eitaa logo
🌹سید روح الله موید🌹
1.3هزار دنبال‌کننده
304 عکس
107 ویدیو
87 فایل
کانال اشعار سید روح الله موید ارتباط با سید روح الله موید 👇👇👇👇 @seromo 👆👆👆👆
مشاهده در ایتا
دانلود
دختر مرتضی به نینوا آمده فاتح شهر شام به کربلا آمده آمده کاروان، مضطر و خون فشان وای حسین جان وای حسین جان چلّه ی درد و غم به انتها آمده نیمه جان کاروان به کربلا آمده شده دل ها کباب، از فغانِ رباب وای حسین جان وای حسین جان زینب آورده است پرچم فتح و امید کهنه پیراهنِ حضرت شاه شهید کاروان پر غم است، یک سه ساله کم است وای حسین جان وای حسین جان زائر اربعین سمت حرم می رود تا بهشت خدا قدم قدم می رود بر لب این شور و شین، لَکَ لبیک حسین وای حسین جان وای حسین جان پایِ پُر آبله یاد رقیه کند هر قدم لعنتِ بنی امیه کند دیده اش خون فشان، از جفای سنان وای حسین جان وای حسین جان یک به یک هر ستون مژده دهد بر وصال راه "مَشّایه" هست مسیر سیر کمال از نجف تا بهشت، بهترین سرنوشت وای حسین جان وای حسین جان کوله بارش پر از عشق و ارادت شده شکر حق میکند وقت زیارت شده هر قدم می رود، زنده تر می شود وای حسین جان وای حسین جان @s_r_moayed
کسی که در طریق کربلا پیمایشی دارد به هنگام گذشتن از طراط، آسایشی دارد دهد بر زائران در هر قدم صد حج و صد عمره بنازم شاه عالم را چه فضل و بخششی دارد فدای خردسالی که گرفته آب در دستش برای آب نوشاندن به مردم خواهشی دارد پیاده رفتن این راه ورزش نیست تهذیب است که عاشق در مسیر عشق اینسان ورزشی دارد به غیر از عشق بازی ها نمی‌بینند در این راه به هر گوشه کناری چشم هایم گردشی دارد به هر که می‌رسی در خدمت زوار شاه عشق برای -دل به دست آوردن- او کوششی دارد به حیرت می رسد بیننده از این عشق بازی ها بپرسد از جناب "جون" هرکس پرسشی دارد میان آن شلوغی ها نمیدانم چرا زائر مثال ماهی در بین شط آرامشی دارد خجالت میکشد هر روز بر خود پنجه خورشید چرا بر صورت این گل عذاران تابشی دارد وجود حضرت صدیقه استقبال می آید که با این زائران جان به کف فرمایشی دارد: "تَزوروني اُعاهِدكم .." فقط زهراست می داند پیاده آمدن تا کربلا چه ارزشی دارد قدم بردار در جذب نگاه مهدی زهرا که این مشایه رفتن ها حساب و سنجشی دارد @s_r_moayed
ز جا برخیز و وا کن چشم در چشم تر زینب ببین ای خفته ی آرام، حال مضطر زینب نبودم پای رفتن، حال با سر آمدم پیشت چرا تنها رها کردی مرا ای لشکر زینب کنار قتلگاهت ماند جان زینب و رفتم به جسم بی رمق تا شام ای همسنگر زینب اگر برخیزی از جا خواهرت را نیز نشناسی! نمیپرسی برادر جان چه آمد بر سر زینب؟! شکایت میکنم پیش تو از باد مصیبت ها که پیش آسمان افکند از رخ معجر زینب ذبیح من چه نزدیک است آن روزی که می بُرّد ستیغ بغض های در گلویم حنجر زینب به یادت هست؟! مادر شانه می افتاد از دستش شکسته مثل دست فاطمه، بال و پر زینب تمام کودکان را یک به یک زیر پَرم بُردم بنفشه زار شد از ظلم دشمن، پیکر زینب سرت بر نیزه بود و چوب محمل حائل ما شد شکست آن چوب را از فرط دلتنگی، سر زینب به پایت قطره قطره خون زینب ریخت مولایم! که این درسی است از ایثار های مادر زینب سرت قرآن که میخوانْد از سرِ من هوش پر میزد چه میکردی! تو با قرآن خود ای باور زینب لب تو چوب میخورد و دل زینب ترک میخورد به لب آمد ز دست چوب، جان مضطر زینب برایت حرف ها دارم که بیم گفتنم باشد گذشته خاطراتی جان گداز از منظر زینب به ماهِ کربلا سوگند در شام بلا مُردم گذشت از تیر های چشم مردم، معبر زینب سکینه مضطرب شد از جسارت های بی پروا نگاه غیرت اللهی تو شد یاور زینب رقیه از حضور اربعین جاماند و با خِجْلت به جای او زیارت میکند چشم تر زینب @s_r_moayed
بوی جگر کباب آید یک قافله با شتاب آید یک مشت نهال خشک و رخْ زرد با نغمه ی آب آب آید یک مادر زار و داغ دیده در سایه ی آفتاب آید یک کوه وقار با قدی خم با قلب پر التهاب آید... با داغ خرابه و سه ساله -دنیا به سرش خراب- آید با شیون یاحسین، طفلی بر دیدن قبر باب آید گلبرگ فسرده، خاک آلود با دیده ی پر گلاب آید جبریلِ شکسته بال عترت بر دست، ردِ طناب، آید یک قافله آیه های تطهیر در جستجوی کتاب آید یک چله گذشت و قد خمیده زینب به حسین خود رسیده ای ماهِ در آفتاب برخیز ای جانِ ابوتراب برخیز زینب به دیار غم رسیده ای گشته به خون خضاب برخیز ای تشنه لبِ بریده حنجر آورده سکینه آب، برخیز آورده سلام از رقیه ای شاه پیِ جواب برخیز از کودک خود سوال دارد پاسخ بده بر رباب، برخیز برخیز ببین که دخترانت دارند به رخ نقاب، برخیز دلجویی از یتیم محزون باشد به خدا ثواب، برخیز وقتش شده خواهرت بگوید کرده است چه انقلاب، برخیز رسوا کردم یزید و آن شهر کردم به سرش خراب، برخیز زینب که بدون تو بمیرد! بس باشدم این عذاب، برخیز در کوی تو خواهشم تو هستی ای آیه ی مستجاب برخیز بر ام بنین و اهل یثرب آخر چه دهم جواب، برخیز بعد از تو تمام، درد و آهم بعد از تو حیات را نخواهم @s_r_moayed
بانگ حرکت داشت زنگ قافله راه افتادم به شوق و حوصله دل به راه دوست کردم یکدله صوتی آمد شد وجودم ولوله "زائر اِشرب مای وَالْعَن حرمله" راه از عشق و تفاخر مست بود سر به سر موج عطش، یکدست بود راه یأس و کج روی، بن بست بود روضه خوان با این نوا سرمست بود "زائر اِشرب مای وَالْعَن حرمله" نوجوان و پیر در راه وصال مرد و زن در جاده ی عشق و کمال قلب ها با عشق کل در اتصال داد می زد صاحب موکب، تعال "زائر اِشرب مای وَالْعَن حرمله" راه از آب و غذا پُر مایه بود خضر هم با زائران همسایه بود شور محشر زیر چتر سایه بود این کتاب عشق را یک آیه بود: "زائر اِشرب مای وَالْعَن حرمله" سر به پای جاده می زد آفتاب در دل هر ذره می شد انقلاب آب می شد آب از این التهاب این نوا می آمد از جان رباب "زائر اِشرب مای وَالْعَن حرمله" *در مسیر مشایه امسال، در موکبی که گوش دادم به نوحه این چند واژه خیلی به دلم نشست و تبدیل شد به این شعر: "زائر اِشرب مای وَالْعَن حرمله" ترجمه: ای زائر! آب بنوش و حرمله را لعنت کن @s_r_moayed
ز جا برخیز و وا کن چشم در چشم تر زینب ببین ای خفته ی آرام، حال مضطر زینب نبودم پای رفتن، حال با سر آمدم پیشت چرا تنها رها کردی مرا، ای لشکر زینب! کنار قتلگاهت ماند جان زینب و رفتم به جسم بی رمق تا شام ای هم سنگر زینب! اگر برخیزی از جا خواهرت را نیز نشناسی! نمی پرسی برادر جان، چه آمد بر سر زینب شکایت میکنم پیش تو از باد مصیب ها که پیش آسمان افکند از رخ معجر زینب ذبیح من چه نزدیک است آن روزی که می بُرّد ستیغ بغض های در گلویم حنجر زینب به یادت هست؟! مادر شانه می افتاد از دستش شکسته مثل دست فاطمه، بال و پر زینب تمام لاله ها را یک به یک زیر پَرم بُردم بنفشه زار شد از ظلم دشمن، پیکر زینب سرت بر نیزه بود و چوب محمل حائل ما شد شکست آن چوب را از فرط دلتنگی، سر زینب به پایت قطره قطره خون زینب ریخت، مولایم! که این درسی است از ایثار های مادر زینب سرت قرآن که میخوانْد از سرِ من هوش پر میزد چه میکردی! تو با قرآن خود ای باور زینب! لب تو چوب می خورد و دل زینب ترک می خورد به لب آمد ز دست چوب، جان مضطر زینب برایت حرف ها دارم که بیم گفتنم باشد گذشته خاطراتی جان گداز از منظر زینب به ماه کربلا سوگند، قلبم ارباً اربا شد گذشت از تیر های چشم مردم، معبر زینب سکینه مضطرب شد از جسارت های بی پروا نگاه غیرت اللهی تو شد یاور زینب رقیه از حضور اربعین جاماند و با خِجْلت به جای او زیارت میکند چشم تر زینب @s_r_moayed
دعوتم کرده بین زوارش روسیاه و بدم ولیک حسین به بدان هم امید می بخشد رحم الله والدیک حسین! سر پناه است بی پناهان را سر و سرمایه می دهد بر ما تا ببخشد خدا گناهان را اذن مشایه میدهد بر ما قدر اخلاص و معرفت اینجا بهر زوار نمره می بخشند هر نفس اجر اشک و آه دهند هر قدم حج و عمره می بخشند این مسیری است خستگی بردار اصلا این راه حکمتش این است هر کجا زائر از نفس افتاد تازه فهمد که عشق شیرین است عشق یعنی همین که خسته شدی زیر لب از رقیه یاد کنی با لب تشنه یاحسین به لب خواهش یاریِ معاد کنی گاه در ازدحام جمعیت ناله دارد صدای خاموشت فکر ناموس مردمی، حیران روضه ی زینب است در گوشت تازه این جا همه محبان اند حرمت مرد و زن نگه دارند هیچ کس تازیانه دستش نیست به یتیم احترام بگذارند حرمله کاش بچه گی می مرد یا فلج بود دست و پاهایش آتشی زد به داغ قلب رباب که نیاید دگر تسلایش سه هدف را به تیر خود آزرد علی اصغر، حسین، عبدالله لعن او کن سه بار در شب و روز که زد آتش سه بار بر دل شاه @s_r_moayed
ز جا برخیز و وا کن چشم در چشم تر زینب ببین ای خفته ی آرام، حال مضطر زینب نبودم پای رفتن، حال با سر آمدم پیشت چرا تنها رها کردی مرا، ای لشکر زینب! کنار قتلگاهت ماند جان زینب و رفتم به جسم بی رمق تا شام ای هم سنگر زینب! اگر برخیزی از جا خواهرت را نیز نشناسی! نمی پرسی برادر جان، چه آمد بر سر زینب شکایت میکنم پیش تو از باد مصیب ها که پیش آسمان افکند از رخ معجر زینب ذبیح من چه نزدیک است آن روزی که می بُرّد ستیغ بغض های در گلویم حنجر زینب به یادت هست؟! مادر شانه می افتاد از دستش شکسته مثل دست فاطمه، بال و پر زینب تمام لاله ها را یک به یک زیر پَرم بُردم بنفشه زار شد از ظلم دشمن، پیکر زینب سرت بر نیزه بود و چوب محمل حائل ما شد شکست آن چوب را از فرط دلتنگی، سر زینب به پایت قطره قطره خون زینب ریخت، مولایم! که این درسی است از ایثار های مادر زینب سرت قرآن که میخوانْد از سرِ من هوش پر میزد چه میکردی! تو با قرآن خود ای باور زینب! لب تو چوب می خورد و دل زینب ترک می خورد به لب آمد ز دست چوب، جان مضطر زینب برایت حرف ها دارم که بیم گفتنم باشد گذشته خاطراتی جان گداز از منظر زینب به ماه کربلا سوگند، قلبم ارباً اربا شد گذشت از تیر های چشم مردم، معبر زینب سکینه مضطرب شد از جسارت های بی پروا نگاه غیرت اللهی تو شد یاور زینب رقیه از حضور اربعین جاماند و با خِجْلت به جای او زیارت میکند چشم تر زینب @s_r_moayed
مسیر کرببلا را به آه باید رفت به اشک و لطمه دم قتلگاه باید رفت به سوی کرببلا اربعین اگر رفتی به یاد دخترک بی پناه باید رفت به بار خجلت اگر آمدی بیافکن بار که سرفراز به این بارگاه باید رفت بس است هر چه که درجا زدی، تقلا کن مسیر اگر چه که سخت است راه باید رفت عزیز باش و مرنج از کنایه های مسیر اگر چه چند صباحی به چاه باید رفت وداع اگر چه که سخت است چاره ای نتوان که گاه باید آمد، که گاه باید رفت @s_r_moayed