5.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍شهیدی که امام رضا علیه السلام جواب سلام وی را حضورا داد.
🔸سردار شهید مهندس عبدالمهدی مغفوری شهید مستجاب الدعوه ای که هنگام سلام به امام رضا علیه السلام در حرم مطهرش و مقابل ضریح مطهر امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام جلویش حی و حاضر شد و حضورا جواب وی را داد.
💢راوی آقای صادقی هیئت شهدای گمنام مشکین شهر...
#شهید_عبدالمهدی_مغفوری
╔═.🥀🍃.📿════╗
🆔️@sabokbalan_e_ashegh
╚════🥀.🍃.📿═╝
💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸
﷽سبک بالان عاشق﷽
#باب_الحوائج_گلزار_شهدا_کرمان
#شهید_عبدالمهدی_مغفوری
👈رعایت بیت المال👉
با موتو خودش اومده بود سر کار
گفتم : حاجی بخشنامه اومده که فرمانده هان می توانند از ماشین سپاه استفاده کنند .
تبسمی کرد و خودکارش رو از جیبش بیرون آورد و گفت :
من روز قیامت جواب همین رو هم
نمی تونم بدهم چطوری سوار ماشین بشم
خدا عاقبتمون بخیر کنه
#کجایید_ای_شهیدان_خدایی
بعد از شهدا ما چه کرده ایم؟؟؟
╔═.🥀🍃.📿════╗
🆔️@sabokbalan_e_ashegh
╚════🥀.🍃.📿═╝
•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈•
💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸
﷽سبک بالان عاشق﷽
~🕊
#روایت_عشق^'💜'^
🌿شھیدۍ ڪھ پیڪࢪش قࢪآن مےخواند..
وضو گرفتم، رفتم بالای سرش و روی او را کنار زدم، رنگش مثل مهتاب نور میداد و عطر و بویِ عجیبی از پیکرش به مشام میرسید، وقتی گوشم را به صورت و دهانش نزدیک کردم مثل کسی که برق به او وصل کرده باشند در جا خشکم زد، چون من هم از او "تلاوت قرآن" شنیدم. درست یادم است در همان لحظهای که گوشم نزدیکِ دهان او بود شنیدم که سوره «کوثر» را میخواند. چند نفر دیگر هم شنیده بودند که قرآن میخواند...
✍🏻به روایت دوست شهید
#شهید_عبدالمهدی_مغفوری♥️🕊
╔═.🥀🍃.📿════╗
🆔️@sabokbalan_e_ashegh
╚════🥀.🍃.📿═╝
•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈•
🌷⃟🕊
✍شهیدی که به خاطر شهید عبدالمهدی مغفوری با مادرش قهر کرد شهید حسین انجم شعاع...
⭕️مادر دیگر درباره ی شهید مغفوری این گونه سخن مگو!
🔹برای زیارت شهداء به گلزار شهداء رفتم بر سر قبر پسرم شهید حسین انجم شعاع که نزدیک شهید علی شفیعی و در همسایگی شهید عبدالمهدی مغفوری قرار دارد نشسته بودم.
🔸نوه ام نزد من آمد و گفت: می گویند شهید مغفوری حاجت ها را برآورده می کند...
🔹به شوخی گفتم: تو برو حاجتی طلب کن اگر برآورده شد من پانصد هزار تومان اینجا خرج می کنم.
🟢همان شب حسین شهیدم را در خواب دیدم.
🔸من هیچ وقت خوابش را ندیده بودم.
🔹اما آن شب و در حالی که بسیار ناراحت بود به خوابم آمد.
🔸زانوهایش را در بغل گرفته و سر بر زانو نهاده بود و حتی به من نگاه نمی کرد...
🔹به او گفتم: حسین جان چرا ناراحتی؟ چرا قهر کردی؟
🔸گفت: مادر! دیگر در مورد شهید مغفوری این گونه سخن نگو...
🔹از خواب بیدار شدم و با خود گفتم من که به شوخی این حرف را زده بودم!
🔸از آن به بعد بیش از پیش به زنده بودن شهداء و کرامت شهید مغفوری ایمان آوردم.
💢راوی مادر شهید حسین انجم شعاع...
#شهید_عبدالمهدی_مغفوری
#معجزات_کرامات_شهدا🌹
╔═.🥀🍃.📿════╗
🆔️@sabokbalan_e_ashegh
╚════🥀.🍃.📿═╝