قبل از عملیات، بخاطر گرمای هوا، همراه با تعدادی از بچه ها کلاه های پارچه ای تهیه کردیم و هر کدام اسم و مشخصات خود را روی لبه آنها نوشتیم و به شوخی می گفتیم اگر چیزی از بدنمان نماند، لااقل از روی کلاهمان شناسایی شویم!
پاتک عراق سنگین بود بطوری که دشمن برای هر نفر یک گلوله ی تانک شلیک می کرد ...
در آن شرایط که بچه ها مجبور می شوند که به خاکریز عقب برگردند، «عبدالحسین» با شلیک آر پی جی سعی در مقابله با دشمن داشت که ناگهان . . . 🕊🕊
غروب شد اما خبری از «عبدالحسین» نداشتیم. شب بچه ها دوباره برای بازپسگیری مواضع قبلی و شناسایی و انتقال پیکر شهدا رفتند، پیکر او را نیافتند، ... تنها نشانه ای که از عبدالحسین پیدا شد، فقط یک کلاه نیم سوخته بود که نامش روی آن نوشته شده بود.
#شهید_عبدالحسین_نوروزی_نژاد
سالروز شهادت
#شهید_مفقودالاثر
╭━━⊰❀࿐༅༅࿐❀⊱━━╮
@saberin_shahid_ghafari1
╰━━⊰❀࿐༅༅࿐❀⊱━━╯
ڪلاه نیمسوخته بسیجی
این ماهپاره که نور چشم مادر و قوت قلب پدرش بود، در عملیات بیت المقدس تکه تکه شد
بخوانید روایت شهادتش را...
قبل از عملیات بیت المقدس به خاطر گرمای هوا، همراه با تعدادی از بچه های ذخیره، کلاه پارچه ای تهیه کردیم و هر کدام اسم و مشخصات خود را روی لبه کلاه نوشتیم و به شوخی میگفتیم اگر چیزی از بدنمان نماند لااقل از روی کلاهمان شناسایی بشویم...
این شوخی ما در مورد این شهید عزیز به حقیقت پیوست
یک روز بعد از بازپس گیری جاده دوم، وقتی ما برای جستجوی مفقودین رفتیم، تنها قسمتی از کلاه شهید عبدالحسین پیدا شد...
این کلاه ۳۲ سال نزد یکی از همرزمانش ماند و در آستانه سالگرد شهادتش به خانوادهاش تقدیم شد..
راوی: همرزم #شهید_عبدالحسین_نوروزی_نژاد
انتشار به مناسبت #هفته_بسیج
#شهید_مفقودالاثر
🌹 @saberin_shahid_ghafari1