بعید نیست غمت همچنان شهید بگیرد
بگیرد و همهجا باز بوی عید بگیرد
بعید نیست که چشمش به خاک و خون بنشیند
کسی که خون شهید تو را ندید بگیرد
کسی که دل بدهد به قرار و قولِ غریبه
چه هیچها که از این وعده و وعید بگیرد
اگر که عقلْ سلیم است، غیرِ پند ز تاریخ
چه میتواند از این ماضی بعید بگیرد؟
حرم کجاست؟ همین کوچه که به نام شهید است
بگو به رهگذرش حاجت و امید بگیرد
بگو به رهگذرِ چارراه بیطرفیها
همیشه فاصله از دشمن پلید بگیرد
در آزمون غمت، مرگ از شروط قبولی است
خوشا که نقشِ به خون برگهای سفید بگیرد
_محمدخادم
سَبَب:)
رشتۀ اتصال ما و حسین نخ پرچمسیاه هیأت بود شهدا خوب یادمان دادند کربلایی شدن به هِمّت بود یاد آنان
خبری آمد و نسیم انداخت
از لب حوضِ خانه گلدان را
چند وقتیست خوب میفهمد
شهر من، غربت شهیدان را
سَبَب:)
خبری آمد و نسیم انداخت از لب حوضِ خانه گلدان را چند وقتیست خوب میفهمد شهر من، غربت شهیدان را
خیره ماندم به نام سرخ شهید
راز سربند کوچه سربستهست
زمزمه میکنند در گوشم
کوچۀ بیشهید بن بست است
سَبَب:)
خیره ماندم به نام سرخ شهید راز سربند کوچه سربستهست زمزمه میکنند در گوشم کوچۀ بیشهید بن بست است
خط به خط، جبهه جبهه، خون دادیم
گام اول شروع همعهدیست
ما به فرمانده اقتدا کردیم
گام دوم نماز با مهدیست...
سَبَب:)
خط به خط، جبهه جبهه، خون دادیم گام اول شروع همعهدیست ما به فرمانده اقتدا کردیم گام دوم نماز با مهد
صدر اخبار میشود روزی،
آفتاب ظهور سر زده است
کعبه یک صبحِ جمعه میبیند
یادگار حسین آمده است
چه حسینی که ظهر عاشورا
پر شد از تیغ و نیزه دور و برش
چه حسینی که سر به نی داد و
زیر بار ستم نرفت سرش...
ــ جمعی از شاعرانت!
این روزها که میگذرد هرروز
در انتظار آمدنت هستم
با من بگو که آیا من نیز
در روزگار آمدنت هستم؟!
ــ قیصرامین پور
دوكوهه!
تو را با خدا چه عهدی بود كه از كرامت برخوردار شدی
و خاك زمین تو سجده گاه یاران خمینی شد؟!
وحال چه می كنی در فراق پیشانی هایشان كه سبب متصل ارض و سما بود؟ و آن نجواهای عاشقانه...
دوکوهه!
می دانم كه چقدر دلتنگی💔
می دانم كه دلت می خواهد باز هم خود را به حبل دعای شهدا بیاویزی
و با نمازشان تا عرش اعلی بالا بروی
می دانم كه چه می كشی
دوكوهه!
آیا دوست داری
پادگان یاران امام مهدی(عج) نیز باشی؟
پس منتظر باش!(: