eitaa logo
سرهنگ "پاسدارشهیدمحمدغفاری"
1هزار دنبال‌کننده
22.2هزار عکس
7هزار ویدیو
118 فایل
ولادت: 1363/10/30 ـــ🌺ــ شهادت:1390/6/13 اینستاگرام https://www.instagram.com/mohammad.ghafari.parsa محل شهادت:سردشت،ارتفاعات جاسوسان محل دفن:گلزارشهدای شهرهمدان 🔻 نظرات وپیشنهادات🔻 ⚘️ @shahedesaber⚘️ 🔻خادم کانال🔻 ⚘️ @shahid_mohamad_ghafari⚘️
مشاهده در ایتا
دانلود
سرهنگ "پاسدارشهیدمحمدغفاری"
🌹 #محمدپاسدارشد 🌹 #مادرشهید:👇 💠 چند ماهی از آزمون دانشگاه افسری سپاه گذشته بود،اما خبری از قبولی مح
🌹 🌹 :👇 💠 محمد مراحل گزینش را طی کرد و وارد سپاه شد.بعد از آن هم دوره آموزش های افسری سپاه را در دانشگاه امام حسین (ع) تهران گذراند.موقع تقسیم در یگان ها،به دلیل توانمندی های زیادی که از خود نشان داده بوده به یگان ویژه سپاه یعنی یگان صابرین اعزام شد. 💠 ابتدا نمی دانست که یگان صابرین چگونه جایی است. اما خیلی زود شیفته حال و هوای آنجا شد خودش را بیشتر از هر زمانی به شهادت نزدیک می دید.خوشحال بود که در محلی خدمت می کنند که برای انقلاب و اسلام مفید است. 💠 بعضی وقت ها که به خانه می آمد از فرط خستگی فقط می خواست بخوابد.می گفت آموزش ها و دوره های فشرده ای را در طول روز پشت سر می گذرانند و همچنین برخی روزها پیاده روی های بسیار بلند مدتی دارند. 📚کتاب 📌خاطرات وزندگینامه ╔═. ♡♡♡.══════╗ @saberin_shahid_ghafari1 ╚══════. ♡♡♡.═╝
سرهنگ "پاسدارشهیدمحمدغفاری"
🌹 #نزدیک_تربه_شهادت 🌹 #پدرشهید:👇 💠 محمد مراحل گزینش را طی کرد و وارد سپاه شد.بعد از آن هم دوره آموز
🌹 🌹 💠 وقتی محمد برای گزینش آمد پیش من،خیلی سعی کردم تا به او سخت بگیرم. جوان توانمندی بودوبه سوالاتی که می کردم مسلط بود.می گفت می خواهم مرا به جایی بفرستید که سخت ترین شرایط رادرسپاه داشته باشد.تاجوانم و توان دارم می خواهم به مأموریت های دشوار اعزام شوم. 💠 وقتی از علت درخواستش پرسیدم گفت:« می خوام مانند شهید علی چیت سازان باشم.ایشون در بخش اطلاعات فعال بودن وکارهای عجیبی روهم در دوران جنگ انجام دادن.» 📚کتاب 📌خاطرات وزندگینامه ╔═. ♡♡♡.══════╗ @saberin_shahid_ghafari1 ╚══════. ♡♡♡.═╝
سرهنگ "پاسدارشهیدمحمدغفاری"
🌹 #مانند_شهید_چیت_سازیان 🌹 #مسئول_گزینش_شهیددرسپاه 💠 وقتی محمد برای گزینش آمد پیش من،خیلی سعی کردم
🌹 🌹 :👇 💠 سال ۸۳ بعد از گذراندن مراحل گزینش محمد وارد سپاه شد.باید به دوره افسری سپاه اعزام می شد.خوشحال بود که به هدف خواسته اش نزدیک شده است.دوره های در و در شرایط رابه خوبی پشت سر گذاشت. 💠 اهل کم گذاشتن در آموزش نبود.با علاقه درس ها را پیگیری می کرد.محمد راهش را پیدا کرده بود وبا سرعت به سمت آن حرکت می کرد.آخر هفته ها که برنامه آموزشی نداشتیم باهم می رفتیم بهشت زهرا(س) در تهران یا آخر شب خودمان را می رساندیم خرم شاه عبدالعظیم درشهر ری تا از مراسم دعای کمیل استفاده کنیم. محمد از لحظه لحظه ی این موقعیت ها برای خودسازی بیشتر استفاده می کرد. 📚کتاب 📌خاطرات وزندگینامه ╔═. ♡♡♡.══════╗ @saberin_shahid_ghafari1 ╚══════. ♡♡♡.═╝
[با این ستاره‌ها می‌شود راه را پیدا کرد.] ‌«عزیزان من! می‌خواهم بگویم اینها الگویند. جوان در همه‌ جای دنیا به الگو نیاز دارد؛ این‌ها الگوی جوان‌هایند؛ این الگوها را زنده کنید، البتّه کتاب‌هایی نوشته می‌شود، شرح‌حال‌هایی نوشته می‌شود؛ کافی نیست، اینها را با شیوه‌های گوناگونی که در دنیا معمول است، به عنوان الگو جلوی چشم نگه‌دارید؛ بهترین الگوها اینها هستند.» ‌. . ✅ آیین رونمایی از کتاب شنیداری ✅ کاری مشترک ازبنیادحفظ آثارونشرارزشهای دفاع مقدس ✅ اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان همدان وصدا سیمای مرکز همدان ╔═. ♡♡♡.══════╗ @saberin_shahid_ghafari1 ╚══════. ♡♡♡.═╝
سرهنگ "پاسدارشهیدمحمدغفاری"
🌹 #حرکت_به_سمت_هدف 🌹 #همرزم_شهید:👇 💠 سال ۸۳ بعد از گذراندن مراحل گزینش محمد وارد سپاه شد.باید به دو
🌹 (ع) 🌹 :👇 🔸همراه محمد وتعداد دیگری از بچه های دوره افسری انتخاب شده بودیم تا به یگان صابرین اعزام شویم. یگان صابرین شامل نیروهای ویژه سپاه می شد‌وبه افرادی با توانمندی های جسمی بالا نیاز داشت. 🔸بعداز ورد به یگان صابرین مارا به گردان قمر بنی هاشم(ع) فرستادند.همگی از جمله محمد از اینکه وارد این گردان شده بودیم خوشحال بودیم. 🔸فرمانده گردان،سرهنگ محمد جعفرخانی بود که از بدو ورود به یگان،تعریفش را از خیلی ها شنیده بودیم.خیلی زود جعفرخانی ظرفیت های محمد را شناخت وخیلی به هم نزدیک شدند. 📚کتاب 📌خاطرات وزندگینامه ╔═. ♡♡♡.══════╗ @saberin_shahid_ghafari1 ╚══════. ♡♡♡.═╝
سرهنگ "پاسدارشهیدمحمدغفاری"
🌹 #رزمندگان_گردان_قمربنی_هاشم(ع) 🌹 #همرزم_شهید:👇 🔸همراه محمد وتعداد دیگری از بچه های دوره افسری انت
🌹 🌹 💠 شهید جعفرخانی خیلی روی محمد حساب باز کرده بود؛ بعضی مواقع چند مسئولیت را یکجا به او می سپرد.محمد،هم نیروی اطلاعاتی خوبی بود وهم مربی خوبی. برای همین هم،درکنار مسئولیت گردان،مسئولیت آموزش وافسر میدان تیر ومربی تاکتیک رانیز برعهده داشت. 💠 سعی می کرد هریک از مسئولیت هایش رابه بهترین نحو ممکن انجام دهد.یک بار که آخر شب باهم به منزل می رفتیم به او گفتم « محمدتو فقط خوابت را برای خانه می بری؟» با لهجه شیرین همدانی اش جواب داد: «برادرکار خیلی زیاد است وما خیلی عقبیم » 📚کتاب 📌خاطرات وزندگینامه ╔═. ♡♡♡.══════╗ @saberin_shahid_ghafari1 ╚══════. ♡♡♡.═╝
سرهنگ "پاسدارشهیدمحمدغفاری"
🌹 #خیلی_عقبیم 🌹 #همرزم_شهید 💠 شهید جعفرخانی خیلی روی محمد حساب باز کرده بود؛ بعضی مواقع چند مسئولی
🌹 🌹 🔸 دانشکده یک نفر را می خواست تا مسئول امانات شود.چه عکسی بهتر از محمد که همه اورا به امانت داری می شناختند.خودش هم پیش قدم شده بود.البته می دانستیم که چرا محمد این مسئولیت را قبول کرده است. 🔸اتاق امانت دنج بود و بهترین جا برای خلوت و مطالعه به حساب می آمد.محمد هم دنبال چنین جایی بود که هم خلوت کند وهم شب ها نماز شب را راحت بخواند. 📚کتاب 📌خاطرات وزندگینامه ╔═. ♡♡♡.══════╗ @saberin_shahid_ghafari1 ╚══════. ♡♡♡.═╝
سرهنگ "پاسدارشهیدمحمدغفاری"
🌹 #اتاقی_دنج_وخلوت 🌹 #دوست_شهید 🔸 دانشکده یک نفر را می خواست تا مسئول امانات شود.چه عکسی بهتر از م
🌹 🌹 :👇 محمدعاشق آقا بود.زمانی که خبررسید قرار است مقام معظم رهبری برای مراسم پایان دوره به دانشگاه تشریف بیاورند همگی خوشحال شدیم.محمد حال و هوای دیگری داشت.یکی از آرزوهایش دیدن آقا بود.عشق وارادت خاصی به آقا داشت.روزی باهم سوار تاکسی شده بودیم.راننده تاکسی نگاه خوبی به رهبری نداشت.محمد خیلی باادب ومنطقی با او صحبت کرد.اما تأثیری نداشت وآن راننده حرف خودش را می زد.زمانی که محمد دید حرف هایش نتیجه ندارد بدون هیچ گونه حساسیتی از ماشین پیاده شد و واکنشی نشان نداد.سعی می کرد با استدلال وصحبت،نگاه چنین افراد کم اطلاعی را به رهبری ونظام اصلاح کند. 📚کتاب 📌خاطرات وزندگینامه ╔═. ♡♡♡.══════╗ @saberin_shahid_ghafari1 ╚══════. ♡♡♡.═╝
سرهنگ "پاسدارشهیدمحمدغفاری"
🌹 #عاشق_رهبر 🌹 #دوست_شهید:👇 محمدعاشق آقا بود.زمانی که خبررسید قرار است مقام معظم رهبری برای مراسم پ
🌹 🌹 :👇 خیلی زود محمد به یک نیروی خبره اطلاعاتی در یگان صابرین تبدیل شد.خوب شناسایی می کرد وبادقت،منطقه وشرایط را بررسی می کرد.کوچکترین نکات را هم فراموش نمی کرد.وقتی این همه دقت و توانمندی اطلاعاتی را در او می دیدیم گمان می کردیم یک عمر است که در کار شناسایی و اطلاعات تجربه دارد.درست شبیه شهید حسن باقری،محمد هم یک اعجوبه برای اطلاعات به حساب می آمد. 📚کتاب 📌خاطرات وزندگینامه ╔═. ♡♡♡.══════╗ @saberin_shahid_ghafari1 ╚══════. ♡♡♡.═╝
💚 درشهرِ ڪوچڪـِـ خود گمنام بود... حالا دنیــــ🌏ـــــا او را می‌شناسد آری شهــــــادت با آدمی چنین میڪند هرچـه مشهورتـــ❤️ـــر 🕊 📚 📚 🌷 ╔═. ♡♡♡.══════╗ @saberin_shahid_ghafari1 ╚══════. ♡♡♡.═╝
سرهنگ "پاسدارشهیدمحمدغفاری"
#سیره_وکلام_شهدا #پاسدار_محمد_غفاری 💠وظیفه ی حراست و #حفاظت از #انقلاب به دوش ماست و این انقلاب هم
💚 درشهرِ ڪوچک خود گمنام بود... حالا دنیــــ🌏ـــــا او را می‌شناسد آری شهــــــادت با آدمی چنین میکند هرچـه مشهورتـــ❤️ـــر 🕊 📚 📚 ╭─••✾••♡♡♡•✾•──╮ @saberin_shahid_ghafari1 ╰─••✾••♡♡♡•✾•──╯
🌹 🔸با پایان دوره دبیرستان ،محمدو دوستانش خود را برای کنکور آماده می کردند.محمد در رشته تجربی شرکت کرده بود وسخت خودش را برای آزمون آماده می کرد.وقتی جواب کنکور آماده همه دوستان و آشنایان خوشحال شدند. 🔸محمد در رشته دندانپزشکی ودر دانشگاهی دولتی پذیرفته شده بود.آن روزها رسیدن به چنین نقطه ای آمال و آرزوی هر نوجوانی بود. اما او به هدفی دیگر می اندیشید.دوست داشت وارد سپاه شودولباس سبز پاسداری بر تن کند. 🔸بیش ازهرچیزبرروی دیوارهای شهر،تصویرعلی چیت سازان و شکری موحد‌وستار ابراهیمی را دیده بود و می‌خواست پا جای پای آنها بگذارد.قید دندانپزشک شدن را زد و رفت دانشگاه افسری امام حسین(ع) تا به آرزویش برسد. 📚کتاب 📌خاطرات وزندگینامه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🎐نشر دهید و همراه ما باشید ╭━━⊰❀࿐༅༅࿐❀⊱━━╮ @saberin_shahid_ghafari1 ╰━━⊰❀࿐༅༅࿐❀⊱━━╯