میگفت که روایت داریم یکی از نشانه های مومن
اینه که ناراحتیش تو قلبشه و شادیش تو چهره ،
و روایت داریم که میفرماید مومن دائم النشاطه !
زندگی بدونِ داشتن یکی که پایهی تو باشه خیلی سخته.
میدونی چی میگم؟ مثلا میخوای چای بخوری و کسی نیست که همراهیت کنه. میخوای بری توی هوای بارونی قدم بزنی ولی تنهایی. یهو دلت هوای حرم میکنه ولی کسی نیست ببرتت زیارت. دعای کمیل و دعای ندبه رو میخوای توی هیئت بگذرونی و شبِ جمعه هیئت باشی ولی هیچکس نیست که تو رو ببره. دلت میخواد صبح جمعه بعد از دعای ندبه بری گلزار شهداء ولی یکی نیست که همراهیت کنه. دلت هوای کربلا میکنه و تمام فکر و خیالت اونجاست ولی نمیتونی بری چون هیچکس مثل تو دلتنگ نیست.
میدونی چی میگم؟ گاهی میتونی تنهایی همه چیزو تجربه کنی، ولی از یهجا به بعد دلت میخواد یکی باشه که پا به پایِ تو ذوق کنه برای بارون. پا به پات اشك بریزه توی روضه و دعای ندبه و کمیل. یکی باشه که دستتو بگیره ببرتت کربلا و پایهی این باشه که یكماه بمونی اونجا. یا ببرتت سوریه و براش مهم نباشه چقدر راه سخته. اصلا بیاد بشینه کنارت تا با چیپس و ماست از یه سریال لذت ببرید و برای دقیقه به دقیقهش ذوق کنید. یا بتونی چای بخوری و کنارش کتاب بخونی...
شاید مهم ترین نکته توی تمام روابط همین باشه که با بقیه جوری رفتار کن که دوست داری با خودت رفتار کنن.
همه فکر میکنن ما برای تفریح کتاب میخونیم، درحال که سخت در اشتباهن. ما برای تفریح کتاب نمیخونیم، در حقیقت ما برای زندگی کردن، کتاب میخونیم.
گاهی فکر میکنیم ترسناکترین چیز، از دست دادن آدمهاست...
ولی شاید ترسناکتر از اون، روزیه که خودمون از خدا فاصله گرفتیم و دیگه راه برگشتی برامون نمونده باشه.
صَــبـورا
گاهی فکر میکنیم ترسناکترین چیز، از دست دادن آدمهاست... ولی شاید ترسناکتر از اون، روزیه که خودمون
یه وقتایی آدم اونقدر از خدا دور میشه که دیگه حتی صدای دعاهاش هم براش آشنا نیست...
و چه غمگینه وقتی کسی که همیشه پناهت بوده، ازت دور نباشه؛
این تو باشی که ازش دور شده باشی.
صَــبـورا
یه وقتایی آدم اونقدر از خدا دور میشه که دیگه حتی صدای دعاهاش هم براش آشنا نیست... و چه غمگینه وقتی
خدا هیچوقت از بندههاش دور نیست...
این ماییم که گاهی
با گناه،
با غفلت،
با بعداتوبهمیکنم ها،
کمکم بین خودمون و خدا فاصله میندازیم.
تصور کردم لحظهای که دیگه خدا رو نداشته باشم؛
لحظهای که با وحشت، وسط خرابیِ اعمالم دارم داد میزنم و صداش میکنم، تا فقط جوابم رو بده...
ته دلم ریخت.💔
چقدر وحشتناکه دنیایی که توش خدا هم صدات رو نشنوه...
و تلختر اینکه
تو ممکنه با دست خودت همچین دنیایی رو بسازی.
🖊 #صبورا_نوشت