روضه شب جمعه
#حضرت_شهزاده_علی_اکبر_علیه_السلام
🔲 لطمه و بکاء حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) در شهادت حضرت علی الکبیر (علیه السلام)
⚜️ در هنگامی که حضرت ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) با سرعت خود را بر مصرع حضرت علی اکبر (علیه السلام) رساندند؛ مشاهده نمودند؛ حضرت شهزاده گاهی می گریند و گاهی تبسم می کنند.
🖋 لما حضر الحسین (سلام الله علیه) مصرع ولده علی الاکبر (سلام الله علیه) وجده و به رمق و رأی جراحات بدنه لاتعد انحنی الیه یشمه و یقبله و یقول: " بنیّ علی قتل الله قوما قتلوک ".
🖌 چون مولانا ابوعبدالله الحسین (سلام اللّه علیه) به مصرع فرزندشان شهزاده علی اکبر (سلام الله علیه) رسیدند، او را درحالیکه رمقی بیش بر پیکر مبارک نمانده بود، و با جراحاتی که شمرده نمی شد، یافتند، خم شدند و او را بوییدند و بوسیدند و فرمودند:
پسرم خدا بکشد قومی را که تو را کشت ...
🖋 و لکن شاهد منه شیئا عجیبا یلفت النظر رآه الحسین (سلام الله علیه) بین التبسم و البکاء، فسأله عن ذلک، قائلا:
🖌 در این هنگام سید الشهداء (سلام الله علیه) چیز عجیبی مشاهده کردند، دیدند علی اکبر (عليه السلام) گاه می گرید و گاه می خندد، از علت آن سؤال نموده و فرمودند:
🖋 بنیّ أراک بین حالتین بین حزن و فرح فما هو الباعث یا نور عینی أخبرنی یا ولدی.
🖌 ای پسرم! تو را بین دو حال می بینم؛ بین حزن و شادی، ای نور چشمم خبرم بده علت آن چیست؟
🖋 قال: یا ابتاه! أما تبسمی فانّی نظرت الی هذه الجهه أری جدی رسول الله (صلی الله علیه وآله) بیده الکأس الذی وعدتنی به
و اما بکائی فانّی نظرت الی هذه الجهه أری جدتی الزهراء (علیها السلام) جالسة الی جنبی تنظر الی جراحاتی، ثم تنظر فی وجهک فتلطم رأسها بیدها و هی تبکی... .
🖌 عرضه داشت: ای پدرم ! اما خنده ام به خاطر این است که به یک طرف نگاه می کنم و جدّم رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را میبینم که به دستش ظرف آبی است که شما وعده داده بودید
و اما گریه ام به خاطر این است وقتی به طرف دیگر می نگرم می بینم جدّه ام زهرا (سلام الله علیها) در کنارم نشسته و به جراحاتم نگاه می کند و سپس به صورت شما نگاه می کند و با دستش به سرش لطمه می زند و گریه می کند ...
📔 الموسوعه الکبری عن فاطمه الزهرا ء س، ج ۶، ص ۳۰۴
📔 مجمع مصائب اهل بیت نهاوندی، ص ۱۹۹
#سبک_زندگی_کریمانه
https://eitaa.com/sabkezendegikareemane