بخشاول / آسیای شرقی
اواخر قرن پانزدهم میلادی پرتغالیها تونستند با فریب دادن یک دریانورد عرب راه دریایی آفریقا به هند رو پیدا کنن، و اولین اروپاییهایی باشند که به آسیای شرقی دست پیدا میکنه. اونها تونستن به واسطهی معامله با هندیها به سود زیادی برسن و محصولات جدیدی رو وارد اروپا بکنن. پادشاه پرتغال برای دههها تلاش کرد که پای هیچ اروپایی دیگهای به هند و آسیای شرقی باز نشه و دستور داد تمام نقشه ها رو نابود کنن حتی برای فریب دادن مابقی اروپایی ها نقشههای اشتباه درست کرد تا توی اقیانوس گم بشن.
اوضاع به تدریج تغییر کرد. یه هلندی به نام جان هویگن لینشوتن به عنوان خدمتکار یه اسقف پرتغالی استخدام شد و همراهش به هند رفت. هفت سال به اون خدمت کرد و با دقت و پنهانکاری به دنبال پیدا کردن اسرار دریایی پرتغالیها گشت. سرانجام تونست همه جزئیات دریانوردی پرتغالیها رو گردآوری و در سال ۱۵۹۵ میلادی در کتابی به نام سفر در هلند منتشر کنه. در همون سال اولی که کتاب منتشر شد هلند کشتیهای خودش رو به سمت جنوب شرقی آسیا فرستاد.
سفری که دو سال و نیم طول کشید و از ۲۸۹ ملوان این کشتیها فقط ۸۹ نفر زنده موندند. اما سودی که از این سفر به دست اومده بود هلندیها را ترغیب میکرد که این بار کشتیهای بیشتری به سمت آسیا بفرستند. سفر بعدی هلند با ۲۲ کشتی در سال ۱۵۹۸ میلادی انجام شد و سود به دست اومده ۴۰۰درصد بود. دریانوردان هلندی از پرتغالیها ورزیدهتر بودند و کشتیهای اونها در اون دوران بهترین کشتیهای تجاری جهان بود، پرتقالیها مجبور بودند حضور هلندیها را در آسیا تحمل کنند..
در اولین سالهای قرن هفدهم میلادی انگلستان کشور ثروتمندی نبود. الیزابت ملکه این کشور کف اتاقهای کاخش رو با علف میپوشوند و اسپانیاییها و پرتغالیها با تمسخر درباره او صحبت میکردن. اخبار سفرهای پرسود هلندیها و پرتغالیها به گوش ملکه الیزابت میرسید و او رو هم تشویق میکرد تا در جزایر جادویی شرق به دنبال تجارت باشه. یه گروه از تاجرای انگلیسی هم مثل ملکه مشتاق تجارت با آسیا بودند و بالاخره با نظارت ملکه شرکت هند شرقی تشکیل داده شد. ۵ کشتی این شرکت در یکم ژانویه ۱۶۰۱ میلادی سفر دور و دراز خود را به جنوب شرقی آسیا آغاز کردند. در این کشتیها لباسهای پشمی، در و پنجرههای آهنی و کالاهای دیگر انبار شده بودند تا در آسیا با ادویه مبادله شوند..
فرمانده انگلیسیها فردی به نام جیمز لنکستر بود که از طرف ملکه انتخاب شده بود. انگلیسیها بعد از سفری خطرناک و طولانی رسیدند به جنوب شرقی آسیا اما متوجه شدن که مردم منطقه هیچ علاقهای به اجناس انگلیسی ندارن تا به صورت پایاپای با اونها معامله کنن، اونا فقط حاضر بودن به انگلیسیها ادویه بفروشن اما انگلیسیها پولی در بساط نداشتن. لنکستر فقط یک راه به ذهنش رسید پرتقالیها سالهای طولانی بود که با هندیها معامله میکردند برای همین میدونستن که اونها به چه کالاهایی علاقه دارن، خبر رسیده بود که کاروان بزرگ از کشتیهای پرتغالی در راهه، کمین کردن و خیلی سخت بهشون حمله کردند و پرتغالیها چون از قبل خبر نداشتند شکست خوردن. لنکستر کشتیهای انگلیسی را پر از اجناس پرتغالیها کرد و راهی جزیره جاوه شد.
توی جاوه از پرتغالیها خبری نبود. لنکستر تونست با کالاهایی که از پرتغالیها دزدیده بود معامله خوبی انجام بده و سود زیادی برای شرکت هند شرقی به ارمغان بیاره. چند روز بعد ناوگان انگلیسی راه برگشت رو در پیش گرفت و در یازدهم سپتامبر ۱۶۰۳ میلادی به بندر پلیموت انگلستان رسید. مهمترین جنسی که این کشتیها همراه خودشون داشتن ۴۶۸,۱۸۲ کیلو فلفل بود که با قیمت خوبی در بازار لندن به فروش رسید همه سهامداران شرکت شاد و سرخوش بودند و انتظار میکشیدند تا سفر بعدی این کشتیها برنامهریزی بشه.
انگلیسیها پرتغالی ها رو غارت کرده بودند ولی باید با یک رقیب بسیار نیرومندتر که اونا نیز شرکتی به نام هند شرقی تو آسیا تاسیس کرده بودند رقابت میکردند، هلندیها. تعداد کشتیهای هلندی ۵ برابر کشتیهای انگلیسی بود.از طرفی اونا در جزیرههای مهم اندونزی قلعههایی ساخته بودن تا از کشتیهای خود مراقبت کنن و اجازه رفت و آمد به کشتیهای دیگه رو ندن. هلندیها همیشه این جمله را تکرار میکردند که در آسیا تجارت بدون جنگ و جنگ بدون تجارت غیر ممکنه.
هلندیها سرزمینها و جزایری رو تصرف میکردند و ساکنان اونها رو مجبور میکردند در خدمت تاجران هلندی باشن. رئیس شرکت هند شرقی هلند از کارکنان خود در آسیا میخواست با مردم این مناطق مهربان و خوش رفتار باشن ولی اگر لازم شد به زور تازیانه بر پشت آنها سوار بشن.. هلندیها جزایر جنوب شرقی آسیا یا سرزمینهای ادویه رو به سه گروه تقسیم کرده بودند: ۱-مناطقی که شرکت هند شرقی هلند اونها را تسخیر و اشغال کرده بود و فقط هلندیها حق داشتند در اونها تجارت کنن.
۲-جزیرههایی که حاکم اونها قراردادی با هلندیها امضا کرده بود تا فقط اونها در جزیره داد و ستد کنن.
۳-سرزمینهای آزادی که هلندیها هیچ امتیازی در اونها نداشتند اما میتونستند مانند دیگران در اونجا معامله و خرید و فروش بکنن.
هلندیها علاقه داشتند که بیشتر جزیرههای جنوب شرق آسیا را به عنوان گروه اول سرزمینهای ادویه تصرف کنن، در این جزیرهها فرمانروای جزیره به عنوان نایب السلطنه هلند یا جانشین پادشاه هلند بر تخت حکمرانی باقی میموند. اما باید فرمانهای اشغالگران رو به انجام میرسوند: مقدار مشخصی از کالاهای گوناگون مثل برنج شکر و قهوه رو به اونها تحویل میداد، کارگرانی رو برای تصفیه نمک در اختیار اونها میگذاشت و مردم را برای ساختن پل و جاده و لایروبی بندر به بیگاری میکشید.