اگه یاد بگیریم در کنار هم و با یک هدف در یک تشکیلات جمع بشیم و فعالیت کنیم یقینا هیچ سدی در برابر ما دوام نمیاره ....
🔸️ #یدالله_مع_الجماعه با وحدت ما حول #ولایت معنا پیدا میکند ...
#بصیرت
#چهل_سال_پر_افتخار
#سیداحمدرضوی
@s_a_razavi
◀️ بخشنده تر از حاتم
🔸️ روزی از حاتم طایی پرسیدند: « تا کنون کسی را دیده ای که بخشنده تر از خودت باشد؟» گفت: « دیده ام. » پرسیدند: « کجا؟ » گفت: « روزی در بیابانی می رفتم به خیمه ای رسیدم. پیر زنی در آن خیمه بود. بزغاله ای هم کنار خیمه علف می خورد. پیرزن تا مرا دید بلند شد و جلو آمد. سلام کرد و خوشامد گفت. افسار اسبم را گرفت و کمک کرد تا پیاده شوم. پیرزن با خوشرویی از من احوالپرسی کرد و به پسر خود گفت: « بلند شو و وسایل پذیرایی از مهمان را آماده کن. آن بزغاله را بکش و کبابی درست کن. » پسر گفت: « اول باید بروم و هیزم بیاورم . » پیرزن گفت: « تا تو به صحرا بروی و هیزم بیاوری، دیر می شود. درست نیست مهمان را گرسنه نگه داریم. » پیر زن دو نیزه چوبی داشت که آنها را شکست و آتش زد. بعد بزغاله را کشتند و روی آن آتش کباب کردند. وقتی که از حال و روز او با خبر شدم، فهمیدم که تنها دارایی آن پیر زن همان بزغاله بود که برای پذیرایی از من کشت.
به پیرزن گفتم: « مرا می شناسی؟ »
گفت: « نه »
گفتم: « من حاتم هستم. باید به قبیله ما بیایی تا از خجالت تو بیرون بیایم. دوست دارم پاداش محبت تو را بدهم. »
پیرزن گفت: « من از مهمان خود انتظار پاداش ندارم. »
هر چه اصرار کردم، قبول نکردند و من دانستم که آنها از من بخشنده تر هستند. »
🔹️ برخی از دوستانی که بر قربانی وجهی رو پرداخت کردن میان و میفرمایند که "شرمنده" مبلغ واریزی کم هست😓 ؛
👈دوستان عزیز در دستگاه خدا کم و زیاد به ریال محاسبه نمیشه بلکه به اخلاص و پاک قلب و نیت شما سنجیده میشه🌷🌷🌷🌷
پ.ن: همین مبالغ به ظاهر کم تا الان به اندازه خرید ۵ گوسفند شده که تا عصر در ۵ استان کشور ذبح و گوشتشون به فقرای اون منطقه توزیع میشه
قطره قطره جمع گردد،وانگهی دریا شود
#یدالله_مع_الجماعه
#سیداحمدرضوی
@s_a_razavi
اگه یاد بگیریم در کنار هم و با یک هدف در یک تشکیلات جمع بشیم و فعالیت کنیم یقینا هیچ سدی در برابر ما دوام نمیاره ....
🔸️ #یدالله_مع_الجماعه با وحدت ما حول #ولایت معنا پیدا میکند ...
#سیداحمدرضوی
@s_a_razavi
#ثمره_اختلاف
🔻سه گاو نر بزرگ که یکی سیاه و دیگری سفید و سومی سرخ رنگ بود، در علفزاری با هم در کمال اتّحاد می چریدند. در آن علفزار شیری وجود داشت که هرگز قادر نبود به آن سه گاو آسیبی برساند . تا اینکه شیر نقشه ی ایجاد تفرقه بین آنها را کشید ، نخست به گاو سیاه و سرخ گفت :« کسی نمی تواند از حال ما در این علفزار خرّم مطّلع شود مگر از ناحیه ی گاو سفید ، زیرا سفیدی رنگ او از دور پیداست ، ولی رنگ من مانند رنگ شما تیره و پنهان است ، اگر بگذارید به او حمله کنم و او را بخورم ، پس از او این علفزار برای ما سه موجود باقی می ماند.»
گاو سیاه و سرخ ، نصیحت شیر را پذیرفتند ، شیر به گاو سفید حمله کرد و او را درید و خورد.
🔻چند روز دیگر که شیر گرسنه شده بود ، محرمانه به گاو سرخ گفت : « رنگ من و تو همسان است ، بگذار گاو سیاه را بخورم و این سرزمین پر علف برای من وتو که همرنگ هسستیم باقی بماند .»
گاو سرخ اغفال شد و اجازه داد . شیر در فرصت مناسبی به گاو سیاه حمله کرد و او را درید وخورد .
🔻پس از چند روزی با کمال صراحت به گاو سرخ گفت :« تو را نیز خواهم خورد » ، روز موعود فرا رسید ، شیر به گاو سرخ رو کرد و گفت : « حتما" تو را می درّم و می خورم .»گاو سرخ گفت : « به من مهلت بده تا سخنی را سه بار بلند بگویم بعد مرا بخور !» شیر به او مهلت داد .
🔻 گاو سرخ فریاد زد : « آهای چرندگان ! از خواب غفلت بیدار شوید من در همان روز که گاو سفید خورده شد ، خورده شدم .»
🔹️ حریفی که قدرت برتر طرف مقابلش رو میدونه از تکنیک #اختلاف استفاده میکنه تا بتونه حریف رو ضعیف کنه و پس از اون به پیروزی برسه
#یدالله_مع_الجماعه
#سیداحمدرضوی
@s_a_razavi
◀️ بخشنده تر از حاتم
🔸️ روزی از حاتم طایی پرسیدند: « تا کنون کسی را دیده ای که بخشنده تر از خودت باشد؟» گفت: « دیده ام. » پرسیدند: « کجا؟ » گفت: « روزی در بیابانی می رفتم به خیمه ای رسیدم. پیر زنی در آن خیمه بود. بزغاله ای هم کنار خیمه علف می خورد. پیرزن تا مرا دید بلند شد و جلو آمد. سلام کرد و خوشامد گفت. افسار اسبم را گرفت و کمک کرد تا پیاده شوم. پیرزن با خوشرویی از من احوالپرسی کرد و به پسر خود گفت: « بلند شو و وسایل پذیرایی از مهمان را آماده کن. آن بزغاله را بکش و کبابی درست کن. » پسر گفت: « اول باید بروم و هیزم بیاورم . » پیرزن گفت: « تا تو به صحرا بروی و هیزم بیاوری، دیر می شود. درست نیست مهمان را گرسنه نگه داریم. » پیر زن دو نیزه چوبی داشت که آنها را شکست و آتش زد. بعد بزغاله را کشتند و روی آن آتش کباب کردند. وقتی که از حال و روز او با خبر شدم، فهمیدم که تنها دارایی آن پیر زن همان بزغاله بود که برای پذیرایی از من کشت.
به پیرزن گفتم: « مرا می شناسی؟ »
گفت: « نه »
گفتم: « من حاتم هستم. باید به قبیله ما بیایی تا از خجالت تو بیرون بیایم. دوست دارم پاداش محبت تو را بدهم. »
پیرزن گفت: « من از مهمان خود انتظار پاداش ندارم. »
هر چه اصرار کردم، قبول نکردند و من دانستم که آنها از من بخشنده تر هستند. »
🔹️ برخی از دوستانی که وجهی رو پرداخت کردن میان و میفرمایند که "شرمنده" مبلغ واریزی کم هست😓 ؛
👈دوستان عزیز در دستگاه خدا کم و زیاد به ریال محاسبه نمیشه بلکه به اخلاص و پاک قلب و نیت شما سنجیده میشه🌷🌷🌷🌷
پ.ن: ان شاالله با همین مبالغ به ظاهر کم برنامه ریزی کرده ایم که برای تعدادی از مستمندان چند استان بسته حمایتی تهیه کنیم و به دستشان برسانیم و قطعا همه شما عزیزان در این معروف پر اهمیت شریک هستین🌷
قطره قطره جمع گردد،وانگهی دریا شود
#یدالله_مع_الجماعه
#سیداحمدرضوی
@s_a_razavi
✅ یدالله
🔰 در طول تاریخ شیعه، برهه های مختلفی را میتوان مثال زد، که #دست_خدا در گره گشایی و ظفر و موج آفرینی نمودی عینی پیدا کرده است.
🔹 گاهی با یک فتوی ( تحریم تنباکو)، گاهی با یک شهید ( حججی)، گاهی با یک عملیات (عملیات بیتالمقدس)، گاهی با یک تجمع ( 9 دی) و این بار هم با یک سرود ( سلام فرمانده) دست خدا قدرت نمائی کرده و گرههای زیادی را در زمان حال و آینده شیعه گشوده است.
🔸 در خبرهای غیر رسمی امنیتی و تحلیلهای چهره های امنیتی، در چند ماه گذشته، مکرر دیده میشد که خبر از اردیبهشت ناآرامی را برای کشور پیش بینی میکردند!
🔹 سرویس های بیگانه به شدت فعال شده و تدارکات لازم را برای ایجاد ناآرامی در کشور مهیا نموده بودند؛ حتی منافقین هم به سمپات های خود برای پیاده سازی برنامه های عملیاتی، آماده باش و اقدام داده بودند!!
🔸 بسترها برای ایجاد آشوب و اغتشاش و درگیر کردن کشور به خود با توجه به مشکلات متعدد اقتصادی نیز فراهم بود، اجرایی شدن طرح هدفمندی یارانه ها نیز مزید بر علت شده بود تا همه مولفه های آشوب به نفع دشمن در کنار هم گرد آمده باشد.
🔹 اما؛ به ناگاه، یک سرود، در میانه فضای مجازی تحت مدیریت دشمن، قد عَلَم کرد و چنان موج آفرینی نمود که هر آنچه دشمن در طول ماههای اخیر، رشته بود، پنبه کرد.
🔸 چه کسی به مخیله اش خطور میکرد که سرود سلام فرمانده، اینچنین در میان #قلبها نفوذ کند و اقشار گوناگون جامعه با نگرشهای مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی را گرد هم جمع نماید و #یدالله_مع_الجماعه را فراتر از گستره سرزمینی ایران فریاد زند؟!
🔹 اینجاست که مجددا خاطره فرمایش قدسی امام ره که پس از فتح خرمشهر فرمودند: " خرمشهر را خدا آزاد کرد" زنده میشود و میبایست در دوره کنونی گفت:" خدا سلام فرمانده را فاتح قلبها کرد "
🔸 و تنها خداست که میداند، با این موج آفرینی، چه خطرهایی را از شیعه خانه امام زمان (عج) دفع نموده است و چه توطئه هایی خنثی شد و چه برکاتی برای مردم به واسطه آن در حال و آینده نازل نموده است.
✅ در پایان نیز، به دشمنان و ایادی دست نشانده اش در کشور و خارج از کشور باید گفت: " چراغی را که ایزاد برفروزد؛ هر آنکس پُف کند ریشش بسوزد "؛ پس زیاده زحمت نکشید و بیش از این خود را در برابر مردم، مفتضح نکنید، این موج آفرینی کار بشر نبوده که بشری بخواهد آن را زمینگیر کند.
✍️ سید احمد رضوی
🔰 صراط؛ مروج گفتمان اصیل انقلاب
http://eitaa.com/joinchat/1112735758C332d249c3e
#ثمره_اختلاف
🔻سه گاو نر بزرگ که یکی سیاه و دیگری سفید و سومی سرخ رنگ بود، در علفزاری با هم در کمال اتّحاد می چریدند. در آن علفزار شیری وجود داشت که هرگز قادر نبود به آن سه گاو آسیبی برساند . تا اینکه شیر نقشه ی ایجاد تفرقه بین آنها را کشید ، نخست به گاو سیاه و سرخ گفت :« کسی نمی تواند از حال ما در این علفزار خرّم مطّلع شود مگر از ناحیه ی گاو سفید ، زیرا سفیدی رنگ او از دور پیداست ، ولی رنگ من مانند رنگ شما تیره و پنهان است ، اگر بگذارید به او حمله کنم و او را بخورم ، پس از او این علفزار برای ما سه موجود باقی می ماند.»
گاو سیاه و سرخ ، نصیحت شیر را پذیرفتند ، شیر به گاو سفید حمله کرد و او را درید و خورد.
🔻چند روز دیگر که شیر گرسنه شده بود ، محرمانه به گاو سرخ گفت : « رنگ من و تو همسان است ، بگذار گاو سیاه را بخورم و این سرزمین پر علف برای من وتو که همرنگ هسستیم باقی بماند .»
گاو سرخ اغفال شد و اجازه داد . شیر در فرصت مناسبی به گاو سیاه حمله کرد و او را درید وخورد .
🔻پس از چند روزی با کمال صراحت به گاو سرخ گفت :« تو را نیز خواهم خورد » ، روز موعود فرا رسید ، شیر به گاو سرخ رو کرد و گفت : « حتما" تو را می درّم و می خورم .»گاو سرخ گفت : « به من مهلت بده تا سخنی را سه بار بلند بگویم بعد مرا بخور !» شیر به او مهلت داد .
🔻 گاو سرخ فریاد زد : « آهای چرندگان ! از خواب غفلت بیدار شوید من در همان روز که گاو سفید خورده شد ، خورده شدم .»
🔹️ حریفی که قدرت برتر طرف مقابلش رو میدونه از تکنیک #اختلاف استفاده میکنه تا بتونه حریف رو ضعیف کنه و پس از اون به پیروزی برسه
#یدالله_مع_الجماعه
◀️ بخشنده تر از حاتم
🔸️ روزی از حاتم طایی پرسیدند: « تا کنون کسی را دیده ای که بخشنده تر از خودت باشد؟» گفت: « دیده ام. » پرسیدند: « کجا؟ » گفت: « روزی در بیابانی می رفتم به خیمه ای رسیدم. پیر زنی در آن خیمه بود. بزغاله ای هم کنار خیمه علف می خورد. پیرزن تا مرا دید بلند شد و جلو آمد. سلام کرد و خوشامد گفت. افسار اسبم را گرفت و کمک کرد تا پیاده شوم. پیرزن با خوشرویی از من احوالپرسی کرد و به پسر خود گفت: « بلند شو و وسایل پذیرایی از مهمان را آماده کن. آن بزغاله را بکش و کبابی درست کن. » پسر گفت: « اول باید بروم و هیزم بیاورم . » پیرزن گفت: « تا تو به صحرا بروی و هیزم بیاوری، دیر می شود. درست نیست مهمان را گرسنه نگه داریم. » پیر زن دو نیزه چوبی داشت که آنها را شکست و آتش زد. بعد بزغاله را کشتند و روی آن آتش کباب کردند. وقتی که از حال و روز او با خبر شدم، فهمیدم که تنها دارایی آن پیر زن همان بزغاله بود که برای پذیرایی از من کشت.
به پیرزن گفتم: « مرا می شناسی؟ »
گفت: « نه »
گفتم: « من حاتم هستم. باید به قبیله ما بیایی تا از خجالت تو بیرون بیایم. دوست دارم پاداش محبت تو را بدهم. »
پیرزن گفت: « من از مهمان خود انتظار پاداش ندارم. »
هر چه اصرار کردم، قبول نکردند و من دانستم که آنها از من بخشنده تر هستند. »
🔹️ برخی از دوستانی که وجهی رو پرداخت کردن میان و میفرمایند که "شرمنده" مبلغ واریزی کم هست😓 ؛
👈دوستان عزیز در دستگاه خدا کم و زیاد به ریال محاسبه نمیشه بلکه به اخلاص و پاک قلب و نیت شما سنجیده میشه🌷🌷🌷🌷
قطره قطره جمع گردد،وانگهی دریا شود
#یدالله_مع_الجماعه
#سیداحمدرضوی
@s_a_razavi