•◦
┏━🌸🌸🦋🌸🌸━┓
عاشقان حضرت مهدی عج
┗━🌸🌸🦋🌸🌸━┛