دیوانہ میشدم وقتی میخواند . دل پاڪی داشت و اشڪ روان . در روضہ حرف های دلی میزد . قسمت هایی از مقتل را می خواند .
یادم است سیاهپوشان بود ؛ یڪ روز قبل از محرم آمد روضہ بخواند ، برگشت همان اول بسم الله گفت : بچہ ها محرم اومد . همین یڪ جملہ را ڪہ گفت همہ زدند زیر گریہ ...
سلام ما را به ارباب برسون شهید
#شهید_محمدحسین_محمدخانی 🌷
#یاد_شهدا_با_صلوات
💠عاشق شهید همت بود.😍❤️
یکبار در جلسه خواهران بسیج، دیدم خواهران در یک طرف میز نشسته اند او هم همان طرف اما چند صندلی آن طرف تر نشسته است طوری که در #مقابل خواهران نباشد❌ و چهره در چهره نباشند.
می گفت: نمیخوام رودرروی خانمها باشم❗️
طوری مینشینم که عکس #شهید_همت هم در مقابلم باشه😊.
حاج قاسم میگفت این شهید منو یاد حاج همت می انداخت.☺️
#شهید_محمدحسین_محمدخانی
شادی روحش صلوات❤️
🍃🌹🌹🍃
#شهید_محمدحسین_محمدخانی
و #شهید_حامد_سلطانی
شهدای مدافع حرم تیپ سیدالشهدا💔
حامد در چهارمین سالگرد محمدحسین خودش رو به رفیقش رسوند😔😭😭😭😭
ایشون در حال پاکسازی مناطق آلوده به مین در سوریه به شهادت رسیدند🕊
شادی روح هر دو شهید صلوات
ای دوست دست ما درمانده گان راهم بگیر
الهی الرزقنی شهادت...✋
⇝✿°•° °°•°°•°° °•°✿⇜
@saangareshgh
#نوروز ۹۲ همه ی خانواده به اتفاق محمدحسین عازم سفر حج عمره شدیم. یک شب🌙 وقتی برای نماز جماعت مغرب وعشابه "مسجدالنبی رفتیم قرار گذاشتیم بعد از نماز در صحن مسجد النبی یکدیگر را ببینیم.
همه کنار نزدیکترین دیوار به بقیع کنار هم نشستیم. طوری که شرطه ها به ما شک نکنند و ما را بلند نکنند❌
محمدحسین حال خوشی داشت شروع کرد به خواندن "روضه_مادر💔 روضه آتش و میخ و درودیوار و ما آرام گریه میکردیم😭 که شرطه ها متوجه ما نشوند. وقتی به ما نزدیک میشدند محمد حسین صدایش را پایین می آورد و وقتی از ما فاصله میگرفتند بلند روضه می خواند...
#شهید_محمدحسین_محمدخانی
#عید_مبعث✨
🌷تهران که میآمد وعده میکرد #مسجد_ارگ در مراسم های حاج منصور ارضی.
تازه موتور خریده بودم. بعد از #افطار گفتم میآیم دنبالت باهم برویم.
🌷از میدان شهدا که رد شدیم یک ماشین پیکان سفید #خلاف آمد و پیچید جلوی ما. بدجور خوردیم بهش. پرت شدم. از بالای سرم رد شد خیلی متبحرانه خودش را جمع کرد. استخوان ترقوهام شکست.😞
🌷محمدحسین زخم های سطحی برداشت. میخواستم زنگ بزنم به پلیس، نگذاشت. میگفت #طوری_نیست...
گفتم: بابا من داغون شدم، چیزی از موتورم نمونده
گفت: این بنده خدا گناه داره، گرفتاره
🌷بالاخره به راننده ماشین گفت برو! من رو برد بیمارستان امام حسین (ع). دکتر آورد بالای سرم. اذان گفتند؛ بدون #سحری نیت #روزه کرد؛ هرچه اصرار کردم نرفت خانه
🌷بچه اولش که به دنیا آمد از همان بدو تولد مشکل تنفسی داشت.
هرچی زنگ میزدم جواب نمیداد.
بعد از چند روز پیام داد: دارم پسرم را دفن میکنم
🌷از یزد که آمد نمیخواستم راجع به آن قضیه صحبت کنم.
معلوم بود در دلش غصه دارد. با خانمش میآمد مسجد ارگ
🌷یکدفعه گفت: اگر این مناجات حاج منصور نبود نمیدانم میتوانستم این درد را تحمل کنم یا نه😞... اینجا که میام آرام میشوم.
#شهید_محمدحسین_محمدخانی
#همت_مقاومت
#ذاکر_اهل_بیت
[🌸بـراے مـن
دعُـایے ڪُن ....
نمیـگیرد
دُعـاے مـن...🌸]
#نسأل_الله_منازل_الشهدا 🌷
#شهید_محمدحسین_محمدخانے 🌹
✍ #عاشقانه_شهدا
💞اهل قهر و دعوا نبودیم، یعنی از اول قرار گذاشت. در جلسه ی خواستگاری به من گفت توی زندگیمون چیزی به اسم قهر نداریم، نهایتا نیم ساعت 🚫
💞وقتی قهر میکردم می افتاد به لودگی و مسخره بازی. خیلی وقت ها کاری میکرد نتوانم جلوی خنده ام را بگیرم 😂😃، میگفت آشتی، آشتی و سر قضیه را به هم میآورد...
💞اگر خیلی این تو بمیری هم از آن تو بمیری ها نبود، میرفت جلوی ساعت مینشست، دستش را میگذاشت زیر چانه و میگفت: وقت گرفتم، از همین الان شروع شد! باید تا نیم ساعت آشتی میکردم.😅
❣ میگفت ' قول دادی باید پاشم وایستی!❣
#شهید_محمدحسین_محمدخانی
#شهید_مدافع_حرم
📚 قصه دلبری
@saangareshgh
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
مرامهای خاص زیاد داشت اما بعضی چیز ها برایش قانون بود و خط قرمز داشت و یکی از آن خط قرمز ها این بود:
محمدحسین همیشه یکی از دیوارهای خوش اندازه که چشم خورش از بقیه جاها بیشتر بود را به عکس شهدا تعلق میداد و تو باید قبول میکردی که به واسطه عکس شهدا حرمت حضور شهدا را در خانه رعایت کنی وگرنه...
قرارداد که تمام میشد و خانه را که میخواستیم عوض کنیم بعضاً عکسها هم نو میشد. یادم هست وقتی پوسترهای کم عرض شهدا مد شده بود محمدحسین کلی ذوق کرد که عکسهای بیشتری را میتواند در خانه جا بدهد. با این حال ولی همیشه یک پوسترْ تکراری بود؛ قدیمی بود و نه نو میشد و نه قرار بود سایزش عوض شود و آنهم تمثال شهید مبارزه با اشرار جنوب شرق کشور محمد عبدی بود. خیلی دوست داشت مثل محمد عبدی باشد. همیشه از خنده های لحظههای آخرش و حین شهادت محمد عبدی میگفت.
وقتی فهمیدم اسم جهادی محمدحسین خودمان «عمار عبدی» است اصلا جا نخوردم ولی زمانی که عکس صورتش را در معراج شهدای تهران دیدم، با آن لبخند ملیح آن موقع باورم شد:
تا در طلب گوهر کانی کانی
تا در هوش لقمه نانی نانی
این نکته ی رمز اگر بدانی دانی
هرچیز که در جستن آنی،آنی
#شهید_محمدحسین_محمدخانی
وصیت نامه شهید محمدحسین محمد خانی
سلام بر شما (ائمه معصومین) که بندگان خاص خدایند و از هر چه که داشتید د ر راه خداوند و معبود و معشوق خویش گذشتید.
سلام بر شما که متقیان راه اﷲ هستید.
با الها! از این که به بنده ی حقیرت توفیق دادی که در راهت گام بردارد. تو را سپاس می گویم و از این که توفیقم دادی که در جبهه در کنار خالصان و مخلصان راهت قدم بر دارم، تو را شکر و سپاس می گویم.
در این راه ، دیدار خودت را هم نصیبم گردان!
📚مناسبت مرتبط:
#شهید_محمدحسین_محمدخانی
#شهید_مدافع_حرم
#عکس
#وصیتنامه
صلوات 🌷🍃
@saangareshgh
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌺﷽🌺
تڪیه ڪنبه شہـداء
شہـدا تڪیهشان خداست...
اصلا ڪنارگل بنشینی بوۍ گل میگیرۍ
پس گلستان ڪن زندگیت را با یاد شہـدا...
#شهید_محمدحسین_محمدخانی♥️
🌺﷽🌺
تڪیه ڪنبه شہـداء
شہـدا تڪیهشان خداست...
اصلا ڪنارگل بنشینی بوۍ گل میگیرۍ
پس گلستان ڪن زندگیت را با یاد شہـدا...
#شهید_محمدحسین_محمدخانی♥️
#حࢪفدݪ❤️
باشُہداصحبَٺڪنید
آنہاصِداےشُماࢪابہخوبےمۍشِنوند
وبَرایتاݩدُعامیکُنند..
دوستےباشُهدادوطَرفہاست..:)
#بࢪادرشهیدم😍
#شهید_محمدحسین_محمدخانی
#حاج_عمار
#مـــامــلت_شـــهادتــیـم🕊🥀#اللّهمَّعَجِّلْلِوَلِیِّڪَالفَرَج✨