|صاحبSaheb|
همیشه دنبال چیزها دویدهام و در حقیقت همیشه نرسیدهام، بنظر آدمیزاد برای رسیدن خلق نشده و فقط باید ب
کی آدم میتواند رضایت آنهایی که مقابلش ایستادند را فراهم کند؟ چرا هرچقدر میدویم نارضایتیها بیشتر میشود؟ چرا صبحِ یک شب سخت باید سختتر باشد؟ کِی ساعت رسیدن میرسد؟ چرا تمام نمیشود؟ چرا تمام نمیشوم؟!!
پ.ن: درد میکنم:)
|صاحبSaheb|
اگر به هر دلیلی (ضعف از جسم ما بود یا نفس ما) با کارهای خیر همراهی نکردیم سنگِ مقابل خیرخواهان هم نب
کاری نکنیم توی مملکت اسلامی صاحب همه نوع تفکری حس امنیت کنه جز صاحب تفکر اسلامی:)
|صاحبSaheb|
اسم پسرمم پیدا کردم ^_^
_عبدالصاحب، سماء و دهین.
+این یکی رو نیستم! چرا اسم حلوا رو باید روی بچه گذاشت؟
_که یادمون بمونه شیرینی زندگیمون هم از بیت امیرالمومنینﷺ میرسه.
#کامل_و_کوتاه
ای دوست! من هنوز بر آن عهد ماندهام
هرجا که بوده نام تو خود را رساندهام!
_مجید ترکآبادی
پ.ن: آقای ترکآبادی، در حقیقت این است که؛ هرجا که بوده نام تو با سر دویدهام:)
|صاحبSaheb|
قال الصادق علیهالسلام:«لَيسَ العِلمُ بِالتَّعَلُّمِ، إنَّما هُوَ نورٌ يَقَعُ في قَلبِ مَن يُريدُ ال
آنچه آن را علم میدانند، اهل معرفت
مثل نوری باید از دلهای عاشق بگذرد
_فاضل نظری
هدایت شده از مُشَوَشْ
خدا می خواست تا تقدیر عالم اینچنین باشد
کسی که صاحب عرش است، مهمان زمین باشد
خدا در ساق عرش خویش جایی را برایش ساخت
که حتی ماورای دیده ی روح الامین باشد
خدا می خواست از رخساره ی خود پرده بردارد
خدا می خواست تا دست خودش در آستین باشد
علیٌّ حُبّهُ جُنّه ، قسیمُ النّار والجَنّه
خدا می خواست آن باشد، خدا می خواست این باشد
علی را قبل از آدم آفرید و در شب معراج
به پیغمبر نشانش داد تا حقّ الیقین باشد
به جز نام علی در پهنه ی تاریخ نامی نیست
که بر انگشتر پیغمبران نقش نگین باشد
به جز او نیست دستاویز محکم در دل طوفان
به جز او نیست وقتی صحبت از حبل المتین باشد
مرا تا خطبه های بی الف راهی کن و بگذار
که بعد از خطبه ی بی نقطه ی تو نقطه چین باشد
مرا در بیت بیت شعرهایم دستگیری کن
غزل های تو بی اندازه باید دلنشین باشد
غزل لطف خداوند است، شاعرها خبر دارند
غزل خوب است در وصف امیرالمومنین باشد
#احمدحسین_پورعلوی
من خسی بیسر و پایم که به راه افتادم
او که میرفت مراهم به دل دریا برد...
_علامهٔ عزیزم
•
علیرضا زبان دارد. از آن زبانها که فقط مامان بابا و خالهها بفهمند چه میگوید. با این حال کنار جدول مینشیند و شعار میدهد، حتی توی خیابانِ خالی. بعد به دقیقه نمیکشد دو_سه تا کودک به قد و قواره خودش در قاب پنجره یک خانه ظاهر میشوند. میآیند که با علیرضا شعار تکرار کنند.
قدیمها این بد بود ولی حالا احسنت به والدینی که بچههایشان را توی خیابان بزرگ میکنند. کودکانی تحتِ تربیت خیابانی!
#یادداشت
شیوهٔ کار مامون خاص بود. امام رضا علیهالسلام و امام جواد علیهالسلام رو وارد دستگاه حکومت و حتی خانواده خودش کرد که از انتقادات حضرات جلوگیری کنه. برنامه باید طوری پیش میرفت که اگر این دو امام صحبتی کردند مردم مقابله کنن و بگن شما که توی دستگاهید!!
زیرکانه بود؟ نبود!
امام رضا علیهالسلام باشکوهترین جشنهای غدیر رو میگرفتند و امام جواد علیهالسلام روضهٔ حضرت صدیقه طاهره سلاماللهعلیها رو به آشکارترین شیوهٔ ممکن برگزار میکردند. حتی منبری در رد فضائل قاتلین حضرت فاطمه سلاماللهعلیها رفتند. این دو اتفاق چیزیه که توی دوران قبل و بعد این این پدر و پسر قفله!
چیزی که مامون حسابش رو نکرده بود رخ داد و حربهای که برای محدود کردن استفاده کرده بود علیه خودش استفاده شد.
پ.ن¹: دسترسیم به کتابهام و وقتم محدودتره، همنقدر بپذیرید.
پ.ن²: حالا که فهمیدیم صاحب این شب روضهٔ حضرت صدیقه سلاماللهعلیها رو ویژهتر پرورش داده، خاصتر عزاداری نکنیم؟