"لا اَجدُ مَفَرّاً مِمّا کانَ مِنّی
و لا مفزَعاً اَتَوَجَهُ اِلَیهِ فی اَمری
غَیرَ قَبولِکَ عُذری وَ اِدخالِکَ اِیّایَ فی سَعَةِ رَحمَتِک"
- من جایی پیدا نکردم که
از دست اعمال خودم فرار کنم ؛
یا پناهگاهی که به سمتش برم ؛
جز اینکه تو معذرت خواهیمو بپذیری...
و منو به آغوش ِ رحمتت وارد کنی :)) .
• دعای کمیل
میگفت امیدوارم همونقدری که صبح روز یکشنبه ۱۰ اسفند از خبر شهادت رهبر اشک غم ریختی، به زودی یک صبح جمعه با خبر ظهور منتقم امیرالمومنین و اولادش اشک شوق بریزی :)
از امیرالمؤمنین ء پرسیدند: چرا عشق پر از درد است ؟ فرمودند : تا هر کسی ادعای عاشقی نکند ./
یهو اینو دیدم و یهو یاد آقا افتادم. یاد شبی که تا صبح خوابم نبرد از زمزمه خبری که پخش شد . یاد اون صبحی افتادم که بعد از سحری خوردن، تلویزیون رو خاموش کردیم خواستیم برای چند دقیقه چشم رو هم بزاریم اما نشد، نشد چون یکی زنگ زد و شروع کرد گریه کردن و اونجا فهمیدم چیشده. وقتی تلویزیون رو روشن کردم، آرزو میکردم گوشهام اشتباه شنیده باشه. آرزو میکردم بمیرم اما این خبر دروغ باشه. اون روزی که آقا رفت حتی یک ساعت هم نخوابیدم. از همون لحظه که خبر رو شنیدم گریه کردم تا شب. خیره میشدم به یه جا و فقط گریه میکردم. یاد صدای آقا میوفتادم گریه میکردم. یاد خندههاش میوفتادم گریه میکردم. عکسش رو تو گوشیم میدیدم گریه میکردم. وقتی یاد اون روز میوفتم، ناخودآگاه چشمام پر از اشک میشه و گریه میکنم. میدونی؟ دست خودم نیست. قلبم خیلی غم داره بابتش. حتی اگه بیست سال هم بگذره این غم برام تازهست. مثل همین الان که هروقت میرم تصاویر و فیلم هارو میبینم بیاراده گریه میکنم. انگار که دوباره برگشتم به همون روزی که آقا رفت... :)))))