سَبَب:)
گریزان از همه دنیا خودم را یافتم اینجا
خودم را با بدی هایم کنارت ای همه خوبی!
سَبَب:)
خودم را با بدی هایم کنارت ای همه خوبی!
رها کردی مرا از غم نشاندی جای آن غم ، غم
سَبَب:)
رها کردی مرا از غم نشاندی جای آن غم ، غم
غم دیگر که خیلی دوستش دارم غم خوبی
سَبَب:)
تو می آیی و از نزدیک میبینم تو را آخر
همان وقتی که میمیرم
عجب میمیرمِ خوبی:))))
آن که به درد طلب دچار شود دیگر هیچ چیز از دنیا برایش ارزشمند نیست.
یکی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط(کربلایی احمد) سه روز در حرم سیدالشهداء ایستاده بود و از حضرت طلب کرد تا چیزی به او بدهد و بعد از سه روز دید قدرتی از طرف حرم سیدالشهداء به او القاء میشود.
تعبیر ایشان این بود که گویی کل عالم مثل گردو در مشت من است
و چنین قدرت عظیمی به او بخشیده شده بود.
او سواد ظاهری نداشت ولی انسان بزرگی بود.
او به سیدالشهداء رو کردوگفت:حسین جان اینها چیست به من میدهی؟
مگر من اینها را خواستم؟
من خودت را خواستم
گفتنش ساده است اما عمل به آن بسیار سخت است.
باید به آنجا برسی که کل عالم در مشتت باشد و باز بگویی نمیخواهم
و فقط تو را میخواهم و فقط این درد را طلب کنی.
دردی شیرین که کلید تمام گنجهای نهان است
@m_h_esfahani
از اعمال جمعه آخر شعبان
ادای همه امانت هاست و از بین بردن تمام کینه ها:)
امانت هارو که تاشب نمیشه به سامون رسوند اما ناراحتی هارو میشه...
بیاید برای هردوش یه فکر جدی کنیم 🤝
سَبَب:)
دلم واسه شعرای نجمه زارع تنگ شده!
نروید آی! به چشمان شما محتاجم
تک و تنها نگذارید مرا محتاجم
اگر از چشم شما دور شوم می میرم
مثل هر آدم خاکی ، به هوا محتاجم
دل به دریا نزنید این همه ، یادم بدهید
به فراگیری قانونِ شنا محتاجم
عابرانی که گذشتید ز غم! مرحمتی
به منِ عاجز مسکین که به پا محتاجم
قصه ها یکسره تکراری و مانند همند
من به لالایی زیبایِ شما محتاجم
گفته بودید دعاتان کنم ای مردم شهر
آه ! شرمنده که من ـ خود ـ به دعا محتاجم
...
بازهم آخر هفته ست دلِ شاعر من
یک غزل گفت ولی من به سه تا محتاجم
مانایاد نجمه زارع
78/6/18