eitaa logo
⏰ساعت آخرالزمان⏰
23.8هزار دنبال‌کننده
13.7هزار عکس
17.7هزار ویدیو
134 فایل
🕛⌛ساعت آخرالزمان کانالی درمورد اتفاقات آینده دنیا میباشد 🌹اگر یک نفر را به او وصل کردی برای سپاهش تو سردار یاری🤲🫀 کپی فقط با ذکر صلوات برای ظهور آقامون✌️ خادم @God_love 🔖تعرفه تبلیغات 👇 https://eitaa.com/joinchat/1386807637C8ccffc7c01
مشاهده در ایتا
دانلود
♦️ آیا فیلم سینمایی مصادره با بازی رضا عطاران به درخواست ساواک ساخته شده؟ 🔸 چرا پرستو صالحی، فرخ‌نژاد، کرمی، کریمی و ارجمند سلطنت طلب شدند؟ 🔸 شبکه سازی در سینمای ایران در سال‌های اخیر ۱۴۰۱/۱۱/۲۵ 🔺 در روزهای گذشته تصویری از شکنجه گر ساواک و امروز هم فیلمی دیگر از یکی از عوامل ساواک در رسانه‌ها منتشر شده است. همزمان با این فیلم و عکس‌ها سایبری‌های رضا اقدام به هشتگ پرانی در دفاع از ساواک در توئیتر کرده اند. از کلیت ماجرا اینطور بر می آید که ساواک در این سال‌ها با هدف اعتبار سازی به جهت رسمیت دادن به دودمان پهلوی کاملا فعال بوده اما در سال‌های اخیر کوشیده به خودش مشروعیت بدهد، تا رفته رفته حضور خود را علنی تر کند... اما حالا و با در نظر گرفتن آنچه در طول این سال‌ها رخ داده و رفتار سلبریتی‌ها چند سوال مطرح است: آیا اقدامات سلبریتی ها به ویژه سینماگران در سال‌های اخیر اتفاقی بوده یا ساواک به شبکه سازی در سینمای ایران پرداخته است؟ 🔺 بگذارید یک نمونه را بررسی کنیم؛ سال 96 فیلمی به نام در سینمای ایران توجه ها را به خود جلب کرد. این فیلم با خمیرمایه ی طنز و بازی رضا عطاران به زندگی یک ساواکیِ بی نوا که افراطی های انقلابی به او ظلم کرده اند و حالِ و روز اپوزیسیون ایران می‌پردازد. همان موقع این سوال در ذهن خیلی ها مطرح می‌شود که آیا ساواک در حال تطهیر خود با کمک سلبریتی های بی سواد و پول پرست سینمای ایران است؟ آیا ساواک در این پروژه پول پاشی کرده است؟ این فیلم تحت تاثیر چه کسی و چگونه ساخته شده است؟ کمی بعد از این فیلم دیگری با بازی پرویز پرستویی به نام ساخته می‌شود که چندان بی ربط به روندی که در فیلم مصادره می بینیم نیست؛ و دارد مطربی بی نوا و مملکتی در رقص و پایکوبی را به تصویر می‌کشد که انقلاب 57 همه چیزش را عوض کرده. 🔺 هم پرویز پرستویی و هم سلبریتی های فیلم مصادره و هم برخی عوامل هر دو فیلم، تقریبا پای ثابت تمام پروژه های سینمایی هستند که یا در حال سیاه نمایی است یا ردِ پایِ پول‌های کثیف در آن دیده می‌شود. ماجرا البته به همینجا ختم نمی‌شود و در کنار این رخدادهای مشکوک شاهد فعال شدن برخی سلبریتی ها چون محسن تنابنده، پرویز پرستویی، پرستو صالحی، حمید فرخنژاد، برزو ارجمند، نیما کرمی و سیاهه ای از این اسم ها هستیم که همه یک رفتار مشترک دارند. آنها تا زمانی که در ایران هستند لگد پرانی میکنند و از اینکه "ای کاش به عقب بر می‌گشتیم" میگویند و در عین حال با صریح مرزبندی میکنند (به طوری که مخاطب تصور می‌کند آنها "منتقدِ غیرِ برانداز" هستند) و کمی بعد که از کشور خارج می‌شوند در حلقه ی براندازها و در یک میز در کنار ربع پهلوی دیده شده و صفحات خود را به اعتبار سازی برای "بچه شاه" اختصاص میدهند. به طوری که در این مرحله مشخص می‌شود که مرزبندی آنها با مریم رجوی به معنای برانداز نبودنشان نبوده بلکه معنایش این بوده که تعلق خاطر به جریان دارند. 🔺همه ی ماجرا به سینما ختم نمی‌شود. شما در عرصه آشوب آفرینی میدانی شاهد فعالیت گروهک های تروریستی با عنوان انجمن پادشاهی و گروه های مشابه هستید که همه به نوعی تاثیر پذیری از دودمان پهلوی و تعصب روی آنها دارد. این تاثیر پذیری به شکلی ست که هم در بین عوامل بمب گذاری شیراز و هم در صفحه اینستاگرام عامل جنایت مشهد و هم عامل شهادت تاثیر پذیری از خاندان پهلوی به وضوح دیده می‌شود. اقداماتی که ساواک در این سال‌ها در ایران در قالب یک گروهک اطلاعاتی-تروریستی انجام داده حالا به نقطه ای رسیده که تصور می‌کنند بر اساس آن می‌توانند رسمی و علنی مقابل دوربین قرار گرفته و با چند توئیت برای خود اعتبار سازی کنند. البته این داستان به همینجا ختم نمی‌شود و باید منتظر ماند و دید که با واکنش های دیگر بخش های اپوزیسیون به رونمایی دودمان پهلوی از ساواک و جلب توجه ها به علنی شدن حضور پرویز ثابتی این بازی به کدام سمت پیش خواهد رفت... ____⪻🍃🌸🍃⪼____ @saat_akharozaman
2.17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 در جهانی که تکنولوژی تا عمق سلول نفوذ کرده، هنوز کودکانی با دستان خاکی، از زیر آوار جنایات بیرون کشیده می‌شوند. این تناقضِ مدرن بودن و بدوی ماندنِ وجدان، دردناک‌ترین تصویری‌ست که می‌توان دید. تروریست‌ها، تنها آدم نمی‌کشند؛ آن‌ها معنا را می‌کشند. مرگ یک کودک فقط پایان یک زندگی نیست، شکست یک مفهوم است: عدالت، امنیت، انسانیت. اما وقتی این جنایت در سکوت جهان اتفاق می‌افتد، دیگر فقط تروریست‌ها نیستند که مسئول‌اند. سکوت در برابر شر، شریک جنایت است — فقط با لباس رسمی‌تر و بیانیه‌های دیپلماتیک‌تر. دو کودکی که با زخم و خاک از میان آوار بیرون می‌آیند، تصویری از آن چیزی هستند که هنوز زنده است: اراده‌ی زندگی، حتی وقتی جهان وانمود می‌کند که نمی‌بیند. اگر امیدی هست، در همین نگاه‌های کوچک است؛ نگاه‌هایی که هنوز می‌فهمند چه شده، اما هنوز به جای خشم، تشکر می‌کنند. نه به این دلیل که جهان شایسته‌ی تشکر است، بلکه چون این کودکان هنوز انسان مانده‌اند. و این، دقیقاً همان چیزی‌ست که جهان فراموش کرده: انسان بودن، فقط دیدن فاجعه نیست — واکنش به آن است. 👇 الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم📿 =صَــــدَقِه جاریِه📲 ┄┄┅┅┅❅⏰❅┅┅┅┄┄ @saat_akharozaman 🔮کانال
روزی خواهد رسید که انسان، تنها با قامت خویش، از میان ظلمت عبور می‌کند؛ نه با شمشیر، بلکه با تصمیمی که از عمق یقین برآمده است. به مانند آنهایی که به جنگ نرفتند. بلکه جنگ، به حقیقتی که در دل آنها مأوا داشت، اعلان نبرد کرد. و آنگاه که سایه‌ی ظلم، قامت انسان را نشانه گرفت، آنها ایستادند؛ بی‌هیاهو، بی ترس، بی‌تکلیف‌سازی. آنان که از پشت، نظاره کردند، هرگز نفهمیدند که قدم گذاشتن در دل ویرانی، نه از سر بی پروایی، بلکه از آن روست که آدمی، گاه ناچار است خود را بشکند، تا حقیقت نشکند. آنها نرفتند تا رفته باشند. رفتند، چون رفتنشان، مقدمه‌ای بود بر زیستنی که گمان میکنم ما هنوز شایستگی‌اش را نداریم. بی ریا بودند و صدایی نداشتند، چرا که آنچه از حقیقت می‌آید، همواره بی‌صداست. اما اگر هنوز این جهان رمق دارد، از انعکاس همان سکوتِ سرخ بی صدا است. و آنچه ما باید بدانیم این است که ادای حق آنها، با پاسداشت نامشان نیست. بلکه اگر جایی لحظه‌ای، سکوت و نشستن آسان‌ترین راه بود… و تو برخاستی آنگاه، تنها آنگاه، راه آنها را فهمیده‌ای. زیرا مردان حقیقت، برای خود نایستادند… بلکه برای جهانی بود که اگر هنوز ارزش زیستن دارد، این ارزش از ایستادگی آنهاست تقدیم به روح همه شهدا به ویژه شهید قهرمان وطن حاج مسعود عسگری 👇 الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم📿 =صَــــدَقِه جاریِه📲 ┄┄┅┅┅❅⏰❅┅┅┅┄┄ @saat_akharozaman 🔮کانال
4.65M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جهان! اگر هنوز چیزی به نام وجدان در تو زنده‌ست، بشنو. نه از گزارش‌های رسمی، نه از تحلیل‌های خشک خبری. بشنو از گلوی کودکی که زیر آوار، در همسایگی مرگ، تنها یک سؤال داشت: «مامانم کجاست؟» این صدا، صدای جنگ نبود. صدای اسلحه نبود. صدای زندگی بود که داشت زیر آوار له می‌شد. صدای امیدی که با دست‌های کوچک، از میان خاک و خون دنبال یک آغوش آشنا می‌گشت. تروریست‌ها نیامده‌اند که فقط بجنگند. آمده‌اند ریشه بزنند در قلب سکوت ما. در بی‌تفاوتی دولت‌ها. در معامله‌های ننگینی که به بهای جان کودکان بسته می‌شوند. خانه‌ی آن دختر، نه هدف نظامی بود، نه سنگر مقاومت. خانه بود. جایی برای خنده، برای قصه گفتن شبانه. حالا شده قبرستان خاطره‌ها. و جهان؟ دارد نگاه می‌کند. تحلیل می‌کند. می‌سنجد که جان این کودک "ارزش سیاسی" دارد یا نه. اما ما می‌گوییم: ارزش، در اشک آن کودک بود. در بغضی که حتی هنوز فرصت گریه هم پیدا نکرد. تا وقتی کودکی از زیر آوار نجات پیدا می‌کند، تا وقتی دستی از دل خاک به امید آسمان بلند می‌شود، ما هنوز زنده‌ایم. و هنوز می‌توانیم بایستیم. با عشق، با انسانیت، با صدای بلند. تا روزی برسد که هیچ کودکی، هیچ‌وقت، مجبور نباشد این سؤال را بپرسد: «مامانم کجاست؟» 👇 الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم📿 =صَــــدَقِه جاریِه📲 ┄┄┅┅┅❅⏰❅┅┅┅┄┄ @saat_akharozaman 🔮کانال
14.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرض کنید گلوله‌ای، پیش از آن‌که لب‌های کودکی به آب برسد، سینه‌اش را می‌شکافد. فقط به‌خاطر اینکه در زمانه‌ای به دنیا آمد که خطوط سیاست، از مرزهای انسانیت عبور کرده‌اند. عدالت چیست؟ انسان بودن یعنی چه؟ و جهان، در برابر رنج بی‌دلیل، چه مسئولیتی دارد؟ جهان خواب است. نه خوابی از ناآگاهی، بلکه خوابی از بی‌تفاوتی. چشمانی که هر روز تصاویر جنایت را می‌نگرند، بی‌آن‌که چیزی در آن‌ها بلرزد. قلب‌هایی که می‌دانند، اما ترجیح می‌دهند نخوابیده، خواب‌زده بمانند. چرا؟ شاید چون بیداری، مسئولیت می‌آورد. پرسش این نیست که جهان باید قهرمان باشد. پرسش این است: آیا هنوز می‌خواهد انسان باشد؟ و اگر مرگ یک کودک دیگر جهان ما را نمی‌لرزاند، شاید باید از خود بپرسیم: جهان ما کی از انسان بودن فاصله گرفت؟ 👇 الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم📿 =صَــــدَقِه جاریِه📲 ┄┄┅┅┅❅⏰❅┅┅┅┄┄ @saat_akharozaman 🔮کانال
8.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جنگنده ها به پرواز در آمدند خانه‌ای فروریخت. و کودکانی که دقایقی پیش خواب عروسک‌هاشان را می‌دیدند، کمی بعد با نگاهی پر حیرت به لنز دوربین ها نگاه میکردند و انگار در انتهای نگاهشان میگفتند: شما، که به بال‌های آهنین‌تان می‌نازید، فکر می‌کنید آسمان، قلمروِ قدرت شماست. اما پرواز، نشانه‌ی بزرگی نیست؛ کرکس هم پرواز می‌کند، اما بر بالای اجساد. شما می‌کشید، چون چیزی برای ساختن ندارید. به آسمان پناه برده‌اید، چون از زمین می‌ترسید. فرمان می‌دهید، اما نفرت می‌کارید. و این نفرت، روزی برمی‌گردد، نه با جنگنده، که با عدالت. نه از آسمان، که از دل‌ها. در غزه چشمان فلسطینی هم حتی با نوع نگاهش و پیامی که در خود دارد، مشغول جنگ است دنیا این صحنه‌ها را نمی‌بیند. یا اگر می‌بیند، چشم بسته است. گویی ویرانیِ انسان، دیگر برایش تکراری‌ست. گویی خونِ کودک، ارزان‌تر از نفت است. اما ای فرعون‌های زمان! کشتنِ کودک، پیروزی نمی‌آورد. در هر آواری، دانه‌ای از حقیقت کاشته می‌شود. و روزی خواهد آمد که این دانه، درختی خواهد شد که ریشه در خشم و برگ در امید دارد. سکوت جهان، شرم‌نامه‌ی عصر ماست. اما سکوت، ابدی نیست. تاریخ، حافظه دارد. و عدالت، اگرچه دیر، اما می‌آید. آن روز، دور نیست. روزی که نوبت فرعون‌ها می‌شود تا در آینه‌ی حقیقت، چهره‌ی خود را ببینند. نه در قامت فرمانروا، که در لباس جنایت‌پیشه‌ای تنها.
«و جهان، دقیقاً همان لحظه خواب بود...» کودک، مرده بود. نه در میدان جنگ بلکه در آغوش پدری که هیچ‌گاه قرار نبود تابوت باشد. مرد، قامتش خم نشده بود. بلندتر از همیشه، پیکر بی‌جان فرزندش را بالا گرفته بود. نه برای اعتراض. برای شهادت. که آسمان ببیند، اگر زمین کور شده. و خدا بداند که مرد هنوز به او ایمان دارد و فریاد میزند: حسبی الله... آن‌سوی این تصویر، رسانه‌ ها که مشغول پخش مسابقه و فستیوال ها و اخبار و سریالها و سازمان‌هایی که برای تغییر پرچم‌ها بیانیه می‌دادند، برای تغییر رنگ خونین چهره کودک‌ها، وقت ندارند تروریست‌ها تیر زدند، کشتند، سوزاندند. نه پنهانی با دوربین. با افتخار. و جهان؟ جهان مشغول تجزیه و تحلیل بود که «آیا واقعاً این‌طور شده؟» مشغول بود نه به یک واکنش دیر، بلکه یک بی‌واکنشی تمرین‌شده. اما در غزه آن مرد، ایستاد. مردم ایستادند. با بی‌کسی‌شان. با تنهایی‌شان. و با این آگاهی تلخ: که گاه، باید بی‌رحمانه زنده ماند، تا تاریخ، مرگ وجدان جهانی را در توصیف آن روز ثبت کند. و هنوز، از میان دود و خون، صدایی می‌آید: اینگونه نخواهد ماند... 👇 الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم📿 =صَــــدَقِه جاریِه📲 ┄┄┅┅┅❅⏰❅┅┅┅┄┄ @saat_akharozaman 🔮کانال
4.09M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینجا، مرگ ایستاده است، به قامت انسان. دو میلیون انسان، چونان مسیح بر صلیبِ قرن بیست‌ویکم، در محاصره‌ی گرسنگی، گلوله، و دروغ، چون فراموش‌شده‌ای مطرود، در سکوتِ بلندِ جهان، ایستاده اند و 60هزار تن، نه کشته، که انگار در محراب تمدن دروغین قربانی و پیشکش شده‌اند به خدایگانِ نفت و نفع. و غرب... غربی که شریان‌های جهان را در مشت دارد، غربی که گرسنگی در آفریقا را فریاد می‌زند، در برابر این مصلوبان، لب می‌بندد، چرا که نمی‌خواهد ببینَد. زمانه ی عجیبی است اینان که از عدالت سخن می‌گویند، خود، بر تخت ظلم تکیه زده‌اند. و رسانه؟ مأمور خاموشی‌ست، نه روایت. تریبونِ سرمایه است، نه حقیقت. اما ای برادر! ای انسانِ مصلوب بر صفحه‌ی این ویدیو! بدان، که شب اگر چه بلند است، روشنایی، از رگ گردن به تو نزدیک‌تر است. و ما، فرزندان دردیم. ما را به سکوت عادت نداده‌اند. ما را نیافریده‌اند برای تماشا؛ ما وارثان فریادیم، حتی اگر جهان ناشنوا باشد. و روزی خواهد رسید... که خون، بر صفحه‌ی تاریخ، امضا خواهد کرد: که آن‌ها کشتند، اما پیروز نشدند... 👇 الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم📿 =صَــــدَقِه جاریِه📲 ┄┄┅┅┅❅⏰❅┅┅┅┄┄ @saat_akharozaman 🔮کانال
4.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینجا دیوارها خجالت می‌کشند از اینکه هنوز سر پا مانده‌اند… و انسان، پشت این دیوارها، هر روز کمی بیشتر دفن می‌شود. نه در خاک، بلکه در سکوت. اینجا کودکی افتاد. و این نه خواب بود، نه بازی، نه فیلم. حقیقتی بود به کوچکی یک جسد اما به سنگینی تمام جهان. کودک را نکشتند، بلکه او را از فردا بریدند در مقابل چشمان جهانی که غربِ متمدنش، با دستانی پُر از آزادی، فقط نظاره‌گر است که کودکان چگونه بی‌تاب نان، بی‌تاب آغوش، به آغوش خاک می‌روند. این کودک، شاید مرده باشد اما نگاهش خواهد ماند. چون دشنه ای در چشم تاریخ، و چون خنجری در قلب حافظه‌ی بشر. و ای انسان! ان روز که فرا برسد از تو نمی‌پرسند که چرا سلاح به دست نگرفتی میپرسند چرا صدای فریاد را نشنیدی؟ چرا صدای افتادن را، و اگر شنیدی چرا فریاد نزدی؟ و تو ای دنیا، اگر روزی خواستی خودت را ببخشی، از اینجا شروع کن: از اعتراف به سکوت در برابر ظلم کسی چه میداند شاید واقعا باید به جهانی که در سکوت رفته گفت غمی نیست سکوت کنید و مرگ را ببینید اما ما، زندگی را می‌بینیم که از دل همین زخم، می‌روید. از کودکی که افتاده اما از پیکرش نور جوانه خواهد زد. نه یک، که هزاران… جوانه‌ای از جنس سرزمینی که زنده خواهد ماند، چون مردمانش ایستاده‌اند. 👇 الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم📿 =صَــــدَقِه جاریِه📲 ┄┄┅┅┅❅⏰❅┅┅┅┄┄ @saat_akharozaman 🔮کانال
سرم به جای شیشه شیر ، پرستار به جای مادر و آمبولانس به جای خانه و آژیر به جای لالایی با سر باندپیچی‌شده، در آغوش پرستاری افتاده است… نه مادر دارد، نه خانه. نه صدای لالایی، نه طعم شیر. به جای آغوش مادر، آغوش پرستار. و به جای شیشه شیر… سِرُم. او کودک نیست؛ او سند جنایت قرن است. او مدرک زنده‌ی رسوایی جهانی‌ست که برای یک سگ زخمی جلسه اضطراری می‌گذارد، و برای پنجاه هزار شهید، کاملا بی عمل است دو میلیون انسان در محاصره‌اند. درست در قرن بیست‌ویک، در عصر ادعای حقوق بشر، در دوره‌ای که اینترنت می‌داند تو امشب چه می‌خوری، اما نمی‌داند در غزه چه می‌گذرد. چه بگوییم از مجامع حقوق بشری؟ سازمان ملل؟ دفتری شیک با دیوارهای ضخیم‌تر از وجدان. چه بگوییم از قدرت‌های غربی؟ رهبرانی که شریک جنایت‌اند و رسانه هایی که حقیقت را دفن می‌کنند در میان گرافیک‌ها، جدول لیگ و فشن‌شوها. البته آنها آموخته اند حقیقت را سانسور نکننند، بلکه آن را «بی‌اهمیت» اعلام کنند. در این میان اما مردم غزه… با نان خشک و بدن‌های خسته، و با اشک‌هایی که وقت خشک‌شدن نمی‌یابند، ایستاده‌اند. نه چون به مرگ عادت کرده‌اند، بلکه چون به عزت زنده‌اند. و این کودک، با سرِ باندپیچی‌شده‌اش، نشان ماست، شرف ما، تاریخ ما. و جهان، یا با او هم‌درد خواهد شد، یا در پیشگاه آینده، با شرم و ننگ، محکوم خواهد شد. اینده ای که از بخیه های سر کودک فلسطینی با نوری از لای زخم ها درز کرده روشن خواهد شد....
3.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزی روزگاری، در سرزمینی که خورشیدش از دود بمب‌ها شرم می‌کرد، دخترکی به دنیا آمد با پاهایی برای رسیدن به آرزوهایی بلند. البته دخترک نمی‌دانست دنیا دو دسته است؛ کودکانی که می‌دوند و کودکانی که می‌دوانندشان. او نمی‌دانست زمینِ او، محاصره شده البته نه با سیم‌خاردار و بمب، بلکه با سکوت. یک روز که دخترک خوابیده بود در آغوش مادر، صدایی آمد که بیش از آنکه شبیه به لالایی باشد شبیه به صدای مرگ بود و بعد… وقتی چشم باز کرد، دو پایش نبود. تنها چیزی که مانده بود، لبخندی بود که انگار داشت به تروریست‌ها می‌گفت: من هنوزم هستم. و هنوز، بزرگ‌ترین شکست شما، همین ناتوانی‌تان در کشتن امید من است. دخترک، حالا با زخم‌هایی که دیگر عضو تنش شده‌اند، دروغِ تمدن را تماشا می‌کند. جهانی که برای یک سگ زخمی در پاریس هزار دوربین می‌فرستد، اما برای او فقط یک پرونده‌ی «خسارت جانبی» باز می‌کند در دفتر سازمان ملل. اما این فصل آخر نیست. این روایت‌گر فصلی تازه است؛ فصلی که در سطر های بعدی آن نوشته خواهد شد که دخترکان چگونه با پاهای نداشته‌شان بر سینه‌ی ظلم راه خواهند رفت. فصلی که در آن کودکان، شهرهایشان را نه با مصالح، که با امید بازمی‌سازند. و روزی… در همان خاکی که امروز بوی خون می‌دهد، باغی خواهد شکفت که گل‌هایش از قطره قطره خون شهدا آب خورده و ساقه ی گیاهانش با تکیه بر استخوانِ پاکِ شهدا رشد کرده اند و در آن روز، دخترک، روی صندلی چرخ‌دارش نخواهد بود بلکه بر سکویی بلند خواهد ایستاد، و به دنیا خواهد گفت: ما از خاکستر برخاستیم و تو، ای دنیا، تو را بخشیدیم اما فراموش نه… ...
9.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴راز پیام دلقک به ایران 👇 الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم📿 =صَــــدَقِه جاریِه📲 ┄┄┅┅┅❅⏰❅┅┅┅┄┄ @saat_akharozaman 🔮کانال