در اوج سکوت او؛ درونش صدایی
فریاد میزد،
فریاد ِبیصدا .
کسی فریاد او را نمیشِنود، گویی این
آدمها ناشنواتر از همیشه، ویرانهٔ
خانهٔ قلبش را به تماشا نشستهاند.
بیرحمانه قلب او را میشِکنند..
غافل از آنکه روحِ مغمومِ او ، زخمیتر
از همیشه لبخند میزند به رویشان !
- سِدنا -
https://gkite.ir/es/10190470 یه بیت شعر برای تسلی روحِ خستهٔ آخر هفته ..
میتونم برای تک تک شعرهایی که فرستادید بمیرم بچهها
- عشق بعضی وقتها از درد دوری بهتر است
بیقرارم کرده و گفته صبوری بهتر است
توی قرآن خواندهام، یعقوب یادم داده است:
دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است
نامههایم چشمهایت را اذیت میکند
درد دل کردن برای تو حضوری بهتر است
چای دم کن، خستهام از تلخی نسکافهها
چای با عطر هل و گلهای قوری بهتر است
من سرم بر شانهات؟ یا تو سرت بر شانهام؟
فکر کن خانم اگر باشم چه جوری بهتر است؟