شبهای گذشته مهمان یک خانه بودیم. جز مکانهای زیارتی، آرامترین سرایی بود که دیدم. همه چیز در نهایت نظم و ترتیب، سالم و سلامت و خوش رنگ. فرشهای یک دست که نقطهای از زمین را لخت نگذاشته بودند. مبلهای کم منبت با پارچههای نقش دارِ آبی. دیوارِ بیرنگ و بیبزک که روی تنش یک ساعت بود و یک قابِ «الله». خلوت از تمامِ غیرِ ضروریهای زندگی. اینطوری همه چیز تازهست، جلوه دارد، خوش طعم است.
این خانه یک مادربزرگ و پدربزرگ نبود. منزلی بود که اهالی آن فطرتشان را خیلی دست کاری نکردند و مدام برگشت به حالت کارخانه میزنند. محیطِ آرام، تشویش را از انسان میزداید. به فطرتت بازگرد بنی بشر، به سکوتِ صحنِ امام زاده!
پ.ن: کلبهٔ آرمانیام را که نمیتوانستم دقیق برای کسی تصویر کنم، دیدم:)
#یادداشت
بسماللّٰهالرحمنالرحیم
_تاریخِ مامان
جنگ است دیگر. من میآیم برایت آدمهای مهم و نقشآفرین این روزها را معرفی کنم و ناباورانه با شهادتشان مواجه میشوم. شعارِ «تنگسیری تنگترش کن» را یادت هست؟ فردِ مورد خطاب این شعار هم شهید شد.
مامان طبق معمول بیوقفه اشک میریزد. میگوید:«رفتن این آدم خیلی سخت است.»
شیوه شهادتها تفاوت کرده. ما قاسم سلیمانی را وقتی شناختیم که از بینمان رفت. من هیچ موقع برایش اشک نریختم چون نمیشناختمش. تنها زمانی که بالای سر پیکر سوختهاش، در نماز، آقای شهیدمان بغض کرد باریدم.گذشت تا ما بفهمیم آقای قاسم سلیمانی، یک روستازاده معمولی که بود و چه کرد.
اما خب الان تفاوت کرده. الان خدا اوجِ آدمها را نشانِ ما میدهد بعد میگیرد. شاید یک مدل امتحان الهی باشد. اینکه اول حسابی بزرگش کند و وقتی خوب دلبسته شدی رشتهی اتصال را قطع کند. همین آقای لاریجانی خیلی محبوب شد، ناگهان به چشم آمد. آقای تنگسیری هم همینطور.
به واسطه اینکه این مرد رسانه را گرفته بود یک دستش و امنیتِ مقتدرانه مردم را دست دیگرش تازه داشت شناخته شده میشد. فرمان بستن تنگهٔ هرمز را ایشان اعلام کرد. تنگهٔای که روی جهان را با ما گشاده میکند. چون اقتصادشان را هدف میگیرد.
سردار علیرضا تنگسیری فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران بود. فقط به مدت نه ماه. تحلیلگرهای نظامی میگویند بقدر نه سال کار کرده است و توی این مدت نه تنها خانوادهاش را ندیده که فقط دو بار بصورت تلفنی با آنها ارتباط گرفته.
دشمن بقدر کافی از بسته بودن تنگه عصبی هست. شهید تنگسیری در مدت حیاتش مدام این مساله را گوشزد میکرد و به زبان طنز و کنایه اقتدار به رخ میکشید.
چیزی که من فکر میکنم این است که خدا یکی یکی رشتهها را میبرد تا تنها یک دانه باقی بماند. یک حبل الله، که جهان برای رستگاری به همان چنگ بزند.
#یادداشت
#نسل_بعد ²⁵
˖ وَ مٰا لَنٰا أَلاّٰ نَتَوَكَّلَ عَلَى اَللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانٰا سُبُلَنٰا ˖
و چرا به خدا توكل نكنيم؟
مگر نه اينكه او به راههاى خوشبختى راهنمايىمان كرده است؟!
﴿آیه دوازده سوره مبارکهٔ ابراهیم﴾
این آیههایی که گاهی میاد توی کانال پشتش کلی ماجرا و حسه، گاهی گریههای عمیق و گاهی خندههای شدید؛ حداقل اینه که اجالتا قابل نقل نیست و الا میگفتم براتون. خلاصه با حس بخونیدشون، تامل کنید درموردشون... اینا پاراگرافهای طلایی زندگیمه:)
واقعا مرگ بر آمریکا؛
توقع داشتم شرایطی ایجاد کنی که امتحاناتمون برگزار نشه، زرتی زدی امنیت دوهفتهای براش ایجاد کردی؟
تو مرد جنگی ترامپ، نکن این کاروಥ_ಥ
655.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دل باید پاک باشد؛
قدیسها حتی غمشان در محل آلوده نمینشیند.
☾
چه پسری برای انقلابِ این مردم تربیت کردید آقا. سایهتان مستدام، سایهٔ شما که در قامت جوانتان ظِلّ أمن و ایمان ممالک اسلامی هستید.
|صاحبSaheb|
دلم میخواد پروفایل اینجا رو عوض کنمಠ‿ಠ
سرعتم توی تصمیم گیری🧑🏻🦯