خدا میگوید:
نگو بدون آن نمیتوانم زندگی کنم
تو را بدون آن هم زنده نگه میدارم
و فصل عوض میشود
شاخه درختانی که سایه میافکنند خشک
میشوند
صبر لبریز میشود
یار را که جان و دلت بود، غریبه میشود
و ذهنت متعجب میشود
دوستت تبدیل به دشمن میشود
دشمن برمیخیزد و تبدیل به دوستت میشود
دنیای غریبیست
هر چیزی را که میگویی نمیشود
اتفاق میافتد
میگویی نمیاُفتم، میاُفتی، سقوط میکنی
میگویی غافلگیر نمیشوم،
غافلگیر و متعجب میشوی
عجیبترینش هم این است که میگویی
مُردم،اما باز هم زنده میمانی🕊🤍
نمیدونم والا ظاهرا خاورمیانه نیست مافیاست
شب میشه همه همو میزنن روز میشه هیچکی به روی خودش نمیاره🗿
جنگ زمانی آغاز میشود که زبانِ منطق و توافق، در برابرِ ارادهی تجاوزگر، لال میماند؛ زمانی که دشمن، پیمانها را میشکند و منافعِ خود را بر هر حقیقتی ارجح میدارد.
درست در همین نقطه است که صلحِ ظاهری معنای خود را از دست میدهد و به تسلیم بدل میشود.
برای ما، جوانانی که طعمِ تحریم و حمله را چشیدهایم، جنگ یعنی دفاع از خاکی که میراثِ آبا و اجدادِ ماست؛ و صلحِ ناخواسته یعنی شاهدِ ویرانیِ این میراث باشیم و دم نزنیم.
صلحِ دروغین، آن است که دشمن، با لبخندی فریبنده، بمبها را بر سرِ ما فرود آورد و ما صرفاً نظارهگر باشیم.