_
[الدهر یومان]
"یومٌ علیک" به فراق و مجالست با رقیب به سَر و "یومٌ لک"...
یوم لک، رقیب غایب و فراق همدم؛ تا بدین لحظهی حاشیه نگاریِ غم، مهتابِ رویَش سرمه نشدست (کمتر از دمی و بازدمش حتی) بر چشم. سنگسارِ نفرین باد ایمان، هنگامهایی که تو را به جنت بکشد نه صحبت. به ملاطفت باغ و راغ درآیی نه مصاحبت طاووس. کور باد (نه به قداست نورِ رفتهی چشمان یعقوب) روشنای هر دیده که زمین را بیتو نگریسته، به حکم حُبِّ تو راه به جنت برده و نگار و نقش نیوفتاده از نگارش به چشم هنوز... کاش بلند شود دست قضا و تقدیر* کند ساعات فراق را، بدل به ثانیهایی، که استشمام کند آنکه کماست، از عطر وجودت بقدر ظرف دنیا...
*تعیین قدر
#یادداشت
تَسْبیح و جٰام و مُهْر و مِی
تَکْلیفِ عَقْل و عِشْق کِـی؟
مَنْ خَسْتِهاَمْ اَز این هَمِه
تـِکـرار اِسْـتـِغْـفـٰارْهـٰا...!
19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دست حُـسِـینْ* علیهالسلام مانده؛
که ظنش میرود روسیاهی من را بشوید...
*حُسِینْ: آنکهنظربهخُردهخیرهایباقیماندهدارد