گفت میخام برگردم، آماده نبودم!
عزرائیل گفت بارها بهت هشدار دادم.
پرسید یادم نمیاد!؟
عزرائیل جواب داد
هربار که یکی از نزدیکانت مرد مقصود جمع شدن حواس تو بود، شاید تو جاش میبودی ...
[ صاحبsaaheb ]
• من را سید صدا میکنند یا دختر حاجی، کمتر کسی اسمم را تلفظ کرده. دو دهه و اندی از اولین حضورم روی زمین میگذرد و هنوز طعم بندگی را نچشیدهام.
• آقام، رزومهش بلند بالاست و به هم لباسی با پیغمبر اکتفا میکنم. شورِ حیات است و وجه تفاوت من با تمام عالم. آقام منتهی الآمالِ من است。◕‿◕。
• خانم والده، رنگ عقلانیت میپاشد به حرکات و سکناتم و عمر شریفش را مشغول بزرگ شدنم کردهاست. خانم والده جانِ من است✿^‿^
• همشیره، محصل و از سری نیازمندیهای حیات بشر است. حد اعلای هیجان است و سرشار از سخن◍•ᴗ•◍
• اینجا، از وقایعی که در درون و بیرون دیدهام مینویسم.✨
• و این دو جا هر حرفی از شما شنیده خواهد شد.
https://daigo.ir/secret/1998682700
@Saaheb230
از آنچه میخواهید بخوانید بگویید، از آنچه اینجا خواندید و لذت بردید و آنچه لذت نبردید بگویید.
فاصله، فلسفه دارد؛ غربالگر است هرکه برید و برفت، به سلامت هرکه کشید و بماند، لذت وصل نوش وجودش...﴿ صاحبsaaheb ﴾
زحمتی در کار عالم نیست!
خداوند اجر کاری را پایمال نمیکند ...
#متخلصبهقلم
{ saahebصاحب }
دبیرمون گفت
آدمی که رفته دیگه رفته و تموم شده.
گفتم نه استاد بعضیا وقتی میرن تازه شروع میشن!
...
اصلا تا وقتی جلو چشمت باشه حرفاش اونقدری ارزشمند به چشم نمیاد، خوبیاش، لزوم بودنش ... حالا همکلاسی و رفیقت باشه یا امیرزمان !!
#متخلصبهقلم
﴿ عیدتونمبارک ﴾